پروردگار چه نصيحت جالبى به موسى بن عمران عليه السلام دارد، «يا موسى انظر الى الارض» روى اين زمينى كه راه مىروى، مرتب به زمين نگاه كن، «فانّها عن قريب قبرك» «2» به همين زودى زمين دهان باز مىكند، خانواده و مردم عجله مىكنند كه جنازه تو را در آن گودال بگذارند كه باد نكند و بوى جنازه مردم را اذيت نكند.
غافل از خدا روى مبلها مىنشينيد، پا روى پا مىگذاريد و مردم را به حساب نمىآوريد، گويا شما مردم را آفريده و روزى مردم را شما مىدهيد.
روزگارى اين شعر بسيار زيبا در مجالس ما خوانده مىشد، آن وقت كه تلويزيون نبود، پنجاه سال قبل راديو داشتند، مؤمنهايى كه راديو داشتند، آن را در كمد مىگذاشتند، قفل مىكردند و سر كار مىرفتند، وقتى بر مىگشتند، براى اذان، اخبار و سحر ماه رمضان راديو را روشن مىكردند، مواظب بودند كه دست خانواده نيفتد كه با راديو معصيت كنند. اكنون كه زندگى مردم مملو از معصيت است. در آن زمان بر راديو، مجالس و مدّاحها اشعار سعدى، سنايى، ابن يمين، نظامى و گاهى بعضى از غزليات حافظ و اشعار جلال الدين رومى حاكم بود.
اما اكنون دويست خط شعر خوانده مىشود و هيچ گونه ارزشى ندارد. براى اهل بيت عليهم السلام شعر مىخوانند، پايينترين شعر و منحطترين شعر كه جز اينكه اين شعرها، دل اهل بيت عليهم السلام را بسوزاند، كار ديگرى نمىكند.
يكى از اشعار در باب تواضع در كتاب «بوستان سعدى» است. كتابهاى سعدى، «گلستان»، «مجالس»، «قصايد»، «بدايع»، «خواتيم»، «طيّبات» و «غزليات قديم» مىباشد، همه اين كتابها را من خواندم و سير كردم. در آن روزگار اشعار عالمانه، حكيمانه و دلسوزانه او حاكم بر مجالس بود. اين شعر در باب تواضع در كتاب «بوستان» است.
|
شنيدم كه وقتى سحرگاه عيد |
ز گرمابه آمد برون بايزيد |
|
|
يكى تشت خاكسترش بىخبر |
فرو ريختند از سرايى به سر |
|