پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نصيحت پروردگار به موسى بن عمران عليه السلام‏

نصيحت پروردگار به موسى بن عمران عليه السلام‏

پروردگار چه نصيحت جالبى به موسى بن عمران عليه السلام دارد، «يا موسى انظر الى الارض» روى اين زمينى كه راه مى‏روى، مرتب به زمين نگاه كن، «فانّها عن قريب قبرك» «2» به همين زودى زمين دهان باز مى‏كند، خانواده و مردم عجله مى‏كنند كه جنازه تو را در آن گودال بگذارند كه باد نكند و بوى جنازه مردم را اذيت نكند.

غافل از خدا روى مبلها مى‏نشينيد، پا روى پا مى‏گذاريد و مردم را به حساب نمى‏آوريد، گويا شما مردم را آفريده و روزى مردم را شما مى‏دهيد.

روزگارى اين شعر بسيار زيبا در مجالس ما خوانده مى‏شد، آن وقت كه تلويزيون نبود، پنجاه سال قبل راديو داشتند، مؤمن‏هايى كه راديو داشتند، آن را در كمد مى‏گذاشتند، قفل مى‏كردند و سر كار مى‏رفتند، وقتى بر مى‏گشتند، براى اذان، اخبار و سحر ماه رمضان راديو را روشن مى‏كردند، مواظب بودند كه دست خانواده نيفتد كه با راديو معصيت كنند. اكنون كه زندگى مردم مملو از معصيت است. در آن زمان بر راديو، مجالس و مدّاح‏ها اشعار سعدى، سنايى، ابن يمين، نظامى و گاهى بعضى از غزليات حافظ و اشعار جلال الدين رومى حاكم بود.

اما اكنون دويست خط شعر خوانده مى‏شود و هيچ گونه ارزشى ندارد. براى اهل بيت عليهم السلام شعر مى‏خوانند، پايين‏ترين شعر و منحطترين شعر كه جز اينكه اين شعرها، دل اهل بيت عليهم السلام را بسوزاند، كار ديگرى نمى‏كند.

يكى از اشعار در باب تواضع در كتاب «بوستان سعدى» است. كتابهاى سعدى، «گلستان»، «مجالس»، «قصايد»، «بدايع»، «خواتيم»، «طيّبات» و «غزليات قديم» مى‏باشد، همه اين كتاب‏ها را من خواندم و سير كردم. در آن روزگار اشعار عالمانه، حكيمانه و دلسوزانه او حاكم بر مجالس بود. اين شعر در باب تواضع در كتاب «بوستان» است.

شنيدم كه وقتى سحرگاه عيد

 

ز گرمابه آمد برون بايزيد

يكى تشت خاكسترش بى‏خبر

 

فرو ريختند از سرايى به سر

     

منبع
  • پایگاه عرفان