پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نمونه‏هايى از به فعليت رسيدن استعدادها

نمونه‏هايى از به فعليت رسيدن استعدادها


1- استعداد امير عبدالله خلجستانى‏

 از جمله اين افراد، امير عبداللّه خلجستانى است، كه درباره او نوشته‏اند: شغل او خربندگى بود، كه معنى آن عبارت از كرايه دادن الاغ براى باركشى با مهترى و اصطبل الاغ‏ها بود. يك روزى ايشان از سر كار به خانه مى‏آيد. چشمش به يك كتاب مى‏افتد كه تا آن وقت ميلى به خواندن آن پيدا نكرده بود، ولى آن روز ميل پيدا كرد كه كتاب را ورق بزند و ببيند كه در اين كتاب چه نوشته‏اند؟

اميرالمؤمنين عليه السلام درباره كتاب مى‏فرمايد:

«الكتب بساتين العلماء» «2»

كتابها، باغستان و گلستانِ دانشمندان است. آن دركى كه دانشمندان از كتاب دارند، هر كسى پيدا كند، به مقامات بالا مى‏رسد. اميرعبدالله كتاب را برداشت، ورق زد، چشمش به اين رباعى افتاد كه صاحب كتاب «حنظله باد غيسى» «3» آن را سروده بود. خود او چون مهتر، يعنى سرپرست اصطبل الاغ‏ها بود، لذا كلمه مهتر با مطالعه كننده تناسب داشت.

مهترى، گر بكام شير در است‏

 

شو خطر كن، ز كام شير بجوى‏

يا بزرگى و ناز و نعمت و جاه‏

 

يا چو مردانت مرد روياروى‏ «4»

     

به خود گفت: تو در اين دنيا خربنده شده‏اى؟ انسان با اين همه استعداد، حيف نيست كه به خربندگى اكتفا كند؟ اصطبل را رها كرد و براى خودش با فكر، انديشه، مشورت، ديدن اين و آن و كمك گرفتن از عقل‏ها راه سازى كرد، چون عقل هر انسانى عقل جزئى است. اگر عقول ديگر را به اين عقل جزئى وصل كند، عقل كامل مى‏شود و نتيجه خوبى مى‏دهد.

بالاخره او اميرِ خراسانِ بزرگ شد. خراسانى كه در آن روزگار به اندازه نقشه فعلى‏ ايران، شايد هم بيشتر بود. تبديل به امير عبدالله خلجستانى شد و در اين حكومت هم، به مردم خيلى كمك كرد و به مشكلات مردم رسيد.

اين استعداد نهفته، با ارتباط به عنصر كتاب شكوفا شد. معلوم شد اين انسان از نظر استعداد بايد امير خراسان بزرگ مى‏شد، ولى به خاطر غفلت، خربنده شده است و اين غفلت را با برخورد به كتاب برطرف كرد.

كتاب خوب و صحيح، منبع بسيار عظيمى براى رشد و تكامل انسان است. چه بسيار غافلان، شقاوتمندان و تيره‏روزانى با قرآن مجيد توجه كردند و به وسيله اين كتاب تبديل به انسانهاى والا و باعظمتى شدند، كه منشأ اثر براى جامعه نيز بودند.

منبع
  • پایگاه عرفان