خداوند متعال به دو علت به مجرمان مهلت مىدهد و عجلهاى در انتقام و عذاب ندارد.
اما يك علتى كه به مجرمان مهلت مىدهد، اين است كه مجرم در اين مهلت، گوهر توبه را پيدا كند. يك پندى بشنود، يك صحنه عبرتآميزى را ببيند، يك خط شعر يا يك آيه قرآن او را بيدار كند، مرگ كسى قلب او را حركت بدهد، بلا و دردى او را از خواب غفلت بيدار كند.
گاهى مجرمى را به اميد توبه سى سال مهلت مىدهد و عجلهاى هم ندارد. چه مجرمان عجيب و غريبى بودند كه در فضاى همين مهلتها تبديل به مؤمنان واقعى و پاكان كمنظيرى شدند. تعداد آنها هم در تاريخ بشر كم نيست. پنجاه سال غرق در آلودگى است، يكباره در همين مدت طولانى توبه مىكند پروردگار عالم از او گذشت مىكند، او را در دنيا و قيامت جريمه نمىكند و با پاكان عالم وارد بهشت مىشود.
قرآن مىگويد: مجرمان، مشركان، كافران اگر ايمان آوردند و توبه كردند:
«فَإِخْوَ نُكُمْ فِى الدّينِ» من حكم مىكنم كه آنان برادران دينى شما هستند. اين حوصله و صبر، اخلاق خدا است. گاهى مصيبت و بلايى براى آدم پيش مىآيد و او با عجله مىخواهد آن را حل كند، اما نمىشود، ولى اگر صبر و حوصله كند، زمان مقرر بر او بگذرد و آن نتيجه لازم را بدهد، او از اصل بلا، شاد مىشود كه چنين برنامهاى براى ما پيش آمد. در ابتدا آن بلا خيلى تلخ است، اما با حوصله و صبر، انتهاى آن بسيار شيرين مىشود.