پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

اميرالمؤمنين عليه السلام و خروج صدق از حيات‏

اميرالمؤمنين عليه السلام و خروج صدق از حيات‏

و اما خروج او «وَ أَخْرِجْنِى مُخْرَجَ صِدْقٍ» از دروازه محراب به طرف آخرت حركت كرد. وقتى دور او جمع شدند، دوباره همان حادثه روز سوم ولادت او پيش آمد. فرمود: عزيزان من، به انتظار برگشتن من از اين رختخواب نباشيد. من چند لحظه قبل پيغمبر صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم. من با ورودم، چشم به پيغمبر صلى الله عليه و آله باز كردم، الآن هم در رفتنم از دنيا، چشم به پيغمبر صلى الله عليه و آله باز كردم:

ميسر نگردد به كس اين سعادت‏

به مسجد ولادت، به مسجد شهادت‏

***

در كعبه گشت پديد و به محراب شد شهيد

نازم به حسن مطلع و حسن ختام او

***

روز ازل كه عالم و آدم نبود

جلوه‏اى از روى على عليه السلام‏ كم نبود

آدم اگر چهره نسودى به خاك‏

بر در پيرم على آدم نبود

مرغ گِل ار يافت به تن جان گرفت‏

از دم عيسى به جز از آن نبود

نخله مريم نشدى بارور

بر سرش ار سايه آن دم نبود

كيستى اى آن كه همه عالمى‏

گر تو نبودى همه عالم نبود

گر ننهادى تو به هستى قدم‏

هيچ نشان ز آدم و خاتم نبود

كعبه ز ميلاد تو اين رتبه يافت‏

ور نه بدين پاى معظم نبود

در ره دل كى بُدى اين پيچ و تاب‏

گر شكن زلف تو را خم نبود

در شب معراج كه حق با رسول‏

گفت: سخن، غير تو محرم نبود «1»

منبع
  • پایگاه عرفان