انسان، همانند دیگر اجزای عالم هستی، بیهوده و بدون هدف آفریده نشده است. قرآن کریم درباره نظام آفرینش میفرماید:
«خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ»
«خداوند آسمانها و زمین را به حق آفرید.» (سوره عنکبوت، آیه ۴۴)
بر این اساس، وجود انسان نیز در نظام آفرینش، وجودی هدفمند است. در این نگاه، میتوان مسیر کمال انسان را در چهار حقیقت اساسی خلاصه کرد: علم، معرفت، عبادت و قرار گرفتن در رحمت الهی. انسان باید ظرف علم شود، معرفت خود را به کمال برساند، بندگی خدا را در عالیترین مرتبه تحقق بخشد و سرانجام در گستره رحمت پروردگار قرار گیرد.
وجود مبارک امیرالمؤمنین علی(ع) نمونهای ممتاز از تحقق این مراتب است.
خداوند در آخرین آیه سوره رعد، پس از بیان رسالت پیامبر اکرم(ص)، از شاهدی سخن میگوید که «علم کتاب» نزد اوست:
«قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ»
«بگو: خدا و آنکس که علم کتاب نزد اوست، برای گواهی میان من و شما کافی است.» (سوره رعد، آیه ۴۳)
در روایات اهلبیت(ع)، این آیه بر خاندان پیامبر(ص) و بهطور خاص بر امیرالمؤمنین علی(ع) تطبیق شده است. بُرید بن معاویه میگوید درباره این آیه از امام باقر(ع) پرسیدم. حضرت فرمودند:
«إِيَّانَا عَنَى، وَعَلِيٌّ أَوَّلُنَا وَأَفْضَلُنَا وَخَيْرُنَا بَعْدَ النَّبِيِّ»
یعنی مقصود از این آیه ما اهلبیت هستیم و علی(ع)، نخستین، برترین و بهترین ما پس از پیامبر(ص) است[1]
در روایت دیگری، امام صادق(ع) با اشاره به همین آیه تأکید میکنند که «علم کتاب» در نزد اهلبیت(ع) قرار دارد[2]
از سوی دیگر، در منابع روایی نقل شده است که رسول خدا(ص) ابواب گستردهای از علم را به امیرالمؤمنین(ع) آموخت. از خود آن حضرت نقل شده است:
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ عَلَّمَنِي أَلْفَ بَابٍ مِنَ الْعِلْمِ، يَفْتَحُ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ»
رسول خدا(ص) هزار باب از دانش را به من آموخت که از هر باب، هزار باب دیگر گشوده میشد[3]
بنابراین، هنگامی که از کمال علمی و معرفتی امیرالمؤمنین(ع) سخن گفته میشود، سخن از شخصیتی است که علم او در امتداد تعلیم مستقیم رسول خدا(ص) قرار دارد و روایات اهلبیت(ع)، آیه «وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» را با وجود او مرتبط دانستهاند.
مرحله دیگر کمال انسان، عبادت و بندگی خداست. عبادت در منطق دینی تنها در نماز و روزه خلاصه نمیشود؛ انفاق، صدقه، جهاد در راه خدا، خدمت به بندگان، ایثار و حتی بذل جان نیز از جلوههای بندگی پروردگار است.
زندگی امیرالمؤمنین(ع) سرشار از این عبادت جامع بود؛ اما آنچه عظمت بندگی ایشان را بیش از پیش آشکار میکند، روایتی است که درباره عبادت امام سجاد(ع) نقل شده است.
امام باقر(ع) روزی پدر بزرگوارشان، امام زینالعابدین(ع)، را در حالی دیدند که آثار عبادت سنگین در چهره و بدن ایشان آشکار بود؛ رنگ حضرت از شبزندهداری دگرگون شده، چشمانشان از گریه متأثر و پاهایشان بر اثر ایستادن طولانی در نماز ورم کرده بود.
امام باقر(ع) با مشاهده این حالت گریستند.
پس از مدتی، امام سجاد(ع) از فرزندشان خواستند صحیفههایی را که در آنها عبادت امیرالمؤمنین علی(ع) ثبت شده بود، بیاورد. حضرت بخشی از آن را مطالعه کردند و سپس فرمودند:
«مَنْ يَقْوَى عَلَى عِبَادَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ؟»
چه کسی توان عبادت علی بن ابیطالب(ع) را دارد؟[4]
این سخن هنگامی عظمت بیشتری پیدا میکند که گوینده آن، خود امام زینالعابدین(ع) است؛ امامی که به فراوانی عبادت و سجدههای طولانی شناخته میشود. با این حال، هنگامی که صحیفه عبادت جدّ بزرگوارش امیرالمؤمنین(ع) را مشاهده میکند، اعتراف میکند که چه کسی میتواند به مرتبه عبادت علی(ع) برسد؟
در وجود امیرالمؤمنین(ع)، علم از عبادت جدا نبود و معرفت، انسان را به بندگی عمیقتر میرساند. علم حقیقی باید انسان را به خضوع در برابر خدا برساند و معرفت وقتی به کمال میرسد که آثار آن در بندگی انسان آشکار شود.
چهارمین حقیقت در این مسیر، رحمت الهی است. قرآن کریم در سوره هود میفرماید:
«إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ»
«مگر کسانی که پروردگارت به آنان رحم کند؛ و برای همین آنان را آفرید.»(سوره هود، آیه ۱۱۹)
امام صادق(ع) در تفسیر این آیه میفرمایند خداوند انسانها را آفرید تا اعمالی انجام دهند که بهسبب آنها شایسته رحمت الهی شوند و خداوند بر آنان رحمت آورد:
«خَلَقَهُمْ لِيَفْعَلُوا مَا يَسْتَوْجِبُوا بِهِ رَحْمَتَهُ فَيَرْحَمَهُمْ»[5]
بنابراین، رحمت الهی یک حقیقت جدا از علم، معرفت و عبادت نیست؛ بلکه انسان با پیمودن مسیر بندگی و قرار گرفتن در جایگاه شایسته خود، خود را در معرض رحمت گسترده خداوند قرار میدهد.
امیرالمؤمنین(ع) نمونه کامل انسانی است که علم و معرفت را با عبادت و اطاعت پیوند زد و سراسر زندگی خود را در مسیر رضایت پروردگار قرار داد.
قرآن کریم در توصیف صاحبان خرد، کسانی که در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند، دعایی بسیار عمیق را از زبان آنان نقل میکند:
«رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»
«پروردگارا! اینها را بیهوده نیافریدهای؛ تو منزّهی، پس ما را از عذاب آتش نگاه دار.»(سوره آلعمران، آیه ۱۹۱)
آغاز این مسیر، اندیشیدن در آفرینش و یافتن حکمت و حقانیت آن است؛ سپس انسان درمییابد که خود نیز بیهوده آفریده نشده و در برابر این آفرینش هدفمند، مسئولیت دارد. باید عالم شود، به معرفت دست یابد، بندگی را در زندگی خود محقق کند و در مسیر رحمت پروردگار قرار گیرد.
ثمره چنین مسیری، همان خواستهای است که قرآن از زبان اهل تفکر بیان میکند:
«فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»؛ پروردگارا، ما را از عذاب آتش نگاه دار.
در این منظومه، زندگی امیرالمؤمنین علی(ع) جلوهای کامل از پیوند علم، معرفت، عبادت و رحمت است؛ انسانی که علمش او را به بندگی رساند، عبادتش از معرفت برخاست و تمام وجودش در مسیر قرب و رضایت پروردگار قرار گرفت.