پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

فضيلت بنى‏اسرائيل‏

فضيلت بنى‏اسرائيل‏

ملاك فضيلت بنى‏اسرائيل بر جهانيان زمان خود ممكن است نعمت ايمان آنان به موسى و توارت و مقاومت و صبرشان در برابر فرعونيان تا زمان پيروزى، و شكافته شدن دريا براى آن قوم و غرق شدن فرعونيان در برابر چشمشان و رهائى از عذاب‏ها و رنج‏ها و مشقت‏هائى كه به وسيله فرعونيان گرفتارش بودند باشد.

البته ايمان و عمل و عبادت و اطاعت و بندگى و ايستادگى در برابر دشمن و جلوه‏هاى رحمت‏الهى بر آن قوم تا زمانى كه آنان حافظ اين حقايق در حياتشان بودند به آنان بر ملت‏هاى ديگر كه فاقد اين نعمت‏هاى عظيم و كرامت‏هاى كم‏نظير يا بى‏نظير مى‏بودند برترى داد، ولى پس از اين كه دچار كفران نعمت و ناسپاسى سخت شدند، و از موسى و تورات و فرهنگ حق روى گرداندند، و به عناد با حق و لج‏بازى با حقيقت و گوساله پرستى و پول پرستى، و تحريف حقايق و ظلم و ستم بر هم نوعان خود و ديگر اقوام شدند، مهر ذلت و مسكنت و داغ خشم خدا بر آنان خورد، و ميان يكديگر دچار دشمنى و كينه غير قابل علاج شدند و به پستى و ذلت نشستند و به عذاب‏هاى گوناگون دچار شدند.

با توجه به اين تغيير كلى كه در حيات آنان پيدا شد و به عبارت ديگر ملاك‏هاى فضيلت را از دست دادند و به ويژه با ارزيابى حضرت حق نسبت به امت پيامبر كه در آيه شريفه.

كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ.

جلوه‏گر است، به يقين و صددرصد مى‏توان نظر داد كه منظور از عالمين در آيه شريفه برترى آنان در برهه‏اى از زمان بر جهانيان بوده آن هم زمان كوتاهى كه ملاك‏هاى فضيلت در آنان عينيت داشت و دليلى بر فضيلت و برترى آنان بر همه جهانيان در همه اعصار وجود ندارد.

مگر مى‏توان گفت خداى عادل ملتى را كه از پيامبرشان و پيامبران پس از او روى گردانيدند، و به ستم‏هاى فاحش دست زدند، و به انكار حقايق برخاستند، و به كتاب آسمانى دستبرد زده آياتش را تحريف كردند و به عبادت طاغوت دچار گشتند، و در پول پرستى و حيله و تقلب زبانزد جهانيان شدند، و از اختراع گناه و فساد از شيطان پيشى گرفتند و بلكه خود شيطان امت‏ها شدند بر جهانيان تا قيامت برترى بخشيده!!

اعتقاد به چنين مطلبى تهمت و افتراء به حضرت حق، و ملتزم شدن به دروغى سنگين است.

نظر حق را نسبت به اين قوم پس از برباد دادن ملاك‏هاى فضيلت از طريق آيات قرآن مجيد ملاحظه كنيد تا بيش از پيش ثابت شود كه عالمين در آيه شريفه جهانيان زمان آن قوم است آن هم وقتى كه ملاك‏هاى فضيلت در آنان وجود داشت.

وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ.

داغ ذلت و خوارى و بيچارگى و مسكنت بر آنان زده شد و سزاوار خشم خدا شدند، اين ذلت و مسكنت و دچار شدنش به خشم خدا به سبب آن بود كه همواره به آيات خدا كفر ورزيدند و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند!!

اگر بگوئيم معناى عالمين در آيه شريفه همه جهانيان تا روز قيامت هستند با توجه به آيه شريفه بالا دچار تناقض غير قابل حل مى‏شويم. در سوره مجادله كسانى كه يهود مغضوب حق را به دوستى گرفتند مورد عتاب و توبيخ قرار مى‏دهد:

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ ما هُمْ مِنْكُمْ وَ لا مِنْهُمْ وَ يَحْلِفُونَ عَلَى الْكَذِبِ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‏

أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِيداً إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ.

آيا به كسانى كه يهود مورد خشم خدا را به دوستى و ارتباط انتخاب كردند ننگريستى؟ اينان كه با يهود پيوند برقرار كردند نه از شمايند و نه از آنان و به دروغ سوگند مى‏خورند كه از شمايند و خود مى‏دانند كه دروغ مى‏گويند.

خدا براى اين پيوند خوردگان به يهود مغضوب عذاب سختى آماده كرده است زيرا آنچه را كه پيوسته انجام مى‏دادند بد است.

راستى مطلب عجيب و شگفت‏آورى است، دوستى و ارتباط با يهود مغضوب بر باد دهنده ايمان و عامل مردود شدن اعمال و سبب دچار شدن به عذاب دردناك دنيا و قيامت است!!

قومى كه پيوند با آنان موجب عذاب شديد است آيا ميتوانند بر همه جهانيان تا قيامت برترى داشته باشند، و آيا خداى عادل اين برترى دائمى را بر آنان مى‏پسندد؟!!

وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ.

ما ميان آنان تا روز قيامت كينه و دشمنى انداختيم هر زمان آتشى را براى جنگ با مؤمنان افرختند خدا آنان را خاموش كرد، و همواره در همه جاى زمين براى فساد مى‏كوشند و خدا مفسدان را دوست ندارد.

در سوره‏مباركه دخان مى‏فرمايد بر اساس آگاهى و عملى كه نسبت به ملاك‏هاى فضيلت در آنان داشتيم به انتخاب آنان بر جهانيان زمان خودشان اقدام كرديم:

وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى‏ عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ.

اين انتخاب و گزينش بر اساس آگاهى بود و اين ذلت و مسكنتى كه براى آنان خواسته شد و خشمى كه بر آن سزاوار شدند نيز بر اساس آگاهى به مفاسد و فسق و فجور و جنايات آنان بود.

و ممكن است گفته شود فضيلت و برترى آنان نه بر اساس فرد فردشان در برهه‏اى خاص از زمان بود بلكه ملاك برترى آنان پيامبران بسيارى بود كه در ميان آنان مبعوث به رسالت شدند و برخى از آنان هم مانند داود و سليمان صاحب سلطنت و حكومت بودند حكومتى عادلانه و حكيمانه. بنابراين فضيلت براى آنان نه در همه امور است بلكه در برخى از امور از جمله داشتن پيامبران بسيار بود.

در هر صورت براى بار دوم‏ به آنان هشدار مى‏دهد كه نعمت‏هايم را كه به شما ارزانى داشتم متذكر شويد باشد كه با يادآورى نعمت‏ها به منعم نعمت‏ها توجه كنيد و به فرمان‏هاى او از جمله به ايمان به قرآن و قبول نبوت پيامبر و ولايت اولياء حق گردن نهيد و از اين همه ناسپاسى و كفران نعمت و دشمنى عملى با منعم و پيامبرانش و آياتش بپرهيزيد.

«خدائى كه شما را بر جهانيان به نعمت هدايت در دنياى گمراهى، و توحيد در دنياى شركت و نور ايمان در دنياى جهل و تاريكى و قوانين و شرايع در جهان بى‏بند و بارى و توحش و پيوستگى در دنياى از هم‏گيسخته برترى داد.

اين خلاصه بعثت و دعوت پيامبران است كه بيشتر آنان ازميان بنى‏اسرائيل برخاستند، بنى‏اسرائيل اين برترى را بر ساير مردم در آن زمان قدردانى نكردند، توحيد را به شرك و ايمان را به كفر و به جاى عمل صالح و اجراى شريعت به تشريفات غرورانگيز سرگرم شدند و آئين عمومى خدا را به صورت امتيازات قومى در آوردند، و آن را با اوهام ملل مجاور و معاشر درهم آميختند و بجاى تقوا و نگرانى از آثار و اعمال و روز واپسين به پروراندن آمال و اميدهاى بيپايه پرداختند تا آن كه عقيده عمومى آنان اين شد كه مردم دنيا هر چه باشند اهل دوزخ و عذابند و ما هرچه باشيم اهل نجات و بهشتيم و پيامبران و بزرگان كه از ميان ما برخاستهاند شافعين و مدافعين ما ميباشند، اين اوهام و عقايد بيپايه همان اوهام مصريان و ملل ديگر آن روز دنيا بود كه به صورت ديگرى در ميان بنى اسرائيل ظاهر گشت»

منبع
  • پایگاه عرفان