پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

اهميت ارتباط عقل اول و دوم‏

اهميت ارتباط عقل اول و دوم‏


 اما مساله اين است كه داشتن اين دو عقل به تنهايى كافى نيست، بلكه ارتباط اين دو با هم است كه مهم است و سبب رشد و تعالى مى‏شود؛ چنان‏كه در يوسف سبب رشد شد و در پسر حضرت نوح نشد.  تمام علم‏ها و حكمت‏ها و فلسفه‏ها و كتاب‏ها و اختراعات بشرى محصول عقل اول انسان است، اما محصول آن عقلى است كه نوعى ارتباط، ولو اندك، با عقل دوم داشته و به شكلى تحت تأثير عقل دوم بوده است. از اين‏رو، نمى‏توان پذيرفت افلاطون و ارشميدس و سقراط و ارسطو و حكماى ديگر هيچ ارتباطى با عقل دوم نداشته‏اند، زيرا اين افراد اهل مطالعه بوده و مسائل انبيان را خوانده يا شنيده بودند و همين آگاهى‏ها در رشد عقلشان اثر داشته است.

از طرفى، عقل اول نسل‏به‏نسل در سازمان آفرينش در حال رشد و ترقى است. اين رشد آن‏قدر ادامه مى‏يابد كه يك روز خودم مردم از فسادهاى ظاهرى و باطنى نفرت پيدا مى‏كنند و خواهان عدالت در همه‏ جنبه‏هاى زندگى مى‏شوند. در اين زمان، پرده‏ها كنار مى‏رود و خزانه عقل 124 هزار پيامبر و دوازده امام هويدا مى‏شود و امام دوازدهم با دست مباركشان اشاره‏اى به سر مردم عالم مى‏كنند و عقل‏ها را به مرحله كمال مى‏رسانند.  در حقيقت، عقل محدود انسان به عقل نامحدود امام عصر پيوند مى‏خورد. امام باقر، عليه السلام، دراين‏باره مى‏فرمايند:

تا آن زمان، تنها الف علم پيدار شده است، ولى وقتى عقل‏ها به عقل او اتصال يافت از با تا ياى علم هم پديدار مى‏شود.

اين داستان عقل و رشد آن و اهميت عقل دوم است. اگر انسان به دنبال عقل دوم نرود، ناقص مى‏ماند و حتى اگر در راه هدايت يا در خانه هدايت باشد، سر از گمراهى در مى‏آورد و به آلودگى‏هاى ظاهرى و باطنى بسيارى دچار مى‏شود.  ما هم اگر بخواهيم مى‏توانيم اهل هدايت باشيم، به شرط اين‏كه واقعا بخواهيم و عقلمان را به كار بيندازيم و از پيامبرمان پيروى كنيم و راه را همان‏طور برويم كه اولياى الهى رفتند.

منبع
  • پایگاه عرفان