پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

سفارشات خداوند به حضرت موسى، عليه السلام‏

سفارشات خداوند به حضرت موسى، عليه السلام‏


مرحوم كلينى در كتاب شريف كافى روايتى از امام صادق، عليه السلام، نقل كرده‏اند كه در آن خداوند متعال به حضرت موسى، عليه السلام، مى‏فرمايد:

«يا موسى لا تفرح بكثرة المال و لا تدع ذكرى على كل حال، فإن كثرة المال تنسى الذنوب و إن ترك ذكرى يقسى القلوب».

اولين دستور پروردگار اين است كه به زيادى پول دلخوش و فتنه‏گر نشو (لا تفرح بكثرة المال)؛ زيرا فرح به معنى لذت همراه با فتنه‏گرى و فساد و طغيان است.

دومين دستور نيز اين است كه يك لحظه مرا فراموش نكن‏ (و لا تدع ذكرى على كلّ حال)؛ زيرا «انّ كثرة المال تنسى‏ء الذنوب» مال فراوان سبب فراموشى گناهان مى‏شود. در نتيجه، انسان را از ناپسند بودن گناه غافل و درون او را از گناه پر مى‏كند. ديگر توجه ندارد كه گناه دارد مى‏كند و تنها در پى رسيدن به خوشى و لذت است. اين نتيجه كثرت مال است.

نتيجه فراموش كردن خدا نيز اين است كه انسان قسى‏القلب مى‏شود و دل به فرعون بدل مى‏گردد (و انّ ترك ذكرى تقسى القلوب)

امير المؤمنين دراين‏باره مى‏فرمايد:

«ما جفت الدموع إلا لقسوة القلوب و ما قست القلوب إلا لكثرة الذنوب».

فرعون رحم نداشت. مى‏كشت و به كسى حتى به نوزادان هم رحم نمى‏كرد. دل هم وقتى مانند سنگ شد و به فرعون بدل گشت از رحم و شفقت خالى مى‏شود و اولين نشانه‏اش اين است كه انسان گريه‏اش نمى‏گيرد و اشك چشمش در ديدن بدبختى‏هاى ديگران و تباهكارى‏هاى خودش خشك مى‏شود. اما دليل اين قساوت قلب چيست؟ امير المؤمنين دليل آن را گناه پشت سر هم ذكر مى‏كند در روايتى از امام صادق عليه السلام به نقل از رسول خدا مى‏خوانيم:

«أربع يمتن القلب: الذنب على الذنب، و كثرة مناقشة النساءيعنى محادثتهن- و مماراة الاحمق تقول و يقول و لا يرجع إلى خير [أبدا]، و مجالسة الموتى، فقيل له: يا رسول اللّه، و ما الموتى؟ قال: كل غنى مترف».

يعنى چهار چيز است كه به حيات الهى دل خاتمه مى‏دهد و دل را فرعون مى‏كند: اول، گناه روى گناه. امروز گناه، فردا گناه، اين هفته گناه، آن هفته گناه، امسال گناه، سال ديگر گناه‏ (الذنب على الذنب).

دوم: «و مشاورة النساء»؛ يعنى اضافه حرف زدن با زنان نامحرم (زن برادر، خواهر زن، زنى كه مشترى مغازه است، و در مجموع خوش‏و بش كردن با زنان نامحرم). پيغمبر مى‏فرمايد اين كار به تدريج دل را مى‏ميراند و تبديل به فرعون مى‏كند. مگر در دربار فراعنه يا ساير پادشاهان چه جور مى‏گذشت؟ مگر جز اين بود كه با زنان نامحرم در ارتباط بودند، حرمسرا داشتند، و از هيچ‏كارى شرم نمى‏كردند؟

سوم، «مماراة الاحمق». يعنى بگومگو با آدم‏هاى نادان كه نه خدا سرشان مى‏شود نه حق و نه حلال‏وحرام. «تقول و يقول»؛ يكى تو مى‏گويى و يكى او مى‏گويد «و لا يرجع الى خير ابدا» و هيچ خيرى در اين بگومگو وجود ندارد.

و چهارم، «مجالسة الموتى»؛ با مرده‏ها همنشين بودن. از حضرت پرسيدند: منظور از همنشينى با مردگان چيست؟ فرمود: منظور مجالست با ثروتمندان افراطكارى است كه از گناه پروا ندارند. نشست‏وبرخاست با اين انسان‏ها، نگاه به چهره و سيمايشان قلب را مى‏كشد و فرعونى مى‏كند بعد، اعضاء و جوارح ديگر نيز به گناه كشيده مى‏شوند و انسان را راهى دوزخ مى‏كنند.

منبع
  • پایگاه عرفان