امير المومنين بعد «مشغول وقته» از صفت «شكور» ياد مىكند، ولى من در اينجا صفت صبور را مقدم داشتم تا قطعه نابى را دراينباره بيان كنم.
اگر از لغتشناسان عرب درباره معناى صبر سوال كنيم، خواهد گفت صبر به معنى حبس نفس است؛ يعنى خود را در مدار ايمان به خدا نگه داشتن و به هيچ وجه از اين مدار بيرون نرفتن. اين معنى واقعى صبر است. پس صبر اين است كه تحت هيچ شرايطى با خدا سرگرانى نكنيم و رشته محبت او را پاره نكنيم؛ مثلا، در حال فقر و غنا يا هجوم مشكلات و مصائب يا حتى در حال شادمانى و سرور ارتباطمان را با خدا قطع نكنيم. وقتى مردم با ما بد مىشوند و بدون داشتن حجت شرعى آبرويمان را مىبرند، با خدا و عبادت قهر نكنيم. اين صبر است و اجر عظيمى هم دارد و عملى در قرآن نيست كه براى آن دو اجر قرار داده شده باشد مگر براى صبر :
«أولئك يؤتون أجرهم مرتين بما صبروا و يدر أون بالحسنة السيئة و مما رزقناهم ينفقون».
اينان به علت صبرى كه مىكنند و بدى مردم را با نيكى و خوبى خود دفع مىكنند و از آنچه به آنان روزى كردهايم انفاق مىنمايند، دوبار پاداش داده مىشوند.