پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نزول عذاب به سبب نافرمانى پيوسته‏

نزول عذاب به سبب نافرمانى پيوسته‏

گاهى انسان بر اثر جهل، غفلت، غلبه هوا و هوس، فريب كارى ديگران به معصيتى مبتلا مى‏شود ولى پس از پايان معصيت به پشيمانى و ندامت مى‏نشيند و از حضرت حق عذرخواهى مى‏كند و به جبران گناه بر مى‏خيزد و خلاصه به توبه و انابه و جلب رحمت و مغفرت موفق مى‏گردد، چنين گناهكارى البته از دايره‏ى استحقاق عذاب خارج مى‏شود و مورد لطف و محبت حق قرار مى‏گيرد.

ولى گاهى انسانى يا خانواده‏اى يا جامعه‏اى آلوده به گناه مى‏گردد، و در معاصى و فسق و فجور غرق مى‏شود و بر تداوم گناهش و مخالفت با حق اصرار مى‏ورزد و انديشه و فكرى نسبت به عواقب خطرناك گناه نمى‏كند، و نيتى هم‏ براى قرار گرفتن در فضاى توبه ندارد، و با غرور و كبر در برابر حق مى‏ايستد و حتى انحراف فكرى‏اش به جائى مى‏رسد كه كارهاى زشت خود را خوب و پسنديده مى‏انگارد، چنين فردى يا خانواده‏اى يا جامعه‏اى پس از پايان مهلت الهى كه در آن مهلت مى‏توانستند در مقام توبه و انابه در آيند و به تدارك گذشته برخيزند و آينده را به صورت آينده‏اى پاك و نورانى پى‏ريزى كنند مستحق كيفر و عذاب الهى در دنيا و آخرت مى‏شوند.

در ميان امت‏هاى گذشته بسيارى از امت‏ها فقط و فقط بخاطر تداوم دادن به گناهانشان و روى‏گردانى از توبه و اصلاح نفوسشان و توجه ننمودن به موعظه و پند و نصيحت دلسوزانشان هم‏چون بنى‏اسرائيل زمان موسى و پس از او مستحق عذاب استيصال شدند، عذابى كه براى دفع و رفع آن چاره‏اى نيافتند و بناچار در گردونه عذاب افتادند عذابى كه نظم و انضباط زندگى آنان را به هم ريخت و آرامش و سكونت باطن آنان را نابود كرد و قدرت و قوتشان را بر باد داد و نگرانى و ضعف و دلهره بر آنان حاكم كرد و گاهى ساليانى طولانى در آن عذاب و به فرموده قرآن و رجزى كه از ناحيه حق به عنوان كيفر گناهان مداومشان بر آنان نازل شد دست و پا زدند، و فرياد و ناله كشيدند، ولى از آن خلاصى نيافتند و احدى را هم براى يارى خود پيدا نكردند، تا با ذلت و خوارى و ضعف و زبونى و افتضاح و رسوائى به كام مرگ در افتادند و از گلوى مرگ به معده دوزخ و عذاب ابد رهسپار شدند.

منبع
  • پایگاه عرفان