عنايت اول مقام خلافت است كه بزرگان دين مسائل باارزشى را در كتابهاى خود دراينباره طرح كردهاند. از آيات قرآن چنين بر مىآيد كه گويى پروردگار يكبار مجلس بزرگى تشكيل داده كه همه فرشتگان در آن حاضر بودهاند، زيرا عبارت «كلّهم اجمعين» در وصف آنان به كار رفته است:
«فسجد الملائكة كلهم أجمعون».
موضوع اين جلسه نيز خبر مهمى بود كه پروردگار به فرشتگان خود داد. اين خبر درباره خلق موجودى تازه بود كه پروردگار هنوز به خلق آن دست نزده بود و مىخواست آن را بيافريند و او را خليفه خود در زمين قرار دهد:
«و إذ قال ربك للملائكة إنى جاعل فى الارض خليفة قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال إنى أعلم ما لا تعلمون»
و آن زمان را ياد آر كه پروردگارت به فرشتگان گفت: به يقين، جانشينى در زمين قرار مىدهيم. گفتند: آيا موجودى را در زمين قرار مىدهى كه در آن به فساد و تباهى برخيزد و به ناحق خونريزى كند و حال آن كه ما تو را همواره با ستايشت تسبيح مىگوييم و تقديس مىكنيم. پروردگار فرمود:
من از اين جانشين و قرار گرفتنش در زمين اسرارى مىدانم كه شما نمىدانيد.
از ميان علماى بزرگ اسلام، ظاهرا مرحوم علامه طباطبايى، رحمه اللّه، اصرار دارند كه اين خلافت خلافتى عام است. ايشان نظر آن كه اين مقام را خاص يك نفر مىدانند نمىپذيرد و آن را رد مىكند و معتقد است اين گروه عمق اين آيه را درك نكردهاند. البته، پيش از ايشان هم بسيارى از علما همين نظريه را داشتهاند.
خلاصه نظر آن بزرگوار اين است كه در اين آيه، سياق، كلمات، و نكره بودن لغت خليفه شاهد اين معناست كه اين مقام سارى و جارى در تمام انسانهاست نه اين كه متعلق به فرد خاصى باشد؛ زيرا بعيد است پروردگار عالم تمام فرشتگان را براى اين مورد خطاب قرار داده باشد تا خبر خلافت يك فرد خاص را به آنها بدهد، بلكه اين مجلس برگزار گرديد تا خبر خلق خليفه خدا بر روى زمين به فرشتگان داده شود.