پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

حرمت مؤمن از كعبه بالاتر است‏

حرمت مؤمن از كعبه بالاتر است‏


مرحوم آيت اللّه ملّا مهدى نراقى [4] در كتاب جامع السعادات، كه من در موضوع اخلاق اسلامى كتابى بهتر از آن سراغ ندارم، از علامه بحر العلوم [5] نقل مى‏كند:

وجود مبارك رسول خدا به هنگام طواف شخصى را ديدند كه پرده خانه كعبه را گرفته و پروردگار عالم را براى حل مشكلش به حرمت كعبه قسم مى‏دهد. حضرت از طواف بازايستادند و دست مباركشان را روى شانه آن مرد گذاردند و فرمودند: خدا را به چيز بالاترى قسم بده! تو خدا را به حرمت كعبه سوگند مى‏دهى تا راهى براى حل مشكلت باز كند، ولى بايد خدا را به سوگند بالاترى قسم بدهى!

آن شخص عرض كرد: يا رسول اللّه، من آگاه به سوگندى برتر از اين نيستم. شما به من بياموزيد خدا را به چه چيزى قسم بدهم كه بالاتر از كعبه باشد؟ حضرت فرمودند: اگر اطمينان دارى كه مؤمن واقعى هستى، پروردگار را به حق خودت سوگند بده!

سپس، حضرت رسول درباره مؤمن واقعى توضيح فرمودند كه از توضيح حضرت استفاده مى‏شود مؤمن واقعى از عيب و نقص معنوى خالى است. [6] مؤمن واقعى نه بخيل است، نه حريص، نه طمّاع، نه حس‏گرا، نه مادى‏گرا، نه اهل كينه، نه اهل ريا، نه اهل فتنه، و نه اهل خدعه و نيرنگ؛ مؤمن واقعى انسانى است كه باطنش با پروردگار عالم‏ ارتباط دارد و از پستى‏ها، رذائل و زشتى‏هاى شيطانى خالى است. [7] لذا حضرت فرمودند:

اگر اعتماد به خودت دارى كه مؤمن واقعى هستى، پروردگار را به خودت سوگند بده و بگو: خدايا، به حق خودم، مشكل مرا حل كن! بعد فرمودند:

«فإنّ المؤمن أعظم حرمة من الكعبه».

حرمت و احترام و ارزش مؤمن از ارزش كعبه و بيت اللّه بالاتر است.

علتش هم روشن است، زيرا همه امتياز كعبه در اين است كه منسوب به پروردگار و قبله عبادت است و پروردگار، در قرآن مجيد، از آن با عنوان «بيتى» يعنى «خانه‏ام» ياد كرده است. [9] كعبه، بيش از اين دو مزيت، امتياز ديگرى ندارد:

كعبه يك سنگ نشانى است كه ره گم نشود

حاجى احرام دگر بند و ببين يار كجاست.

كعبه يك نشانه است تا همه در يك جهت خدا را عبادت كنند؛ يعنى عبادت به كعبه واقع نمى‏شود، بلكه كعبه تنها جهت و سمت عبادت را معين مى‏كند و عبادت در جهت آن براى پروردگار مهربان عالم انجام مى‏گيرد. آرى:

مقصود تويى كعبه و بتخانه بهانه‏

وجود مقدس امام دهم، حضرت هادى، عليه السلام، مى‏فرمايند:

اگر همه دنيا را يك لقمه كنند و من ان را با دست خودم در دهان انسان مؤمنى بگذارم، مى‏ترسم حق او را ادا نكرده باشم.

منبع
  • پايگاه عرفان