پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

ايمان حقيقى به خدا

ايمان حقيقى به خدا

در خيابان اميركبير تهران، مغازه‏هايى هست كه مدير و سرمايه‏داران آن مغازه‏ها، هندى هستند كه شايد تاكنون آن‏ها را بارها مشاهده كرده باشيد، اين هندى‏ها حتى در تابستان، با چند متر پارچه ضخيم و با يك كلاه ضخيم بر سر و با موهاى بافته شده ريشى كه از اولى كه مو در صورت در آورده تا شب مرگ هيچ‏گاه كوتاه نمى‏شود، مشغول كاسبى هستند. اگر يك ميليون صد تومانى نقد را در كيف بگذارى و به مغاز اين هندى‏ها ببرى و به آن‏ها بگويى اين پول را آوردم به تو بدهم تا همين امروز بروى اين عمامه را بردارى و اين صورتت را هم بتراشى، مى‏گويد: آيين‏گاوپرستى به من اجازه نمى‏دهد كه من چنين كارى را انجام دهم. آيا ما به آن اندازه‏اى كه او با گاو رابطه دارد، با خدا رابطه داريم؟ او مى‏گويد: من معبودم گاو است و خواسته‏هاى برنام گاوپرستى در افكار علماى ما منعكس است و آن‏ها به ما گفته‏اند: از وقتى كه در اجتماع مى‏آيى، بايد عمامه به سرت بسته باشد و موهاى بدنت را هم تا شب مرگ كوتاه نكنى؛ يعنى تا آن وقتى كه جنازه‏ات را آتش زديم، و اگر دنيا را به من بدهيد، من كارى خلاف آيينم نمى‏كنم؛ چون گاو رضايت ندارد. من مى‏پرسم آيا خدا به اين بى‏عفتى‏هاى مسلمان‏ها رضايت مى‏دهد، و آيا اين ايمان است؟ بلكه ايمان همان است كه در اين آيه آمده:

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فى سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ‏

منبع
  • پایگاه عرفان