پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

تشبى انسان‏هاى بى‏ايمان به حيوانات‏

تشبى انسان‏هاى بى‏ايمان به حيوانات‏

اگر ايمان باشد، پس آيا انسان مى‏تواند بگويد من خدا را قبول دارم و بقيه كارهايى را كه خداوند دستور انجام آن را داده، انجام نمى‏دهم. خدا درآى اول سور جمعه، به اين انديشه غلط جواب داده:

يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ.

قورباغه، در شب و در آب مرا تسبيح مى‏كند؛ الاغ وقتى صدا مى‏كند، در ضمن فريادش، مرا تسبيح مى‏كند. اين آيه قرآن است. آدمى هم كه عقيد خالى به خدا دارد، مثل قورباغه و الاغ مى‏ماند و آن‏ها از اين جهت با هم فرقى نمى‏كنند؛ چون آن‏ها هم عقيده به خدا دارند، در حالى كه نه نماز مى‏خوانند، نه روزه مى‏گيرند و نه از كارهاى حرام دست بر مى‏دارند. آن‏ها بدون اجازه در زمين مردم مى‏روند و گندم و جوى آن‏ها را مى‏خورند، و اصلًا حساب نمى‏كنند كه اين اموال صاحب دارد و او به اين خوردن‏ها راضى نيست. نصف شب اسب، قاطر، الاغ، شتر و قورباغه در زمين‏هاى مردم مى‏روند و علف‏ها را مى‏خورند و خدا را هم قبول دارند. آدمى هم كه به تنهايى خدا را قبول دارد، از اين نظر با قورباغه و الاغ فرقى نمى‏كند.

إِلَّا الَّذينَ آمَنُوا «2»، ايمان؛ يعنى عقيده قلبى، و اين كلاس، اول انسانيت است و بدرقه‏كنند آن أبدى مى‏باشد. وَ عَمِلُوا الصَّالِحات‏ «3»، در كنار عقيده به خدا، بايد عمل صالح باشد؛ يعنى علاوه بر اين كه بايد در عمل، ايمان داشته باشيد، بايد امر و نهى الهى هم بر اين عمل حكومت كند، و أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ‏، اين كه بايد اين عمل را براى خداوند خالص و مخلص انجام بدهد.

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياهً طَيِّبَهً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ‏ ، آيه‏

مى‏گويد: مَنْ عَمِلَ صالِحاً، و نمى‏گويد: «نه من عمل اعتقاداً»، مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏، مرد يا زن فرقى نمى‏كند، وَ هُوَ مُؤْمِنَ‏، ولى دين داشته باشد، فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياهً طَيِّبَهً. إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ‏ ، آيه از جانب خداوند متعال مى‏گويد، ما از بشر عقيد خالى را نمى‏توانيم بخريم، بلكه ما عقيده‏اى را مى‏خواهيم كه به دنبال آن عقيده، هر وقت به او گفتيم: جنگ است و جانت را مى‏خواهم، او جانش را بدهد، و هر وقت به او گفتيم، پولت را در راه خودمان مى‏خواهيم، او هيچ دريغى از پولش نكند، من خداوند، چنين آدمى را در بازار قيامت خريدارى مى‏كنم.

 

منبع
  • پایگاه عرفان