پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

رابطه تن با روح و روان‏

رابطه تن با روح و روان‏

اين تن مَركَب براى روان است، روانى كه اول دارد، ولى آخر ندارد، و براى عقلى كه اول دارد، ولى آخر ندارد. عقل و روح، مَركَبى كه لازم داشتند، به آن‏ها عنايت كردند. بنا بر اين، بايد هميشه در انتخاب تمام برنامه‏ها، عقل و روان حكومت كنند. ذليل و بيچاره ملتى كه عقل و روانشان نوكر چشم و شهوت شده، و عزيز، آن مردان و زنانى كه بدن را خدمتگزار عقل و روان قرار داده‏اند.

قرآن مجيد مى‏فرمايد: خدا زن حضرت نوح پيغمبر عليه السلام و زن حضرت لوط پيغمبر عليه السلام را لعنت كند و از رحمت دور نمايد؛ چون هر دوى آن‏ها خاين بودند. «2» عقل و روح در وجود آن دو موجود، ذليل و بيچاره بودند و اسير شكم و شهوت.

خداوند بر عكس آن‏ها، چهره ديگرى را در عالى‏ترين قله انسانيت نشان مى‏دهد كه آن مقام و شخصيت حضرت‏ آسيه‏  همسر فرعون ملعون است. او زنى بود كه بدن را خدمتگزار عقل و روان قرار داد؛ ولى آن دو زن با اين كه در خانه دو پيغمبر بودند، بدن را در اختيار روان و عقل قرار ندادند. در هر صورت، انسانيت و حيات، با انواع واقعيت‏ها همراه هست. حقيقت‏ها، درستى‏ها، فضيلت‏ها، صفات حسنه و آراستگى‏ها، منظور از حياتى كه در توصيف زندگى وجود مقدس أبى‏عبدالله عليه السلام آمده، حيات انسانيت است.

اگر آدمى به چشم است و دهان و گوش و بينى چه ميان نقش ديوار و ميان آدميت‏

خور و خواب و خشم و شهوت شغبست و جهل و ظلمت حيوان خبر ندارد ز جهان آدميت‏

 

منبع
  • پایگاه عرفان