عدهاى هستند كه اربابپرست و شخصپرست هستند؛ يعنى آدم زندهاى را دخيل در تمام برنامههاى حيات مىدانند، و تا آخر عمر هم سعى مىكنند كه به اين ابرو خدشهاى وارد نشود، از ترس اين كه مبادا برنام شكم، شهوت و زندگىشان بند بيايد. عقيده به خدا، يعنى نفى تمام خدايان قلابى. عقيده به خداى قلابى، يعنى نفى خداى واقعى. هر كسى به خداى واقعى عقيده دارد، تمام خدايان قلابى را طرد مىكند، و هر كسى كه به خداى قلابى عقيده دارد، نمىتواند با خداى واقعى پيوند داشته باشد. عبادت شيطان با عبادت خدا، عبادت پول با عبادت حق و عبادت زن با عبادت حق نمىسازد. انسان در مقام نفى و اثبات است؛ يا اثبات و نفى مىكند، يا نفى و اثبات مىكند. در هر صورت، اولين درس انبيا عليهم السلام، و على الخصوص، آخرين دين الهى، اسلام، عبارت بود از ايجاد يك پيوند سالم با خداى واحد، آن هم به خاطر شكلگيرى، نه عقيده خالىِ حبس شده در درون و زواياى جان.