در اينجا ما هاجر را مىبينيم كه در برابر اين انسانِ جامع تمام ارزشها و كمالات مىگويد، من از احساسات و عواطف دو روزهام گذشت مىكنم تا شايد، بلكه يقيناً در اين ازدواج بركاتى به وجود آيد. خدا هم در برابر اين ازدواج، اسماعيل را به اين زن داد. عجب خانمى، و چه بچهاى. اين خانم فقط همين يك پسر را پيدا كرد. امّا اين بچه، ريش پاكترين، كاملترين و بهترين نسل عالم شد.
به راستى هاجر كيست؟ و مادر چه زنان و مردانى است؟ او مادر خديج كبرى، فاطم زهرا، زينب كبرى سلام الله عليهم است؛ همچنين او مادر پيامبر اسلام، اميرمؤمنان، امام حسن و امام حسين سيد الشهداء و باقى ائمه و امام زمان صلوات الله عليهم است. تمام سادات عالم، چه از طريق مادرى و چه از طريق پدرى، به هاجر مىرسند. قبر اين مادر و اين فرزند كه مدت كمى در دنيا زندگى كردند، در كنار كعبه است. من هر وقت كه به آن محل مىرفتم، به ياد جريانات زندگى نورانى و ملكوتى ابراهيم، هاجر و اسماعيل مىافتادم. ما كه اغلب يا به حج واجب رفتهايم، يا به حج عمره، و يا در فيلمها و در عكسها ديدهايم كه در يك طرف كعبه، ديوارى كوتاه و بيضى شكل وجود دارد كه اين قطعه، جزء طواف نيست. خداوند متعال، داخل اين ديوار را، قطعه بيضى شكل را، از طواف استثنا كرده است و كسى حق ندارد از آن جا طواف خود را آغاز كند؛ چون آن جا جزء مطاف نيست. اين قطعه در روزگارى خان اين مادر و اين فرزند بود، و پنج هزار سال است كه اسم آن را" حجر اسماعيل" گذاشتهاند. ناودان بام كعبه به طرف حجر است. آيات رحمت خدا بر روى پرد كعبه هم بر روى حجر اسماعيل است؛ همچنين قبر هاجر و اسماعيل زير ناودان است؛ يعنى خدا قبر اين زن و بچه ابراهيم عليه السلام را آورده و آن را ديوار به ديوار خان خودش قرار داده است. مىپرسم بهتر از اين وضع مىشود كه آدم، همساى خان خدا بشود؟