پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

ماجراى اختلاط ميرداماد با گناهكاران براى هدايت آن‏ها

ماجراى اختلاط ميرداماد با گناهكاران براى هدايت آن‏ها

در اين جا مى‏خواهم ماجراى خيلى زيبايى را از آثار ايمانِ اهل‏ايمان بگويم. دو عالم مشهور كم‏نظير در زمان حكومت صفويه و در اوج عظمت آن، در عصر شاه عباس، مى‏زيستند كه هم اكنون قبر يكى از آن‏ها در كنار قبر حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام است، و بيش‏تر ما آن را زيارت كرده‏ايم، جناب شيخ بهايى‏ «1»، و يك عالم ديگر هم ميرداماد «2» است كه از شخصيت‏هاى بزرگ رشته فلسفه و حكمت بوده، و آن چهره معروف و با عظمتى كه اكثر ما اسمش را شنيده‏ايم و در كره زمين هم دانشمندان او را مى‏شناسند، صدرالمتألهين شيرازى، شاگرد اين ميرداماد بوده و پرورش‏يافت او.

ميرداماد ديندار فوق‏العاده‏اى بود و نسبت به مردم دغدغه‏دار بود. او خيلى هم عظمت و شخصيت داشت، طورى كه حتى مى‏خواستند به او پست مهم مملكتى بدهند. بين‏ علما او يك استاد شناخته مى‏شد و شاگردانى مثل ملاصدراى شيرازى پرورش داد كه ارزش كمى براى يك استاد نيست.

اين ميرداماد، اين ديندار كه دغدغ مردم را داشت، از خانه كه بيرون مى‏آمد، قبل از اين كه به حوز درس برود، يك ربع و يا بيست دقيقه‏اى مى‏آمد، در يك قهوه‏خانه مى‏نشست. حالا اين‏هايى كه توى قهوه‏خانه بودند، جماعت كفترباز، قمارباز، لات، چاقوكش و عربده‏كش بودند؛ او فقط براى هدايت كردن آن‏ها، مدتى مى‏آمد، با اين‏هايى كه سر چهارراه‏ها و سر كوچه‏ها مى‏ايستاندند، اختلاط مى‏كرد،. گزارش اين اختلاط با مردم، آن هم در قهوه‏خانه و كنار لات‏ها و چاقوكش‏ها، به شاه عباس رسيد. روزى كه در دربار شاه عباس جلسه‏اى علمى بود، شاه عباس با يك دنيا احترام، رو به به ميرداماد كرد و گفت: آقاى بزرگ! عالم كم‏نظير زمان دولت من! شنيدم يكى از علماى بزرگ كشور من رعايت حدود عالِم بودن را نمى‏كند. ميرداماد گفت: مگر او چكار مى‏كند؟ شاه گفت: به من گفتند او به قهوه‏خانه مى‏رود و با لات‏ها و جوان‏ها و با مردم كوچه بازارا اختلاط مى‏كند. ميرداماد گفت: اتفاقاً من هم هر روز در اين مناطق هستم و عالمى را كه شما مى‏گوييد، من نديدم؛ يعنى شاه! مگر ما عالم شديم كه برويم خود را پنهان بكنيم، و بعد مردم نوبت بگيرند و با كمال تواضع پيش ما بيايند. مگر ما عالم شديم كه ويترين‏نشين بشويم. خدا اين علم را به ما داده كه به مردم انتقال بدهيم؛ اين علم را به ما داده كه مردم را هدايت كنيم. اين ديندارى است.

منبع
  • پایگاه عرفان