اينكه حضرت حق مىفرمايد: رحمتش را به هر كس بخواهد اختصاص مىدهد، و به عبارت ديگر معدود بندگانى هستند كه از رحمت ويژه او بهرهمند مىشوند نه بخاطر اين است كه در آن حريم مقدس و مبارك و در آن پيشگاه با كرامت بخلى وجود دارد كه به سبب آن ديگران از دسترسى به آن رحمت محروماند، كه جمله
وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
نشان دهنده اين معناست كه رحمت او كه عين ذات است، و احسان و فضلش بىنهايت است و به هر صورتى كه هزينه كند كمبودى در آن پيدا نمىشود، بلكه اختصاص رحمت به تعدادى خاص فقط و فقط بخاطر لياقت و شايستگى آنان است، كه با تكيه بر عقل و انديشه و ادب در رفتار و متانت در منش و انجام عمل صالح و پاىبندى به حقايق، و آراسته بودن به صدق و درستى به دست آوردهاند، و از اين طريق خود را به جايگاهى رسانيدهاند كه مطلع الفجر طلوع رحمت خاص حضرت الله شدند و مقام رسالت و نبوت و پيشوائى و رهبرى بر جميع مردم، و مايه جذب خير مطلق، در دنيا و آخرت را كسب كردند.
به راستى چه زيباست كه انسان مدتى محدود براى ظهور لياقت و شايستگى بكوشد، و با انتظارى به حق و اميدى مثبت براى به دست آوردن رحمت خاص حضرت رب حوصله بخرج دهد، تا بر اساس وعده غير قابل تخلفى كه خداى رحمان داده، رحمتش در خيمه حيات انسان تجلى كند و براى ابد از آن سفره بىنهايت و فضل و احسان نامحدود استفاده نمايد.
رسيدن رحمت خاص حضرت محبوب به شايستگان مسئلهاى قطعى و حقيقتى حتمى است كه عناد معاندان، و حسد حاسدان، و دشمنى دشمنان، و كينه ستيزهجويان و قدرت اهريمنان هرگز نمىتواند مانع آن شود، خدا هر شايستهاى را كه بخواهد مورد رحمت خاصش قرار مىدهد كه احسان و فضلش بىنهايت و لطفش قديم و رحمتش عميم است.
دست حاجت چو برى پيش خداوندى بر
كه كريم است و رحيم است و غفور است و ودود
كرمش نامتناهى نعمش بىپايان
هيچ خواهنده نرفت از در او بىمقصود