ريشه كلمه تقوا در عربى ، سه حرف است ؛ »وقى « مصدر است و چون كلمهاى عربى است ، الف و لام به آن اضافه مىكنند ؛ »الوقى « . ذات اين كلمه به معناى خود را از افتادن به خطر ، فتنه ، فساد و گناه نگاه داشتن است .
اينجا بايد اين معنا را توجه داشته باشيم كه ظاهر همه فتنهها ، فسادها و گناهان شيرين است . مخصوصاً سه گناه ؛ گناهان مالى ، شهوانى و مقامى . از همه لذيذتر ، گناه مقام است كه انسان شايستگى پُستى را نداشته باشد و خود را در مقام فراهم كردن زمينه تصدى آن پُست قرار دهد .
اين كه شيرينى و خطرش از شهوت و مال سنگينتر است ، به دليل گفتار بسيار حكيمانه و ثابت شدهاى از وجود مبارك رسول خدا صلى الله عليه وآله است كه مىفرمايد :
» آخر ما يخرج من قلوب الصديقين حبّ الجاه «
آخرين چيزى كه از قلوب شايستگان بيرون مىرود ، عشق و محبت به رياست است .
معلوم مىشود خيلى لذتش سنگين و شيرينى آن زياد است . كه بعضى افراد حتى آگاهانه ، با چشم باز و آگاهى كامل حاضر هستند با به دست آوردن مقام ، در حالى كه شايسته نيستند ، جهنم را براى خودشان بخرند .