پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 اثرناپذيرى بى‏تقوايان از قرآن

اثرناپذيرى بى‏تقوايان از قرآن

 اين قرآن هست ، اما هدايتش كجاست ؟ سعدى شعر خيلى زيبايى دارد كه در گلستان است . اين داستان را نقل مى‏كند :

 شخصى بچه گرگى را آورد ، به او گفتند : اين بچه گرگ را براى چه آورده‏اى ؟ گفت : اين تازه نوزاد است و مى‏خواهم تربيتش كنم ، رام و آرام بشود ، اخلاق گرگى را كنار بگذارد . به او گفتند : تو در اين زمينه موفقيتى نخواهى داشت . گفت : خودم مى‏دانم .

 سعدى مى‏گويد : آب و غذاى اين گرگ را داد و او را بزرگ كرد و اما بعد ، در يك حادثه‏اى به صاحبش حمله كرد و شكم او را پاره كرد . آن وقت اينجا دو سه بيت نقل مى‏كند ، مى‏گويد :

  عاقبت گرگ زاده گرگ شود

گرچه با آدمى بزرگ شود

  در شعر ديگرى مى‏گويد :

  زمين شوره سنبل بر نيارد

در و تخم عمل ضايع مگردان

  در بيت ديگرى مى‏گويد :

 پرتو نيكان نگيرد هر كه بنيادش بدست

تربيت نا اهل را چون گردكان بر گنبدست

 مى‏گويد : شما گردو را برداريد ، اگر توانستيد آن را روى گنبد بگذاريد كه بماند ، چون هر جاى گنبد كه بگذاريد ، چرخ مى‏خورد و مى‏افتد .

 قرآن كه مى‏گويد :

  » ذَ لِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ «

  يعنى آن كسى كه نيروى حفظ ندارد ، شما تكليف حلال و حرام و اخلاق الهى خدا را روى شانه‏اش بگذارى ، مانند گردو چرخى مى‏خورد و مى‏افتد . مى‏گويد : ما حلالش مى‏كنيم . اما آن كسى كه نگهدار اوامر و نواهى حضرت حق است ، اين كتاب هدايت روى او اثر مى‏گذارد .

 اين تقواى عام انسانى است ، نه تقواى دينى ، كه من با انصاف باشم و حرمت حكم خدا را در خودم نگهدارم .

 خيلى جالب است كه سنايى مى‏گويد :

 از اين بدتر هست كه وقتى در هندوستان مى‏روى ، بحث حضرت نوح عليه السلام را مطرح كن ، بگو : حضرت نوح عليه السلام پيغمبر اولوالعزم پروردگار است كه براى هدايت انسان مبعوث به رسالت شده است ، مى‏گويند : ما او را قبول نداريم ، اما گاو را خداى خود مى‏دانند :

  گاو را دارند باور در خدايى عاميان

نوح را باور ندارند از پى پيغمبرى

 مقام نبوت كه خيلى پايين‏تر از خدا است در حضرت نوح عليه السلام قبول ندارند ، اما گاو را به خدايى قبول دارند . اين ديگر گنبد خيلى تيزى است كه حتى لحظه‏اى نيز گردو روى آن نمى‏ماند .

 

منبع
  • پایگاه عرفان