پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

پدرانى نابكار، فرزندانى صالح‏

پدرانى نابكار، فرزندانى صالح‏

حجاج بن يوسف ثقفى چهره‏اى پست، پليد، خائن، ستمگر، قاتل و موجودى نابكار بود، ذريّه او مورد قبول نبودند، ولى از نسل او در زمان مرجعيت سيد مرتضى انسانى والا و بافضيلت، شاعرى شايسته، حكيمى باكرامت، عاشقى وارسته، محبّ اهلبيت، مداح امامان معصوم (عليهم السلام) خصوصاً اميرالمؤمنين و حضرت سيدالشهداء بنام ابوعبداللّه كاتب بوجود آمد.

او بريده از صفات و حالات پدران گذشته‏اش بود، او از نور عقل و فطرت استفاده كرد، حق را پذيرفت، به رنگ حق در آمد، مورد توجه اهل‏بيت شده به صورتى كه بنا بر نقل رياض‏العلماء ميرزا عبداللّه افندى، به علتى سيد مرتضى به او تندى كرد، سيد شب رسول خدا و ائمّه بزرگوار را خواب ديد، سلام كرد، پيامبر با او به سردى برخورد فرمود، عرضه داشت مرا چه تقصير است، فرمود با شيعه و شاعر ما برخورد نامناسبى داشتى، از او عذرخواهى كن، با دميدن آفتاب روز سيد بزرگوار با پاى پياده به در منزل ابوعبداللّه كاتب آمد، از او عذرخواهى و دلجوئى نمود.

جوانان بزرگوار اين قدرت را حضرت حق به شما مرحمت فرموده كه استقلال خود را حفظ كنيد، و از آلودگان و ناپاكان گرچه پدر شما باشد رنگ نگيريد، پس رنگ نگيريد، و در صراط مستقيم حق بمانيد، يا وارد شويد و استقامت كنيد.

منبع
  • پایگاه عرفان