قطعه چهارم: اميرالمؤمنين عليهالسلام در باب حكمتهاى نهجالبلاغه مىفرمايد:
«الدنيا تغر»
اين عناصر مادى، اين زيبايىهاى ظاهرى و اين امور مالى شما را گول مىزند، گول زدن قدرت هم بالاست، اين قدر بالاست كه مىتواند وجدان شما را به كشتن بدهد و هيچ ناراحت هم نباشيد، در دوز و كلك زدن و انحرافى عمل كردن، خيلى راحت مىتواند چراغ وجدان شما را خاموش كند، شما بار اول سيگار تعارف كسى كن كه تا حالا سيگار نكشيده باشد، اخمها را در هم مىكشد، بد است زشت است من تا حالا دود نكشيدهام، وسوسه مىكند، يك بار، يك پك، عيبى ندارد، نمىميرى، او مىكشد. ناراحت مىشود، از درون خودش تازيانه مىخورد، چرا اين كار را كردم، تلخ بود، بد بود، بار دوم اگر وسوسه شد و كشيد، درگيرى باطنى كمتر مىشود، بار چهارم و پنجم كمتر، بعد از بيست سال ماه رمضان به زحمت روزه گرفته است، يك ربع مانده به افطار مرتب مىگويد راديو را باز كن، تلويزيون را بگير، برو بيرون ببين صداى اذان نمىآيد، به محض اين كه مؤذن مىگويد: الله اكبر، سيگار را روشن مىكند و مىكشد، يعنى وجدان را كشته است.
كار زشت، وجدان را كشته، صداى وجدان را خاموش كرده است، دنيا شما را فريب مىدهد، در فريب دادن هم بلد است چراغ وجدان را خاموش كند كه ديگر از كار خلاف ناراحت نشويد، از بردن مال مردم غصه نخوريد، از زدن تو گوش مردم، رنج نكشيد، از ظلم به زن و بچه متأثر نشويد، از حلال و حرام مخلوط كردن دردتان نيايد، اين قدر مهارت دارد كه زشتىها را در مقابل شما آرايش مىدهد. «تغر» بعد از اين كه سرتان كلاه گذاشت و فريبتان داد و مغرورتان كرد، «تضر» شروع مىكند به ضرر زدن، ضرر اعتقادى به شما مىزند، طورى كه نفهمى، ضرر اخلاقى مىزند و بعد «تمر» يعنى در همين گول خوردن نگاهتان مىدارد و در اين ضرر زدن تا كل فرصتها از دست شما برود و بدون خبر مرگتان برسد، با بار سنگينى از گول خوردگى و زيان به عالم بعد منتقل بشويد.