بدان كه اول جادويى دنيا آن است كه خويشتن را به تو نمايد، چنان كه تو پندارى كه وى ساكن است و با تو قرار گرفته و وى جنبان است و بر دوام از تو گريزان است، ولكن به تدريج و ذره ذره حركت مىكند و مثل وى چون سايه است كه در وى نگرى، ساكن نمايد و وى بر دوام همى رود و معلوم است كه عمر تو هم چنين بر دوام مىرود و به تدريج هر لحظتى كمتر مىشود و آن دنياست كه از تو مىگريزد و تو را وداع مىكند و تو از آن بىخبر!!
مگر نمرود را چون هشت صد سال برآمد تيره شد حالى بر او حال
اگر چه از تكبر پيل تن بود ولى يك پشه او را راهزن بود
يقينش شد كه چون انكار كردست خدا اين پشه را اغيار كردست