زندگى كنندگان در سراب
در همه ارزيابىهاى خدا در قرآن و اهل بيت عليهمالسلام در روايات، نسبت به همه امور، درون انسان مورد توجه قرار گرفته است. بدون لحاظ كردن انسان، تمام عالم هستى را به عنوان نعمت ياد كردهاند و قضاوت ديگرى ندارند. اين مجموعه از آيات و روايات عظيمى كه از اهل بيت عليهمالسلام نقل شده است، كه هفده هزار روايت آن در كتاب شريف « كافى » است، در سه بخش اصول، فروع و روضه كافى، با لحاظ كردن درون انسان وارد ميدان شدهاند.
يكى از ارزيابىهايى كه قرآن و روايات مىكنند، در رابطه با دنيا است، اما دنيايى كه در انديشه انسان منعكس شده است، نه دنيايى كه بيرون از وجود آدمى مىباشد. نحوه تفكر، اراده و خواست انسان را لحاظ مىكنند و بر اساس آنها دنيا را ارزيابى مىكنند.
مثلاً كسى كه حسود، حريص، بخيل، مغرور و متكبر است، مجموعه اين حالات محصول انديشه و خواست منفى و درون تاريك او است. لذا دنياى او را براساس محصولات فكرى و ارادى او ارزيابى مىكنند. مىگويند: اين زندگى دنيايى كه تو دارى، بازيچه، سرگرمى، غرور و باطل است.
اين لغات در قرآن آمده است. براى نمونه آيهاى را عنايت كنيد كه در سوره
مباركه نور است. دنياى اين گونه مردم:
« كَسَرَابِ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْـٔانُ مَآءً »
خود اين « يحسبه » يعنى خيالى كه آن خيال، بر هيچ حقيقتى اعتماد و تكيه ندارد. خيال بىمورد و پوچى است. زندگى اينان، مانند آن سرابى است كه تشنه در كوير، خيال مىكند كه آب است. از دور مىبيند رودخانه عظيمى در حركت است، خوشحال مىشود.
خدا كلمه « فرح » را براى اين گونه مردم استعمال كرده است. « فرح، يفرحون » به معناى شادى بىربط و پوچ، همراه با غرور است. تشنهاى كه از تشنگى در حال مردن است، وقتى در كوير خيال مىكند رودخانهاى در جريان است، به سوى آن مىدود. وقتى تشنهاى در گرما بدود، تشنهتر مىشود و وقتى جلوتر مىرود، مىبيند پوچ بوده و خيال مىكرده كه آب است. زندگى اينها نيز زندگى خيالى و پوچى است، كه ظرف عمر آن پر نمىشود، بلكه كاملاً خالى مىماند.