پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

امام كشى دنيازدگان در كربلا

امام كشى دنيازدگان در كربلا

كسى به حضرت سيدالشهداء  عليه‏السلام عرض كرد: به كجا مى‏رويد؟ چرا خانواده را مى‏بريد؟ تمام مردم از شما برگشته‏اند. دوازده هزار نامه امضا دار نوشته‏اند، اما
امضا كنندگان را خواستند، به هر كدام گفتند: چقدر مال نياز دارى؟ چقدر زمين لازم دارى؟ چقدر پول مى‏خواهى؟ به عمر سعد گفتند، او گفت: به غير از ملك رى، خانه وسيعى كه مزين به سنگ قرمز باشد مى‏خواهم، به همگى آنها گفتند: هر چه بخواهيد مى‏دهيم، فقط شما زير امضاى خود بزنيد. گفتند: باشد.

بعد به آنها گفتند: همگى بسيج شويد و به كربلا برويد، سر بريده اين هفتاد و دو نفر را برداريد و بياوريد، آنها نيز گفتند: باشد.

حضرت زينب كبرى  عليهاالسلام عرض كرد: برادر ! برو خود را معرفى كن، بگو كه من پسر پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هستم، مادر بزرگم حضرت خديجه كبرى  عليهاالسلام است، مادرم حضرت فاطمه  عليهاالسلام مرا شير داده است، پدرم على‏بن ابى‏طالب  عليه‏السلام است، بگو كه آيه تطهير در حق ما نازل شده است. حضرت فرمود: خواهرم ! همه اين‏ها را گفته‏ام، اما هياهو كردند تا صداى مرا نشنوند ؛ چون شكم آنها از حرام پر شده است و دنيازدگى باعث قساوت قلب آنها شده است. سبب اين گناه پول، مال و دنيا مى‏باشد.

منبع
  • پایگاه عرفان