پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

خاطره آدم‏شناسى

خاطره آدم‏شناسى

اهل دل مى‏گويند:

ما بيست گونه تعزيه داريم. مردم محل به بزرگ تعزيه خوانان گفتند، ما از تعزيه تكرارى خسته شده‏ايم يك كار نو بسازيد. گفت: باشد، او همه تعزيه خوان‏ها را جمع كرد. گفت: من مى‏خواهم اعلام كنم تعزيه حضرت ابراهيم  عليه‏السلام را اجرا كنيم، من نسخه مى‏نويسم. بار ديگر تعزيه يوسف  عليه‏السلاممى‏خوانيم و بعد تعزيه حضرت يونس  عليه‏السلام را مى‏خوانيم.

بعد روزى اعلام كرد تعزيه حضرت آدم  عليه‏السلامرا بخوانيم. گروه پشت بساط تعزيه لباس عوض مى‏كردند. يك نفر حضرت حوا شد. يك نفر هم شيطان شد. يك كسى هابيل و يكى هم قابيل شد، بعد تعزيه خوانان منتظر آدم  عليه‏السلامشدند. به هر تعزيه خوانى گفتند: بيا آدم شو، گفت: «من آدم نمى‏شوم.»

شش ميليارد موجود متحرك در كره زمين به نام آدم در دنياست؟ آيا ربا خوار و زنا كار و اختلاس‏گر كه روز روشن چند ميليارد از دولت مى‏دزدد، آدم است؟

گفتند: حكيم در آن آفتاب با چراغ دنبال چه مى‏گردى؟ گفت: من دنبال آدم مى‏گردم پيدا نمى‏كنم.

منبع
  • پایگاه عرفان