پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

بشارت ملائكه به ابراهيم (علیه السلام)

بشارت ملائكه به ابراهيم (علیه السلام)

دلسوزي انبيا شگفت‌آور است. پروردگار متعال در قرآن اشاره مي‌كند که چهره‌هاي نوراني و شايسته‌اي، اول شب وارد خانة ابراهيم شدند. ابراهيم خيلي خوشحال شد. تعدادي از ميهمانان غريبه بودند. ابراهيم (علیه السلام) سريع در حياط آمد و يک گوسالة پرواري و پرگوشت را قرباني کرد. به ساره گفت اين گوشت را در تنور مي‌گذاري، زود هم مي‌پزي. يک سفره پهن کرد و گوشت‌ها را در ظرف گذاشت. ديد ميهمان‌ها خيلي آرام هستند. انگار اشتها ندارند و نگاه به سفره نمي‌کنند. ابراهيم ترسيد که اين‌ها چه موجودي هستند؟ گفتند: ابراهيم! ما از جنس شما نيستيم. ما ملائکة حقيم و از طرف خدا براي دو امر آمده‌ايم:

يکي به خانمت ساره که الان در مرز نودسالگي است بشارت دهيم که خدا مي‌فرمايد: مي‌خواهم به تو يک فرزند پسر بدهم. ساره هم به صورتش ضربه‌اي زد و گفت: واي من در اين سن، بچه‌دار شوم؟ و يک خندة تعجب‌آميز كرد. گفتند: خدا اراده کرده و اين کار انجام مي‌گيرد. در سن نودسالگي به يک خانم مي‌خواهد بچه بدهد و بچه‌اش هم پيامبر شود و نسل او هم پيامبر شوند:

(وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ)

و اما امر دوم كه ما نيمه شب مي‌خواهيم به سرزمين قوم لوط برويم؛ زيرا خدا به ما دستور فرموده وقتي اين جمعيت خوابشان گرفت:

(أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها)

ما فرمان داريم از پروردگار که زمين قوم لوط را زير و رو كنيم و سنگ و گل به همة آن‌ها ببارانيم. اين مأموريت ماست. ابراهيم به ملائکه گفت: نمي‌شود از خدا خواهش كنيد از اين‌ها گذشت کند؟ به بلا مبتلا نشوند؟ اين مهر انبيا نسبت به همة مردم است.

منبع
  • پایگاه عرفان