قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

درخواست اهل ايمان از خدا

فراموشى نسبت به تكليف بر اثر كثرت مشغله و فراوانى كار دنيوى، و خطا و اشتباه در درك تكليف و هنگام انجام عمل دو عارضه اى است كه غير معصومان از آن در امان نيستند.

قطعا نسيان كه در اكثر اوقات مقدماتش را انسان به اختيار خود فراهم مى كند، و خطا و اشتباه كه معلول نداشتن علم به تكليف و نپرسيدن از متخصص امور دينى است از موانع راه انسانيت و رشد و كمال آدمى، و حجابى سخت ميان عبد و حق است، و مؤمن تا جائى كه امكان دارد كه قطعاً در هر شرايطى امكان وجود دارد بايد از افتادن در نسيان و دچار شدن به خطا خود را حفظ كند.

مؤمنان با توجه به حالت سَمِعْنا وَ أَطَعْنا ئى كه دارند خود را پاى بند به ترك گناه و فراهم نكردن مقدمات نسيان دانسته و مى كوشند كه در راه دين و طاعت و عبادت دچار اشتباه و خطا نشوند، ولى ممكن است به عللى به نسيان و خطا گرفتار آيند كه قطعاً در مقام جبرانش به شتاب سرعت برمى آيند و متواضعانه و با زارى و تضرع از حضرت حق درخواست مى كنند كه خدايا ما را به نسيان و خطائى كه عارضمان شده مؤاخذه مكن و عذاب و تلافى نسيان و خطا را از ما بردار، و وصل ما را به هجران تبديل مكن، و حبل متين و استوار ميان خودت و ما را با ارّه مؤاخذه مبر، و امور شاق و سخت و دست و پا گير، كه جريمه نسيان و خطاست بر ما چنان كه بر گذشتگان ما بخصوص يهود و نصارى تحميل كردى تحميل مكن، و چيزى كه واقعاً در طاقت و توانائى ما نيست بر دوش وجود ما مگذار، و ما را به تكاليف سخت و سنگين گرچه از عهده ى آن برآئيم به جريمه نسيان و خطا مكلف منما، و آسان گرفتن بر ما را از ما دريغ مدار.

درخواست اهل ايمان از خداوند براى چشم پوشى مؤاخذه و عذاب آنان چه در دنيا و چه در آخرت به علت نسيان و خطا، ناشى از حسن ظن آنان به حضرت دوست است، آنان اين گمان نيك را به حق دارند كه اگر از او بخواهند از مؤاخذه آنان صرف نظر كند بدون ترديد صرف نظر مى كند و از مؤاخذه آنان چشم مى پوشد، و اين حسن ظن آنان به پروردگار مهربان حالتى مثبت و بجا و مورد تاييد شارع مقدس و اصولًا امرى است كه از انسان خواسته شده است.

از رسول خدا (عليهما السلام) روايت شده:

«لا يموتن احدكم حتى يحسن ظنه بالله عزوجل فان حسن الظن بالله ثمن الجنة:»

از شما فرد فرد امتم مى خواهم تا لحظه ى مرگ به خداوند گمان نيك داشته باشد، زيرا گمان نيك به خداوند قيمت بهشت است.

از حضرت عسگرى از پدرانش روايت شده:

«سأل الصادق (ع) عن بعض اهل مجلسه؟ فقيل عليل، فقصده عائداً و جلس عند رأسه فوجدها دنفا فقال له احسن ظنك بالله فقال اما ظنى بالله فحسن:»

حضرت صادق از شخصى كه از حضورش غيبت داشت پرسيد؟ به حضرت گفته شد بيمار است، حضرت به نيت عيادت نزد او رفت و بالاى سرش نشست و او را در بيمارى سختى يافت، به او فرمود به خداوند حسن ظن داشته باشى، عرض كرد گمان و ظنم به خداوند نيكوست.

شيخ مفيد در كتاب امالى نقل مى كند:

«مرض رجل من الانصار فاتاةالنبى (عليهما السلام) و سلم يعوده، فوافقه و هو فى الموت فقال كيف تجدك؟ قال: اجدنى ارجو رحمة ربى، و اتخوف من ذنوبى فقال النبى (عليهما السلام) و سلم ما اجتمعتا فى قلب عبد فى مثل هذا الموطن الا اعطاه الله رجاءه و آمنه مما يخافه:» مردى از انصار بيمار شد، پيامبر به عيادتش آمد، او را در حال مرگ ديد، فرمود تو را در چه حالى بيابم؟ گفت: در حالى كه به رحمت پروردگارم اميدوارم، و از گناهانم مى ترسم، پيامبر فرمود در چنين حالى در قلب مؤمن اين واقعيت جمع نمى شود، مگر اين كه خداوند برابر با اميد عبد به او عطا مى كند، و او را از آنچه مى ترسد امان مى دهد.

حضرت صادق (ع) مى فرمايد:

«حسن الظن بالله ان لا ترجو الا الله و لا تخاف الا ذنبك:»

حسن ظن به خدا اين است كه جز به او اميد نبندى و جز از گناهت نترسى.

تو اميد منى درگاه و بيگاه

كنون از كرده ها استغفر الله

تو اميد منى در عين طاعت

مرا بخشا ز نور خود سعادت

تو اميد منى اندر قيامت

ندارم گرچه جز درد ندامت

تو اميد منى اندر صراطم

به فضل خويشتن بخشى نجاتم

تو اميد منى در پاى ميزان

به لطف خويش بخشى جرم و عصيان

مرا اين نفس سركش خوار كردست

شب و روزم به غم افكار كردست

دوائى چاره كن زين درد ما را

ز لطف خود مگردان طرد ما را

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب


بیشترین بازدید این مجموعه