پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

توبه حرّ

توبه حرّ

آيا گناهان دوره عمر ما سنگين‏تر است يا گناه حرّ بن يزيد رياحى؟ يقينا گناه حر، گناه حر اين بود كه جلوى ابى عبدالله را گرفت؛ گفت: نمى‏گذارم بروى، نه مكه 

بروى و نه يمن بروى، نه مدينه بروى و نه كوفه بروى.

امام  عليه‏السلام را اينقدر نگه داشت تا سى هزار نفر گرگ امام  عليه‏السلام را محاصره كردند و با يارانش كشتند، ولى صبح عاشورا يك مقدار فكر كرد، ديد عجب گناه عظيمى را مرتكب شده، يك گناه بى نمونه، بار اين گناه كمر آسمانها و زمين را مى‏شكست، چنانچه در زيارت عاشوراست، كه مى‏گوييم يا اباعبدالله مصيبت تو بر همه آسمانها و زمين گران آمد. چه مصيبتى، بعد از جلوگيرى حر، چه اتفاق عجيبى افتاد كه حضرت زين العابدين  عليه‏السلام روى منبر مسجد شام زار زار گريه كرد و گفت: مردم كسى را كشتيد كه ماهيان دريا برايش گريه كردند، پرندگان هوا برايش گريه كردند، ملائكه گريه كردند، جن گريه كرد و اين كار حر بود.

اما حرّ اول طلوع آفتاب پسرش على را صدا كرد كه هيجده سالش بود، گفت: بابا بيا طرف ابى عبدالله برويم، گفت پدر، خجالت نمى‏كشى، تو هشت روز جلوى پسر پيامبر را گرفتى، با زن و بچه‏اش، به اين مردم قاتل تحويل دادى، فكر مى‏كنى بروى پيش امام حسين راهت مى‏دهد، گفت: پسرم تو حسين را نمى‏شناسى، من چكمه‏هايم را پر خاك مى‏كنم و مى‏اندازم گردنم، اين گردنم را كج مى‏كنم، تو دست مرا بگير، مرا طرف پسر فاطمه برسان.

چند قدمى خيمه‏ها ابى عبدالله بيرون آمد، قمر بنى هاشم بيرون آمد، تا چشمش به ابى عبدالله افتاد گفت اول بپرسم و بقيه قدمها را بردارم، صدا زد من مى‏توانم از اين حيوانيتى كه دچارش بودم به انسانيت برگردم.

امام حسين  عليه‏السلام فرمود: چرا سرت را پايين انداختى؟ ابى عبدالله آغوشش را باز كرد.[31]

به خدا قسم، الان آغوش رحمت خدا براى همه شما باز است.

غرق گنه نااميد مشو زدربار ما

 كه عفو كردن بود در همه دم كار ما