فلاسفه يونان در تعريف انسان مىگويند: انسان چيست؟
«الانسان حيوان ناطق»
يك موجود زندهاى است كه داراى نفس ناطقه است، يعنى با تمام موجودات زنده عالم فرق دارد. امتياز بيشترى دارد.
قرآن مىگويد: انسان خليفه خدا در روى زمين است، موجودى است كه آيينه منعكس كننده خداست! اين با تعريف يونانىها خيلى فرق دارد. البته يونانىها هم اشتباه نكردند، ولى در تعريف انسان كم گذاشتهاند! به مقدارى از هويت انسان اشاره كردهاند!
فرويد در اروپا انسان را چنين تعريف مىكند: انسان شهوت محض است يعنى حتى اگر سر و شامه و عقل آدم را در تعريف به كار نگرفته، آمده و گفته انسان، انسان است فقط به نيروى لذت جويى او! اگر در عالم طبيعت به دنيا بيايد و نتواند لذت جنسى ببرد، ديگر به او نمىشود گفت: انسان! بعد هم در نوشتههايش مىگويد: هر خرجى خواستيد بكنيد، فقط پاى شهوت بگذاريد و به هيچ شكلى جلوى شهوت را نگيريد. چرا؟ چون تو او هستى! پستترين تعريفى كه از انسان شده است. كمونيستها يك كم بالاتر از فرويد انسان را تعريف مىكردهاند: هگل و ماركس و لنين و استالين گفتند: انسان يعنى نيروى توليد، انسان نوعى ابزار در اين عالم است! و اين ابزار هم نبايد به اختيار خودش باشد، كل اينها بايد به اختيار دولت باشند! اينها كار بكنند و كاركردشان مال دولت، و دولت براى آنها يك كوپن قرار مىدهد كه هر سال، يك جفت كفش به خودشان و به زن و بچه شان برسد و اگر زودتر پاره شد، پاى برهنه روى برفهاى مسكو راه برود! در دو سال يك كت شلوار، در كل عمر هم دو تا بچه! اگر بچه بيشتر بياورند، دولت تداركاتى به سومى نمىدهد.
انسان در نظر كمونيستها عبارت است از يك نيروى مولد اقتصاد! يعنى انسان گاو زمين است ولى گاو با چهار پا توليد، مىكند ولى انسان بايد با دو پا توليد كند. كل توليد هم از دولت است. اما قرآن مجيد حقيقت انسان را گفته:
«الانسان خليفة اللّه»
تو ظرف انعكاس اسماء و صفات خدا هستى!