نوشته : حضرت استاد حسین انصاریان
قیامت، سفر بزرگ انسان از پایان دنیا تا رسیدن به سرنوشت ابدی است؛ سفری که در باور اسلامی مراحل روشن و پیوستهای دارد. آشنایی با این مراحل، نگاه ما را به زندگی عمیقتر میکند و انگیزه آمادگی، اصلاح عمل و امید به رحمت خدا را افزایش میدهد.
مرگ، آخرين روز از دنيا و اوّلين روز از روزهاى آخرت براى انسان است. با مرگ قيامت آدمى برپا میشود و آخرت او روشن میشود. مرگ، حق و يقين و پلى براى انتقال از دنياى فانى به سوى حيات جاودان است. مرگ براى مؤمن راحتى و آرامش و مانند بوئيدن عطرهاى دلانگيز و شاداب است. و براى كافر از نيش مار و عقرب دردناكتر و تلختر است.
انسان مؤمن و كافر در هنگام جان دادن، صحنه هاى عجيب و تازهاى میبينند كه سرنوشت او را مشخص میكند، با اين حال بر انسان است كه به رحمت گسترده خداوند و محبّت اهل بيت عليهم السلام اميدوار باشد و از وسوسه هاى شيطانى و نفسانى به خدا پناه ببرد.
برزخ، عالمى بين دار دنيا و آخرت است. اعتقاد به امور برزخى از يقينيّات دين اسلام است. كالبد آدمى در عنصر خاك باقى مىماند، ولى روح، زنده و حسّاس و بيدار است و لذّت و درد را حس مىكند. ارواح مؤمنان و كافران در برزخ داراى هوشيارى و درك پاداش و كيفر هستند و از اوضاع و احوال دنيا آگاهى دارند. البته روح مؤمن از منافع و آثار اعمال خويش در دنيا سود میبرد و پرونده عمل او به خاطر كارهاى نيك و خيرات و فرزندان صالح و ... باز میماند. اما كافر پرونده عمل او بسته شده و دست او از دنيا و امور مادّى و معنوى كوتاه مىگردد.
قبر، خانه برزخى آدم است. جسم او از حوادث روزگار و اذّيت حيوانات مصون میماند. مسئله قبر، حق و اعتقادى است كه هر كس بپذيرد؛ روح و ريحان او به سوى رستگارى و بهشت راهى میگردد و دريچه اى گلستان، از درون قبر به سوى باغ هاى بهشت برايش باز میگردد. و هر كه نپذيرد دريچه اى از آتش و سوزش به درون قبر او باز میشود و تا كيفر ابدى در رنج و عذاب خواهد بود. از امور مهم در قبر مسئله تلقين ميّت، حضور فرشتگان نكير و منكر براى بررسى اعتقادات انسان، حضور شيطان در كنار پيكر او براى القاى شك و شبهه در قلب و فكر او؛ و فشار قبر و ... مىباشد.
ساعت، در قرآن مجيد به معناى روز قيامت كه به خاطر ناگهانى يا گستردگى آن نزد خداوند است. در آيات و روايات معتبر دينى از نشانههاى روز قيامت و رستاخيز به أشراط الساعة تعبير نمودهاند. و أشراط الساعة همان علامتهاى نزديك شدن روز قيامت است كه بايد به آنها ايمان و باور داشت كه در روايات نشانههاى ظهور قيامت را ده نشانه برشمردهاند كه برخى از آنها در آخرالزّمان اتفاق میافتد.
نفخ صور، دميدن در شيپور كه حقيقتش براى ما روشن نيست براى برچيدن دنيا و برانگيختن آدميان براى زندگى جاودانه، از زمينههاى قيامت است. حضرت اسرافيل به اذن الهى در مرحله اوّل به شيپور خود میدمد و همه موجودات میميرند و سپس در مرحله ديگر با دميدن در صور، قيامت كبراى همگان در محشر برپا میشود. اين مرتبه حياتى، براى قدرت نمايى حق تعالى است كه همه موجودات نابود شده اند. اينك پروردگار مىفرمايد:
يَوْمَ هُم برِزُونَ لَايَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَىْءٌ لّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَ حِدِ الْقَهَّارِ[1]»
روزى كه همه آنان آشكار میشوند، [و] چيزى از آنان بر خدا پوشيده نمیماند. [و ندا آيد:] امروز فرمانروايى ويژه كيست؟ ويژه خداى يكتاى قهّار است.
سپس همه خلايق براى حساب و كتاب به محشر برمىخيزند.
محشر، گرد هم آمدن اجسام و اجساد مخلوقات در محلّى بزرگ و بازگشت روح و جان به آنهاست. بدون شك اين گردهمايى آفرينش و آفريدگار براى خداوند قادر و حكيم امكان وقوعى دارد و حضرت حق همه اجزاى كامل و ناقص موجودات- از ذرّه و ماده اصلى آنها- را در كنار هم قرار میدهد و به بررسى دقيق و عادلانه امور دنيوى از نيك و شر مىپردازد.
ميزان، ترازوى عدالت و حساب براى حسابرسى حقوق و حدود موجودات است.
بررسى اعمال و صفات انسان با ترازوى معنوى و نظارت انبيا و اوصياى الهى عليهم السلام به ويژه رسول اللّه صلى الله عليه و آله سنجيده مىشود. در برخى روايات معتبر معصومان عليهم السلام، نفس اميرمؤمنان على عليه السلام و همه ائمه اطهار عليهم السلام و اعمال عبادى مانند نماز و روزه و حج و ولايت، از معيارهاى پذيرش هستند.
حساب، برابرى بين اعمال و جزاى آنهاست. پاداش يا كيفر بر عمل نيك يا ناپسند و توبيخ بر مكروهات و مباحات و استحقاق سپاس و احترام بر رعايت حقوق الهى و ترك محرّمات و گناهان، در اين امور، به حال بندگان رسيدگى میشود.
در اين محاسبات از عمر و جوانى و مال و مصرف آن و كتاب خدا و محبّت اهل بيت و اعضا و جوارح بدن و حقوق مردم؛ پرسش و پاسخ صورت میگيرد.
البته برخى اعمال مانند: زيارت قبر امام حسين عليه السلام و امام رضا عليه السلام، خواندن سورههايى مانند اعراف و هود و شفاعت پيامبران و معصومان عليهم السلام و اولياى الهى در تخفيف و خلاصى از محكمه محاسبه اعمال تأثير بسزايى دارد.
همه كردار و رفتار و گفتار و افكار آدميان در نزد گنجينه حافظه الهى ذخيره است.
و ذرّهاى از آفرينش در آسمان و زمين پنهان نمیماند. و علاوه همه افعال و اثرات آن در نزد پروردگار حاضر و گواه است و نيز همه شاهدان از پيامبران و معصومان و فرشتگان و زمين و زمان و اعضا و جوارح هم، با ثبت و ضبط نسخه تك تك عملها در بايگانى قيامت، به محضر الهى آورده میشوند. در اين حال تمامى شاهدان گواهى میدهند و دهان مجرمان مهر زده میشود و دست و پايشان شهادت میدهند.
پس از بررسى اعمال، نامه هاى عمل نيكان به دست راست آنان هديه میشود و نامه هاى عمل بدكاران از پشت سرشان انداخته مىشود. مؤمنان و نيكان با حسابى سبك و با سرور و نشاط به اهل خود باز میگردند و كافران و بدكاران با حسابى سخت و تلخى و نااميدى به درون آتش هدايت میگردند.
توسّل و تقرّب پيدا كردن به مركز غيب و شهود و ذات بارى تعالى از بهترين پيوندهاست. رسول اللّه صلى الله عليه و آله و اهل بيت ايشان وسيلهاى براى عفو و غفران از درگاه الهى هستند. خداوند وسيله را در آخرت، بالاترين درجه بهشت؛ يعنى مقام محمود قرار داده است كه مخصوص نبىّ اكرم اسلام صلى الله عليه و آله و اميرمؤمنان عليه السلام و انبيا و اولياى خود اوست و مرتبه شفاعت و رضايت آنان، در پرتو ملكوت و جلوه هاى حق، بر سراسر عالمِ آخرت، گسترده است.
حوض يا نهر كوثر در قيامت از مقامات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و وصى و اهل بيت عليهم السلام ايشان و ميعادگاه شيعيان و محبّان است. آنان از آن نهر مینوشند و هرگز درد و مرض و تشنگى و عيبى احساس نمیكنند. سرچشمه حوض كوثر از زير عرش الهى جارى میشود و آب آن از شير سفيدتر و از عسل شيرينتر و از كَرِه نرمتر است.
ريگ هاى آن از زبرجد و ياقوت و مرواريد و علفزار آن زعفران و خاك آن از مشك ناب است[2]. بر اساس روايت ثقلين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سفارش فرمود:
همانا من دو چيز گرانبها در ميان شما میگذارم؛ اگر شما بر آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد، كتاب خدا و عترتم؛ اهل بيت من، اين دو از هم جدا نشوند تا اينكه در كنار حوض بر من وارد شوند[3]. و هر كه توفيق پيدا كند كه از آب حوض كوثر بنوشد از هول قيامت در امان بماند.
از مقامات بلند مرتبه و درجات عاليه در شأن نبى اكرم صلى الله عليه و آله و اهل بيت ايشان در روز قيامت؛ مقام شفاعت آنان نزد خداوند سبحان است.
شفاعت، بر پايه كرامت اهل بيت و تكريم خداوند از آنان به خاطر حق ناشناخته و مقام محمود و اعطاى افتخار و سرافرازى به آنان است. شفاعت بر مبناى عفو و گذشت پروردگار است؛ زيرا حق خداوند مجازات و تنبيه بندگان خطاكار است؛ از حق خود چشم پوشى میکند و فرصت لطف و بزرگوارى درباره بندگان را به انسان هاى اهل كرامت و ايمان و مكارم اخلاقى، واگذار میفرمايد.
شفاعت از عقائد حقّه و اعتقادات صحيح بدون شك و عيب است و به ادلّه قطعى اثبات شده است، خداوند متعال شفاعت را براى همه گناهان كبيره و صغيره قرار داده است مگر شرك، كه تنها در محاسبه الهى به آن رسيدگى مىشود.
صراط، يگانه راهى كه به شكل پل بر جهنّم و به سوى بهشت برقرار شده است و همگان از اوّلين و آخرين، از روى آن عبور میكنند. اعتقاد به آن حق و از ضروريات دين است.
مفضّل بن عمر از امام صادق عليه السلام درباره صراط پرسيد. حضرت فرمود:
آن راهى به سوى معرفت خداوند است و آن دو صراط است؛ صراط دنيا و صراط آخرت. اما صراط در دنيا؛ امام واجب الاطاعة است. هر كه او را در دنيا بشناسد و به هدايت او رهنمون شود بر پل صراط قيامت به آسانى بگذرد و هر كه او را در دنيا نشناسد، قدمهايش بر پل صراط آخرت بلغزد و در جهنّم سقوط كند[4].
نهايت مقصود و پايان جاودانه براى مؤمنان، بهشت و نعمتهاى آن است و خوارى پيوسته و عذاب هميشگى براى كافران كه آتش و گداختههاى سوزان جهنّم است.
بر اساس آيات و روايات و منابع قطعى، از اعتقادات ما اين است كه: بهشت خانه جاودانه و سلامت است؛ و مرگ و پيرى و مرض و آفت و نابودى و زمان و اندوه و نگرانى و نياز و ... در آن راه ندارد و جهنّم خانه خوارى و انتقام از اهل كفر و عصيان است. و اهل كفر و شرك در آن پايدار هستند و گناهكاران از اهل توحيد از آن به رحمت پروردگار و شفاعت اهل كرامت خارج میشوند.
شنيدن اوصاف جايگاه بهشت و جهنّم و وضعيّت بهشتيان و دوزخيان در آنها، اعتقاد انسان را به مبدأ و معاد و مراحل سفر به آخرت تقويت مىسازد.
مرحوم شيخ عباس قمى در كتابى به نام «منازل الآخرة» سرگذشت ارواح در عالم آخرت را از مرحله مرگ تا جهنّم با حكايات و اشعار و احاديث معتبر به طور شايسته تشريح نموده است.
بنابراين هيچ كفر و فسادى در درون انسان بالاتر از احساس خودبينى و خود محورى نيست و همه كشمكشها و عصيانگریها از اين نقطه سرچشمه میگيرد. تا انسان وجود خود را در حق فانى نسازد هرگز وجود ربّانى و حقّانى نمیيابد و رنگ و بوى يگانگى و صلح و صفا و آرامش را به خود نمیبيند و لقاى شيرين حق را حس نمیكند.
پس انسان هنگامى شايسته لقاى دوست حقيقى مىگردد كه به مقامات بالا بينديشد.
|
رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند |
بنگر كه تا چه حد است مكان آدميّت |
|
(سعدى شيرازى)
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب:تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دوازدهم