پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

عاطفه جانوران‏

عاطفه جانوران‏

حيوانات نه تنها به انواع خود انس مى‏ورزند و محبت مى‏كنند، بلكه به انسان و حيواناتى كه دشمن آن‏ها به شمار مى‏روند محبت مى‏كنند.

همه افراد كم و بيش از وفاى سگ و علاقه اسب و اطاعت گوسفند و انس گربه و علاقه كبوتر به انسان مطالبى شنيده و يا خود ديده‏اند، ولى اين تنها انسان نيست كه حيوانات را رام خويش مى‏كند، بلكه شير به بره كه طعمه اوست محبت مى‏ورزد و سگ با روباه يا گرگ در يك جا با مسالمت زندگى مى‏كنند و موش با گربه هم كاسه مى‏شود و...

طرز رفتار و حركات درندگان دلالت دارد كه اين جانوران ذاتاً درنده و خونخوار نيستند، بلكه تا سر حد احتياج براى نجات خود از مرگ شكار مى‏كنند.

مثلًا شير كه سلطان حيوانات نام گرفته، جانورى است كه به هنگام سيرى به هيچ حيوانى ضرر نمى‏رساند، به همين دليل حيواناتى كه از قبيل گوراسب، آهو و گورخر كه شير از گوشت آن‏ها تغذيه مى‏كند داراى حسّ مخصوصى هستند و بر اثر غريزه يا عادت مى‏فهمند كه شير گرسنه است يا نه، اگر گرسنه باشد فرار مى‏كنند و الا در اطراف شير به چرا مشغول مى‏شوند.

رام شدن شير كه از قوى‏ترين حيوانات است به انسان، خود دليل ديگرى است كه اگر اين درنده و ساير درندگان مهربانى ببينند از گربه هم رام‏تر خواهند شد و اگر اين نوع حيوانات به شكار مى‏پردازند براى بقاى نسل سالم جانوران مى‏باشد و ادامه حيات حيوانات ضرورى است.

همان طور كه انسان زباله و اشياى زايد را از محيط زندگى خود دور مى‏كند حتى اگر دو سه روز رفتگر براى تحويل گرفتن زباله مراجعه ننمايد، زبان به اعتراض مى‏گشايد، اگر جانوران نيز كه رفتگران دنيا هستند از بين بروند يا وظيفه خود را انجام ندهند، حيات از صفحه گيتى برداشته خواهد شد.

مثلًا شيرى به گله گورخر حمله مى‏كند، مسلماً گورخران همگى فرار مى‏كنند، چون خداوند شير را طورى آفريده كه براى مدت طولانى نمى‏تواند به سرعت بدود، هميشه حيوانى را انتخاب مى‏كند كه شكار و دسترسى به آنان آسانتر باشد.

پس در گله گورخر آن كه از همه ضعيف‏تر و ناتوان‏تر است و در عقب گله مى‏دود نصيب شير مى‏شود. با اين ترتيب حيوان بيمار يا لنگ و يا ضعيف و ناتوان از بين همنوعانش جمع‏آورى مى‏گردد و از انتشار بيمارى و همه‏گيرى جلوگيرى مى‏شود و نسل حيوان مورد حمله، سالم مى‏ماند.

بعد از شكار نيز موضوعات جالبى رخ مى‏دهد، مثلًا پس‏مانده شير خوراك كفتار و شغال و روباه و نظاير آن‏ها مى‏شود، بعد لاشخورها و كركس‏ها فرا مى‏رسند، آن گاه‏ نوبت به حشرات مى‏رسد كه حسابى اسكلت حيوانات را پاك و صاف مى‏كنند، تنها استخوان‏ها باقى مى‏ماند كه كربنات كلسيم و فسفات‏هاى آن نصيب زمين مى‏شود، بنابراين حتّى ذره‏اى از حيواناتى كه قربانى گشته‏اند به هدر نخواهد رفت!

علف‏ها در جايى كه خون آن‏ها ريخته است بهتر رشد مى‏كنند، اين رفتگران، طبيعت زمين را از آلودگى پاك كرده، از شيوع بيمارى‏ها بين انسان و حيوان جلوگيرى مى‏كنند و ازدياد بى‏رويه نسل را هم كنترل مى‏نمايند.

خلاصه همان طور كه انسان با كشتن مرغ و خروس كه بر سفره رنگين خود مى‏نهد، خويش را بى‏عاطفه و فاقد محبت نمى‏داند و يا گاو و گوسفندى را كشته، خود و همنوعان و حتى حيواناتى كه در دسترس او هستند سير مى‏كند و عمل خويش را منصفانه و عاطفى مى‏شمرد و در حقيقت صحيح هم هست، اعمال جانورانى كه حيوانات يا حشرات را شكار مى‏كنند مانند اعمال انسان منطقى و درست مى‏باشد، پس حيوانات را نمى‏توان فاقد عاطفه و محبت دانست، به خصوص كه در بعضى موارد اعمال عاطفى و مهرورزى عجيب آن‏ها با عاطفه‏ترين انسان‏ها را به اعجاب وامى‏دارد.

انس سگ به گربه، شير به بره و مهر گربه به موش و پذيرايى كلاغ از سگ مجروح و نظاير آن‏ها از موضوعات تازه و نو نيست كه فقط بر اثر تربيت و تعليم جانورشناسان به وجود آمده باشد، بلكه اين خوى و عادت در خلقت جانوران وجود داشته و دارد و به همين جهت در اثر تربيت زودتر نمايان مى‏گردد.

در ميان حيوانات كمك به هم نوع زياد رايج است، مثلًا گنجشك‏ها جوجه‏هاى گرسنه گنجشكان ديگر را كه به عللى پدر و مادر خود را از دست داده‏اند غذا مى‏دهند و پرواز مى‏آموزند و كلاغ‏ها با يكديگر همكارى و معاضدت شديد دارند، لك‏لك‏ها نيز چنين‏اند.

پنگوئن‏ها روى تخم‏هاى يكديگر خوابيده، آن‏ها را شكوفانيده و از بچه‏هاى بيگانه دقيقاً پرستارى كرده و به آن‏ها شديداً عشق مى‏ورزند.

گوزن، آهو و ميمون به صورت دسته‏جمعى و قبيله‏اى زندگى مى‏كنند، حتى حشرات با هم زندگى مشترك دارند، مانند پروانه‏ها كه گاهى اجتماع آن‏ها به قدرى زياد است كه مانند ابر متراكم در آسمان جلوه‏گرى مى‏كنند.

همكارى و محبت به هم نوع در ميان جنبندگان موضوع روشن و غير قابل انكارى است، اما آنچه بيشتر جالب است محبت‏ورزى به دشمن است.

سگ ماده براى بچه شير مادر مهربانى است، از او به اندازه بچه خود پرستارى مى‏كند و به او شير مى‏دهد و نوازشش مى‏دهد و بچه شير هم پس از اين كه بزرگ شد به سگ ماده كه برايش مادرى كرده احترام مى‏گذارد و هرگز او را نمى‏آزارد.

بين مرغ هوا و خرس جنگل تجانسى نيست ولى اين حيوان‏ها با همديگر به بازى و تفريح مى‏پردازند و محبت خود را به همديگر ابراز مى‏كنند و به اين وسيله به ما مى‏فهمانند كه خداوند مهربان بين همه جانوران مهر و الفت نهاده و هر دارنده دل را صاحب دل كرده و تمام موجودات را به يكديگر پيوند داده است.

اى فروغ جمال تو خوبان‏

 

پرتو خوبى تو محبوبان‏

جلوه حسن تو كجاست كه نيست‏

 

جذبه عشق تو كراست كه نيست‏

همه ذرات مست عشق تواند

 

پاى كوبان زدست عشق تواند

     
منبع
  • پایگاه عرفان