در هر دورهاى و در هر عصرى شيطان صفتانى خطرناك هستند كه افراد به ويژه جوانان را جذب نموده و با آنان طرح دوستى و رفاقت مىاندازند تا از مال و منال آنان به ناحق استفاده كنند و ارزشهاى انسانىشان را به غارت برند.
اينان با چهرهاى خوشنما و لبخندهايى جذاب و سخنانى شيرين و دامهايى نامرئى و خدعه و فريب كارى ماهرانه و پشت هم اندازى عجيب و غريب، خود را به انسان مىنمايانند و با اين ترفندها به انسان دست دوستى و رفاقت مىدهند و هنگامى كه آدمى را اسير محبت مكارانه خود كردند، وسوسههاى خود را شروع نموده، به تدريج و در مدتى طولانى انسان را از خدا و حق و حقيقت و عبادت و خدمت و سلامت نفس و كرامت و شرافت و آغوش گرم خانواده و مجالس مفيد و دنبال كردن دانش و ... جدا مىسازند و آهسته آهسته انسان را بدون اينكه توجه عميق داشته باشد به اسارت شهوات و اميال و غرائز خود درمىآورند و او را عمله و خادم خيانتها و جنايتهاى خود مىكنند و به خرمن خوبىها و ارزشهاى انسان آتش مىاندازند و كارى مىكنند كه روز پشيمانى، فرصتها از دست رفته و اسباب نجات نابود شده باشد.
شناخت اين دشمنان خطرناك دوستنما با توجه به اين اوصاف، كار دشوارى نيست.
هنگامى كه كسى را ديديد و يافتيد كه زمزمه جدا شدن از حق از او شنيده مىشود و درك كرديد كه مىخواهد از شما به عنوان ابزارى براى اميال خودش سوء استفاده كند و قطع رابطه با خوبىها و ارزشها را به شما پيشنهاد مىنمايد و خوبان جامعه را در نظر شما كوچك و ناپاكان را در نظر شما بزرگ جلوه مىدهد، بدانيد كه ديو صفتى سفاك و شيطان مسلكى بىباك با خدعه و حيله و مكر و فريب، خود را به شما دوست و رفيق مىنماياند، در اين حال بر شماست كه هرگز با او طرح دوستى نريزيد و باب رفاقت باز نكنيد و زمينه معاشرت فراهم نياوريد و در اين زمينه از داستان اسفناك و عبرتآموز عقبة بن ابى معيط- كه در آيات 27 تا 29 سوره فرقان به آن اشارت شده است- پند گرفته، خود را از چنگال آن گرگ بىرحم برهانيد.