رفيق مثبت و دوست سالم سبب خير دنيا و آخرت است، در اين باب روايت مهمى از حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين على عليه السلام نقل شده است كه:
«جُمِعَ خَيْرُ الدُّنيَا وَالاخِرَةِ فِى كِتْمَانِ السِّرِّ وَمُصَادَقَةِ الأخيَارِ وَجُمِعَ الشَّرُّ فِى الإذَاعَةِ وَمُواخَاةِ الأَشْرَارِ».
خير دنيا و آخرت در پوشانيدن و حفظ اسرار و رفاقت و همنشينى با نيكان گرد آمده و همه شرّ در پخش اسرار و دوستى با اشرار جمع شده است.
اينكه اصرار مىشود كه در باطن خود با انبيا و امامان عليهم السلام- كه فعلًا در ميان انسانها حضور فيزيكى ندارند- رفاقت و دوستى كنيد و در ميان انسانهاى روزگار خود با پاكان و نيكان همنشين شويد، به اين خاطر است كه همه خوبىها و حسنات در اين بزرگواران جمع است و معاشرت با اينان چه در باطن و چه در ظاهر؛ خوبىهاى آنان را در حدّ گنجايش انسان به انسان انتقال مىدهد و وجودشان در باطن و ظاهر بر انسان اثر گذار است.
شيخ طوسى، آن فقيه بزرگ و مفسر محقق و دانشمند كم نظير از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمود:
«نَحْنُ اصلُ كُلِّ خَيْرٍ وَمِن فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ وَمِنَ البِرِّ التَّوحِيدُ وَالصلَاةُ وَالصِّيَامُ وَكَظْمُ الغَيْظِ وَالعَفْوُ عَنِ المُسىءِ وَرَحْمَةُ الفَقِير وَتَعَهُّدُ الجَارِ وَالإقْرَارُ بِالفَضْلِ لِأهْلِهِ وَعَدُوُّنَا أصْلُ كُلِّ شَرٍّ وَمِن فُرُوعِهِم كُلُّ قَبِيحٍ وَفَاحِشَةٍ فَمِنْهُم الكَذِبُ والبُخْلُ وَالنَّمِيمَةُ وَالقَطِيعَةُ وَأكلُ الرِّبَا وَأكلُ مَالِ اليَتِيمِ بِغَيْرِ حَقِّهِ وَتَعَدّى الحُدُودِ الَّتى أمَرَ اللَّهُ وَرُكُوبُ الفَواحِشِ مَا ظَهَرَ مِنهَا وَمَا بَطَنَ وَالزِّنَا وَالسَّرِقَةُ وَكُلٌّ وافَقَ ذَلِكَ مِنَ القَبِيحِ فَكَذِبَ مَنْ زَعَمَ أنَّهُ مَعَنَا وَهُوَ مُتَعَلِّقٌ بِفُرُوعِ غَيْرِنَا» .
ما ريشه هر خيرى هستيم و از شاخ و برگ ما هر نيكى است و از نيكى توحيد و نماز و روزه و فرو خوردن خشم و گذشت از بدكاران و احسان به فقير و توجه به همسايه و اعتراف به فضل اهل فضل است و دشمنان ما ريشه هر شرى هستند و از شاخ و برگشان هر زشتى و بدى است، از آن زشتىها و بدىها، دروغ و بخل و سخنچينى و قطع رحم و خوردن ربا و خوردن مال يتيم به ناحق و تجاوز به حدود الهى كه خدا امر فرموده و ارتكاب گناهان ظاهرى و باطنى و زنا و سرقت و هر بدى و سوئى كه از اين قبيل است. و دروغ گفت كسى كه ادعا كرد با ماست ولى آويخته به شاخ و برگ غير ماست.