پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

نيكوكاران در قرآن‏

نيكوكاران در قرآن‏

بشر بر حسب طبيعتش نيكى را دوست دارد و خوش دارد كه نيكوكار باشد و ديگران وى را بدين صفت بشناسند، اين حالت از فطرت و طبيعت بشر ريشه مى‏گيرد چون طبيعتش خوب را دوست مى‏دارد و بد را زشت مى‏شمارد و چون خود دوستى نيز طبيعى است، اين دو كه با هم همراه شوند و كارآيى را داشته باشند؛ دستاوردشان چنين مى‏شود كه هر كس دوست مى‏دارد كه به خوبى و نيكى شناخته شود. اينك معرفى قرآن از نيكوكارى:

نيكى اين نيست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنيد، بلكه نيكى [واقعى و كامل، كه شايسته است در همه امور شما ملاك و ميزان قرار گيرد، منش و رفتار و حركات‏] كسانى است كه به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبران ايمان آورده‏اند، و مال و ثروتشان را با آنكه دوست دارند به خويشان و يتيمان و درماندگان و در راه ماندگان و سائلان و [در راه آزادى‏] بردگان مى‏دهند، و نماز را [با همه شرايطش‏] برپاى مى‏دارند، و زكات مى‏پردازند، و چون پيمان بندند وفاداران به پيمان خويشند، و در تنگدستى و تهيدستى و رنج و بيمارى و هنگام جنگ شكيبايند؛ اينانند كه [در دين‏دارى و پيروى از حق‏] راست گفتند، و اينانند كه پرهيزكارند .

آيه كريمه مشتمل است بر دو بخش: نفى و سلب، اثبات و ايجاب.

در بخش نفى، نيكوكارى پندارى و خيالى را باطل مى‏سازد در بخش‏ ايجاب، نيكوكارى حقيقى را معرفى مى‏كند.

در آغاز چنين مى‏گويد: گمان نبريد رو به مشرق و مغرب ايستادن نيكوكارى است و خود را بدان دلخوش كرده، نيكوكار بدانيد.

مسيحيان به كليسا رفتن ورو به مشرق ايستادن و اورادى خواندن را نيكوكارى مى‏دانند و انجام مراسم دين و آيين نزد آنان همين مى‏باشد وبس.

يهودان به كنشت رفتن و به سوى مغرب رو كردن و نيايشى را انجام دادن را نيكوكارى مى‏دانند و تنها به اين كار در انجام وظايف دينى بسنده مى‏كنند، قرآن به هر دو گروه هشدار مى‏دهد و خطاى آنان را به ايشان اعلام مى‏دارد.

اين طرز فكر در ميان مسلمانان نيز موجود است.

دسته‏اى از انجام فرائض دين امتناع دارند و مى‏گويند: قلب بايستى پاك باشد و قلب ما پاك است و جاى دين در دل است.

دسته‏اى ديگر نيز در فرار از انجام مراسم مذهبى با آنان شريك‏اند، تفاوتى كه اينان دارند آن است كه نيكوكارى را ساعتى نشستن و ذكرى را صدها بار گفتن مى‏دانند!

گروه‏هاى چهارگانه با چنان منطقى نادرست در پى خواهش دل مى‏روند و آنچه كه دل بخواهد آن مى‏كنند و خود را آدم خوب و نيكوكار مى‏شمارند، اينان خود را گول مى‏زنند و بدين وسيله تقوا و پرهيزكارى را انكار مى‏كنند و ظلم و ستم را در جهان برقرار مى‏سازند.

قرآن چنين منطقى را تخطئه مى‏كند و اين روش‏ها را نيكوكارى نمى‏داند و خطاى بشر را آشكار كرده، وى را راهنمايى مى‏كند.

سپس در بخش اثبات نيكوكارى را معرفى مى‏كند چون منفى بافى، روش قرن نيست؛ قرآن از رازى بزرگ پرده برمى‏دارد، رازى كه براى بسيارى نهفته است و آن راز چنين است: نيكوكارى تركيبى است از كار دل و كار اعضا و جوارح و كسى كه از اين مجموعه شريف برخوردار باشد، نيكوكار خواهد بود.

با دل تنها نيكوكارى محقق نمى‏شود، با ذكر زبانى كسى نيكوكار نخواهد شد، با ساعتى سرپا ايستادن و به سوى مشرق و يا مغرب رو كردن، كسى سعادتمند نمى‏شود و عدالت اجتماعى برقرار نمى‏گردد.

نيكوكارى از دو چيز تشكيل مى‏شود: يكى قلبى و درونى و ديگر پيكرى و برونى.

ايمان به خدا، ايمان به رستاخيز، ايمان به فرشتگان، ايمان به پيامبران، ايمان به كتاب‏هاى آسمانى؛ از وظايف قلب و درون بشر است و آن كه قلبش آكنده از اين ايمان‏ها باشد، گفتارش و رفتارش ايمانى و نورانى خواهد بود.

نيكوكارى پيكرى، راهنمايى است براى وظايف اعضا و جوارح و آن عبارت است از كمك و يارى خويشان و نزديكان، نوازش كردن يتيمان، نوا دادن به بينوايان، دستگيرى واماندگان، نجات دادن بردگان، وفا كردن به عهد و پيمان، استقامت‏ورزى بردگان، استقامت‏ورزى در بى‏نوايى و تهيدستى، پايدار بودن در نبرد، نماز خواندن، زكات پرداختن.

منبع
  • پایگاه عرفان