پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

هر نفسى مرگ را مى‏چشد

هر نفسى مرگ را مى‏چشد

از يكى از نيكان و شايستگان نقل شده كه مى‏گويد :در مسيرى مى‏رفتم ، به درختى رسيدم ، خواستم قدرى استراحت كنم ، بزرگى بالاى سرم رسيد و گفت : برخيز كه مرگ نمرده . سپس بى‏هدف و بدون توجه به مقصدى شروع به رفتن كرد ، او را دنبال كردم ، شنيدم مى‏گفت :كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ اللَّهُمَّ بارِكْ لِىَ فى الْمَوْتِ .هر نَفْسى مرگ را مى‏چشد ، اى خدا ! مرگ را بر من مبارك كن .به او گفتم : بعد از موت چه ؟ گفت : هركس به بعد از مرگ يقين داشته باشد ، محكم دامن ترس از عقاب را مى‏چسبد و دنيا را جاى ماندن نمى‏بيند . سپس گفت : اى كسى كه در برابر وجهت ، هر وجهى هلاك است ، با توفيق نظر به وجهت مرا سپيد روى كن ، دلم را غرق عشق خود نما و مرا از ذلّت سرزنش فردا پناهم بده ، محقّقاً وقت حياى از تو رسيده و زمان توبه آمده . سپس گفت : اگر گذشت تو نبود ، اجل به من مهلت نمى‏داد ، واگر عفوت نبود ، نسبت به آنچه نزد تو است آرزو پيدا نمى‏كردم ، آن گاه از من دور شد و گذشت

منبع
  • بر گرفته از كتاب داستانهاي عبرت اموز استاد حسين انصاريان