آنچه برای خدا مطرح است اینکه اولاً عمل، به دستور خودش انجام بگیرد و ثانیاً عمل، بطور خالص انجام شود. عملی که این دو ویژگی را داشته باشد، اگر در ترازو بگذارند وزنش از عالم سنگینتر است. بنابراین، ملاک در ارزشگذاری برای عمل خیر و این کوشش که در فرهنگ قرآن، «جهاد» نامیده شده است، دو چیز میباشد: یکی اینکه به «امرالله» باشد و دیگری آنکه «لله» باشد و هردو ویژگی نیز باید لحاظ شود.
مثلاً اگر کسی نماز به امرالله بخواند، اما لله نباشد، این، کوششی است که به حساب نمیآید. قرآن مجید در مورد بعضی نمازها میفرماید: این کوشش بیمحاسبه است و حساب هم نمیشود. بنابراین، اصل کوشش باید ابتدا به امرالله باشد. مثلاً اگر یک نفر بگوید که من از اول سال تا حالا مبالغی را به فقرا دادهام و الان میخواهم اینها را بابت خمس حساب کنم، نمیشود، چون اینها صدقه بوده، ولی خمسِِِ به امرالله نبوده است. یا کسی جنب شده و از ساعت شش صبح تا عصر نیز در دریا رفته و امواج هم بارها از سر او رد شدهاند، اما این جای غسل را نمیگیرد، چون نیت غسل را نداشته است. کار وقتی ارزش پیدا میکند که بنابر امرالله انجام شده باشد، چون غسلِ چند دقیقهای مهم نیست، بلکه گوش دادن به حرف خدا آن را با ارزش میکند. همچنین کسی که با یک استکان آب میتواند وضو بگیرد، اگر چند ساعت بدون نیت وضو آب بر صورت و دستانش بریزد وضو محسوب نمیشود، چرا که او باید همان استکان آب را طبق نقشه خدا مصرف کند تا خاصیت وضو پیدا نماید.