فيض ، آن شخصيت بزرگ علمى و اخلاقى در كتاب « الحقايق » درباره تحصيل رضا مىگويد :انسان بايد بداند هر امرى را كه خداى تعالى در نامه قضاى او ثبت كرده و در موقع مقتضى جارى فرموده به صلاح اوست و انسان عالم به حقيقت نيست و وسيلهاى براى درك واقعيّت آن ندارد و هرچه غصّه بخورد و اندوهناك شود فايدهاى ندارد و قضاى الهى را بدين وسيله نمىتواند تغيير دهد ، چه آن كه بديهى است ، هر امرى كه مقدّر است موجود مىشود و هرچه پرونده تقدير آن امضا نشده پيدا نمىگردد .و نيز بلا شك ندامت برگذشته و تدبير و چارهجويى براى آينده ، بركت را از وقت سلب مىكند و به نتيجهاى نمىرسد و موجبات شكنجه شخص را فراهم مىسازد ، بلكه بايد عاشق حق طورى رفتار كند كه درد و رنج را احساس ننمايد ، مانند آدم عاشق كه در راه رسيدن به معشوق ، هيچگونه خطر و ناراحتى در خود احساس نمىكند و نيز علم به پاداش بىاندازه خدا ، شدت و زحمت او را خنثى مىسازد . چنان كه شخص بيمار ، براى رفع بيمارى خانمان سوز خود از خوردن هيچگونه داروى تلخ طبيعت روگردان نمىباشد و شخص بازرگان براى سود تجارت خود تمام خطرات دريا و صحرا را بر خود هموار مىسازد و بالاخره كار خود را به خدا كه بيناى به بندگان است تفويض نمايد .امام صادق عليهالسلام مىفرمايد : اخلاق نبىّ اكرم صلىاللهعليهوآله اين نبود كه هرگاه چيزى از او گرفته شود ، بگويد اگر غير از اينطور مىشد ، بهتر بود .يعنى حضرتش در برابر هرگونه قضاى الهى تسليم بود و چون و چرايى نداشت ، وَفَتْحُ الْقَلْبِ فى الرِّضا عَنِ اللّهِ .