پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 انصاف اهل انصاف!

انصاف اهل انصاف!

من از ميان صدها كتاب علمى و تحقيقى و روايى و تاريخى كه در امر ولايت و امامت‏ و جانشينى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله نوشته شده فقط يك سخن از حضرت على بن موسى الرضا عالم آل محمد عليهم السلام نقل مى‏كنم باشد كه اهل انصاف به انصاف خود تكيه كنند.

عبدالعزيز بن مسلم كه از ياران و ارادتمندان و مخلصان حضرت رضاست مى‏گويد:

در ابتداى ورودمان به مرو در خدمت امام رضا عليه السلام در روز جمعه در جامع مرو بوديم، بين مردم در امر امامت پس از پيامبر صلى الله عليه و آله سخنان زيادى رد و بدل شد و اختلاف زيادى كه بين مردم در مسئله امامت بود مورد مذاكره قرار گرفت پس از آن جلسه به خدمت مولايم حضرت رضا عليه السلام رسيدم و داستان مردم را بازگو كردم، حضرت لبخندى زد و فرمود: اى عبدالعزيز! اين مردم جاهل و نادانند و در رأى و عقيده خود كلاه سرشان رفته، به حقيقت خداوند عزّوجلّ جان رسول خدا صلى الله عليه و آله را نگرفت مگر اين كه دين را براى او كامل كرد و قرآنى به او عنايت فرمود كه شرح هر چيز در آن است، حلال و حرام و حدود و احكام و آنچه مردم بدان نياز دارند همه را در آن بيان كرد و فرمود:

 [ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ].

ما چيزى را در كتاب [تكوين از نظر ثبت جريانات هستى و برنامه‏هاى آفرينش‏] فروگذار نكرده‏ايم.

در سفر حجة الوداع كه آخر عمر پيامبر صلى الله عليه و آله بود آيه سوم سوره مائده را نازل كرد:

 [الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً].

امروز [با نصبِ على بن ابى‏طالب به ولايت، امامت، حكومت و فرمانروايى بر امت‏] دينتان را براى شما كامل، و نعمتم را بر شما تمام كردم، و اسلام را برايتان به عنوان دين پسنديدم.

امر امامت از تمام نعمت است، پيامبر صلى الله عليه و آله از دنيا نرفت تا براى همگان همه معالم دين را بيان كرد و راه را براى آنان روشن ساخت و آن‏ها را بر جاده حق واداشت و على عليه السلام را بر آنان رهبر و پيشوا نمود و از چيزى كه مورد نياز امت باشد صرف نظر نكرد مگر اين كه بيان فرمود، هر كه خيال كند كه خداوند دينش را كامل نكرده، كتاب خدا را رد نموده و هركس‏ كتاب خدا را رد كند به آن كافر است!!

آيا قدر و موقعيت امامت را در امت مى‏دانند تا اختيار و انتخاب آنان در آن روا باشد؟!

به راستى! امامت اندازه‏اى فراتر و مقامى والاتر و موقعى ارزنده‏تر و آستانى منيع‏تر و ژرفايى فروتر از آن دارد كه مردم با عقل خود به آن رسند، يا با رأى و نظر خود درك كنند يا به انتخاب خود امامى بگمارند.

امامت مقامى است كه حضرت ابراهيم پس از آن كه مقام نبوت و خُلّت را پابرجا كرد بدان رسيد، اين امامت سومين درجه و فضيلتى بود كه خدايش بدان مشرف كرد و نامش را به وسيله آن بلند نمود و فرمود:

 [إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً].

من تو را براى همه مردم پيشوا و امام قرار دادم.

خليل از شادمانى به اين نعمت عرضه داشت:

اين مقام در ذرّيه و نژاد من هم هست؟

خداوند فرمود:

 [لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‏].

پيمان من [كه امامت و پيشوايى است‏] به ستمكاران نمى‏رسد.

اين آيه امامت و رهبرى هر ظالمى را تا روز قيامت باطل ساخت و آن را مخصوص برگزيدگان پاك ساخت‏

منبع
  • پایگاه عرفان