قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

موسى (ع) و درخواست نان‏

وقتى موسى بن عمران، عليه السلام، از مصر گريخت و راه مدين را در پيش گرفت، مبتلا به گرسنگى شديدى شد، اما نگفت: آن‌قدر صبر مى‌كنم تا از گرسنگى بميرم! قرآن مجيد مى‌گويد: وقتى او از مصر بيرون آمد، چند روزى نانى براى خوردن نداشت و علف سبز بيابان را مى‌خورد، آن هم به اندازه‌اى كه سدّ جوع شود، اما هنگامى كه نزديك شهرى شد، با وجود علف سبز بيابان دست به دعا برداشت و گفت:

«رب إنى لما أنزلت إلى من خير فقير».
پروردگارا! به آنچه از خير بر من نازل مى‌كنى نيازمندم.
پيغمبر مى‌فرمايد: منظور از كلمه «خير» در اين آيه نان است؛  يعنى موسى به آن عظمت دست به آسمان برداشت و گفت: خدايا، نانى رزق و روزى من كن! همان شب، پروردگار او را به خانه شعيب راهنمايى كرد و بر سفره‌اى نشاند كه پر از نعمت بود و حضرت نيز به اندازه از آن خورد.  پس، موسى، عليه السلام، هم با اين‌كه پيغمبر بود نگفت گرسنه مى‌مانم تا بميرم.
انسان عاقل مى‌گويد: داشتن غذا بهتر از بى‌غذايى، زيبايى بهتر از نازيبايى و صداى دلنشين بهتر از صداى ناپسند است و اگر كسى دراين باره ترديد داشته باشد، بايستى در عقل او شك كرد.


منبع : پایگاه عرفان
  • گرسنگی،
  • حضرت موسی علیه السلام
  • نان
  • موسى (ع) و درخواست نان‏
  • اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

    آخرین مطالب


    بیشترین بازدید این مجموعه