پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

آيا از عمل به فرائض سودى به خدا مى‏رسد؟

آيا از عمل به فرائض سودى به خدا مى‏رسد؟

سوال مهم اين قسمت همين است: آيا اگر كسى حق طلبكارى را بپردازد، به آن طلبكار سودى مى‏رسد يا خير؟ يا اگر حق اين طلبكار را ادا نكند، زيان و ضررى متوجه اين طلبكار مى‏شود؟ بايد ديد در اين‏باره اولياى خدا چه مى‏فرمايند.

وجود مبارك امير المؤمنين، عليه السلام، خطبه‏اى دارند كه، بى‏اغراق، از زيباترين و بهترين و پرمعناترين خطبه‏هاى دوره عمرشان است. به واقع، نمى‏توان از زمان حضرت تاكنون چند نفر از علما، حكما، دانشمندان، و عارفان اين خطبه را تفسير كرده و شرح داده‏اند. زيرا شرحش نيز خيلى مبسوط و گسترده است. تعدادى از اين شروح را خودم ديده‏ام و دو نفر را نيز در قم و تهران مى‏شناختم كه اين خطبه را به شعر درآورده بودند. 
در اين خطبه، امير المؤمنين قريب به نود ويژگى براى اهل تقوا بر شمرده‏اند و اهل تقوا را با خصوصياتشان معرفى كرده‏اند كه هم زيبا و هم شگفتى آفرين است.
پيش از انقلاب، من نزديك هفت سال، و هر سال سى شب ماه مبارك‏ رمضان، اين خطبه را براى مردم توضيح مى‏دادم كه مجموعا حدود 210 شب و 210 ساعت شد. بااين‏حال، تازه به ويژگى ششم اين خطبه رسيده بودم و هشتاد و چهار ويژگى ديگر همچنان باقى مانده بود. بعد هم نمى‏دانم به چه علت آن بحث رها شد و ادامه پيدا نكرد!
اين را هم بگويم كه لازم است هر شيعه‏اى تا فرصت زندگى باقى است، اگر همه نهج البلاغه را نمى‏خواند، لااقل اين خطبه را ببيند و اگر متن عربى آن را نمى‏فهمد از ترجمه‏هاى فارسى اين كتاب استفاده كند. 
حضرت در مقدمه اين خطبه، كه به خطبه متقين معروف است، درباره بدهى‏هاى انسان به پروردگارچه آن‏ها را بپردازد و چه نپردازد- توضيحاتى داده‏اند كه بسيار مفيد است. همه مى‏دانند كه از زمان حضرت آدم تاكنون تعداد بسيار زيادى از مردم حق خدا را ادا نكردند و بدهى خود را به پروردگار نپرداختند. عده بسيار كمى هم از عهده اين مهم بر آمدند و اين حق را ادا كردند كه البته، تعدادشان خيلى كم است، هميشه هم كم بوده كم هم خواهد ماند.
اما پاسخ آن پرسش. امام مى‏فرمايد:
«أما بعد، فإن اللّه سبحانه و تعالى خلق الخلق حين خلقهم غنيا عن طاعتهم، آمنا من معصيتهم، لانه لا تضره معصية من عصاه و لا تنفعه طاعة من أطاعه».
اما بعد، خداى سبحان آن‏گاه كه به آفرينش خلق دست يازيد، هم از طاعتشان بى‏نياز بود و هم از عصيانشان مصون. چرا كه نه گناه گناهكاران زيانش رساند و نه فرمانبرى فرمانبران سوديش ارزانى دارد.
يعنى كسى كه بدهى خود را به خدا بپردازدمراد از بدهى بندگان به خدا واجبات و فرائض است، چه واجباتى مثل نماز و روزه و حج كه فقط با بدن و نيت سروكار دارد، و چه واجبات مالى مثل خمس و زكات و انفاق، و چه واجبات گروهى مثل حق مردم و حق زن و بچه- ذرّه‏اى سود در پرداخت اين دين به پروردگار تعلق نمى‏گيرد.
از عبارت «لا تنفعه» معلوم مى‏شود دين‏هايى كه از خدا به گردن انسان است منفعت‏هايى دارد؛ يعنى نماز و روزه و حج و انفاق و خمس و اداى حق مردم سودمند است، ولى سود آن‏ها به خدا نمى‏رسد. سبب مطلب آن است كه خداوند متعال نيازى به كسى ندارد. 

منبع
  • پایگاه عرفان