پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

اخلاق عجيب ابو عثمان حيرى‏

اخلاق عجيب ابو عثمان حيرى‏

و از ابو عثمان حيرى- كه از جمله مشايخ خراسان بوده است- نقل كرده‏اند كه:
كسى خواست كه او را امتحان كند در خُلق، پيش او آمد و گفت: من مى‏خواهم كه تو به خانه من آيى تا تو را ضيافت كنم، ابو عثمان با وى برفت، چون به در خانه وى رسيد گفت: اى استاد! مرا چيزى در خانه نيست و من پشيمان شدم از اين كار، ابو عثمان بازگشت چون به خانه خود رسيد ديگر بار آن مرد بيامد و گفت: اى استاد! من بد كردم و پشيمان شدم از آن و عذر مى‏خواست و گفت: اين ساعت بيا تا به خانه ما رويم، ديگر بار ابو عثمان بازگشت چون به در خانه رسيد آن شخص هم بر آن طريق پيش آمد كه اول‏ و گفت: در خانه چيزى نيست و هم چنين مى‏كرد تا سه بار و بر وى هيچ تغيّرى نيافت، بعد از آن به مدح او در آمد و خُلق او بستود، ابو عثمان گفت: مرا مدح مكن به خُلقى كه در همه سگان يافت مى‏شود؛ زيرا كه سگ را نيز چون بخوانند بيايد و چون برانند وزجر كنند بازگردد!!
و لقمان حكيم با فرزند خود گفته است:
سه كس را در سه وقت بتوان شناخت: حليم را در وقت غضب و شجاع را در وقت جنگ و دوست را در وقت حاجت.
و از احاديث ربانى كه در انجيل آمده است يكى اين است كه:
بنده من اگر تو مرا ياد كنى در آن وقت كه تو در خشم روى، من نيز تو را ياد كنم و آن وقت كه من در خشم باشم با تو.
و طريق طالب صادق آن است كه در اين ادب، نفس خود را رياضت دهد و در اين وصف به غايت بكوشد؛ زيرا كه خوش خويى در اين طريق اصلى عظيم است و در رتبتى تمام، در دنيا و آخرت و بدخويى نقصانى قوى است و عيبى زشت در دنيا و آخرت .

منبع
  • پایگاه عرفان