پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

مقامى از مقامات اوليا

مقامى از مقامات اوليا

مولا محمد تقى بن مقصود على مجلسى از اعاظم علما و داراى كرامات و خوارق عادات بوده است و استجابت دعايش درباره فرزندش ملا محمد باقر مجلسى كه در تاريخ بشر موجودى كم‏نظير بوده مشهور آفاق است.
مرحوم ميرزا محمد تنكابنى مى‏نويسد:
شيخ اسداللّه كاظمينى در مقدمه «مقابيس» نوشته است:
آن بزرگوار را كرامات باهره است، آن گاه شرح حالى از خود ايشان حكايت مى‏كند كه در شرح فقيه فرموده است و حاصلش اين كه:
چون خداوند مهربان توفيق زيارت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را به من عنايت فرمود، از بركات آن حضرت مكاشفات بسيارى مرا روى داد كه عقول ضعيفه را تحمّل آن نيست و اگر بخواهم توضيح دهم بايد بگويم: بين خواب و بيدارى بود، ناگاه ديدم كه در سامرّا هستم و بارگاه عسگريين در نهايت عظمت و زينت است و بر روى قبر عسگريين عليهما السلام پارچه سبزى از پارچه‏هاى بهشتى انداخته شده بود كه در دنيا مثل آن را نديده بودم، در آن حال مولايم حضرت صاحب‏الامر را ديدم كه روى بر جانب در نشسته و بر قبر تكيه زده است، پس چون چشمم بر آن حضرت افتاد با صداى بلند، مانند مدّاحان به خواندن‏ زيارت جامعه شروع كردم، چون تمام كردم آن حضرت فرمود: خوب زيارتى است، عرض كردم مولاى من! جانم به فدايت، زيارت جدّ شماست و اشاره به سوى قبر كردم، آن حضرت فرمود: بلى داخل شو، چون داخل شدم نزديك در ايستادم، حضرت فرمود:
پيش بيا، عرضه داشتم: ترس آن دارم كه ترك ادب شود و به خاطر ترك ادب كافر شوم!! آن جناب فرمود: چون ما اذن دهيم ترك ادب نيست، پس اندكى پيش رفتم در حالى كه از شدت ترس و هيبت بر خود مى‏لرزيدم.
باز آن جناب فرمود: پيش بيا و من پيش رفتم تا نزديك آن حضرت رسيدم. فرمود:
بنشين. عرض كردم: مى‏ترسم، فرمود: مترس بنشين، من هم چون غلامى كه در مقابل مولايش بنشيند نشستم، آن بزرگوار فرمود: راحت باش و چهار زانو بنشين كه تو زحمت كشيده‏اى و پياده و پاى برهنه آمده‏اى و بالجمله از آن جناب نسبت به اين بنده الطاف عظيمه و مكالمات لطيفه واقع شد كه اكثر آنرا فراموش نمودم، چون از آن حالت به خود آمدم همان روز اسباب زيارت و تشرّف به سامرّا فراهم شد با آن كه مدّتى بود كه راه مسدود بود، پس من با پاى برهنه و پياده به زيارت آن جناب مشرف شدم و شبى در روضه مقدّسه مكرر زيارت جامعه را خواندم و در اثناى راه كرامت‏هاى عظيمه و معجزات غريبه ظاهر شد!!
راستى، مگر بدون اداى واجبات و به خصوص ترك محرّمات و منهاى تزكيه نفس و تجليه وجود، مى‏توان به مقام قرب رسيد و شيرينى وصال را چشيد؟

منبع
  • پایگاه عرفان