قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

فرهنگ مهرورزى   

امامان معصوم يوسفانى هستند كه اگر پيراهن فرهنگشان بر چهره قلوب مردمان افتد، ديده آن قلوب براى تماشاى حقايق باز مى‌شود و جراحت و زخم باطنشان از رسيدن به وصال يار، شفا مى‌يابد و درد تشنگى آنان با نوشيدن شراب طهور از دست آن مربيان معنوى به درمان مى‌رسد.

بى‌ترديد اگر شامّه حقيقت‌جوى انسان داراى فعاليت باشد، انسان را براى يافتن حقيقت تحريك مى‌كند و بر اين پايه با عزمى استوار و همتى عالى و رغبتى عاشقانه و شوقى بى‌اندازه براى در آغوش گرفتن هماى حقيقت به حركت مى‌آيد و نهايتاً قلبى مملو از ايمان به خدا و باطنى آراسته به حسنات معنوى و اعضا و جوارحى غرق در عمل صالح پيدا مى‌كند و به لقاى دوست مى‌رسد و مقيم سراى امن و امان مى‌گردد.

آنان كه جز شكم و شهوت هدفى ندارند و همه همت و عزمشان تأمين اين دو ناحيه حيوانى است و پشتوانه آنان در اين زمينه خشم و غضب و چنگ و دندان است، از شامه حقيقت‌جو بى‌بهره شده‌اند و اين حالت پر ارزش انسانى را از دست داده‌اند،

شنيدستم كه مجنون دل افكار

 

بشد از مردن ليلى خبردار

     

گريبان چاك كرده تا به دامان‌

 

به سوى تربت ليلى شتابان‌

بديدش كودكى آن جا ستاده‌

 

به هر سو ديده حسرت گشاده‌

     

سراغ تربت ليلى ازو جست‌

 

پس آن كودك بخنديد و به او گفت‌

كه اى نشنيده نام عشق مجنون‌

 

كه اى نابرده نام عشق مجنون‌

تو را مجنون اگرچه عشق بودى‌

 

زِ من كى اين تمنا مى‌نمودى‌

برو مجنون به مدفنگه رجوع كن‌

 

زِ هر خاكى كفى بردار و بو كن‌

از آن خاكى كه بوى عشق برخاست‌

 

يقين دان تربت ليلى همانجاست‌

     

 

 منبع:مهرورزى اهل بيت عليهم السلام‌

 


منبع : پایگاه عرفان
  • فرهنگ
  • مهرورزى
  • فرهنگ مهرورزى
  • اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

    آخرین مطالب


    بیشترین بازدید این مجموعه