ما در اینجا دو دسته روایات داریم که جمع کردن بین اینها چه بسا ممکن است برای بعضی مشکل باشد. یک دسته از روایات هست که اینها به دعا کردن برای غیر ترغیب می کند و می گوید غیر را بر خودت مقدم بدار! یک دسته از روایات هم هست که می بینیم عملاً، خود حضرات معصومین (علیهمالسلام) در دعاهایشان اول برای خودشان دعا میکنند، بعد برای غیر. حالا کدام یکی از این شیوه ها درست است؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «كَانَ أَبِي رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ يَقُولُ فِي دُعَائِهِ رَبِّ أَصْلِحْ لِي نَفْسِی».[1] پدرم اینگونه دعا میکردند که اول برای خودشان اصلاح نفس را طلب میکردند. «فَإِنَّهَا أَهَمُّ الْأَنْفُسِ إِلَیَّ». حتی جهت آن را هم میفرمودند که نزد من بهترین جانها، جان خودم است. خودم را خیلی دوست میدارم. اول رفتند سراغ خودشان و بعد فرمودند: «رَبِّ أَصْلِحْ لِي ذُرِّيَّتِی»؛ بعد بقیه اهل بیت و جماعت إخوان و... را دعا کردند.یعنی اول خودشان را دعا کردند بعد دیگران را.
از آن طرف ما روایات متعدده داریم که به دعا کردن برای دیگران پیش از دعا برای خود سفارش کردهاند. خیلی مفصل است. روایات زیادی هم هست که ترغیب میکند اول برای دیگران دعا کن، بعد برای خودت. حالا به کدام یک از این دو دسته روایت باید عمل کرد؟
تقدم دعا برای خود در امور معنوی
با توجه به آن نکته اولی که من عرض کردم، انسان در ربط با امور معنوی -که برای او اهم امور هست و در تمام نشئات وجودی هم همراه او است- خودش مقدم است. باید در این امور اول برای خودش دعا کند. من میخواهم به جهنم نروم، وظیفه من اولاً و بالذات حفظ خودم است؛ اول خودم مطرح هستم بعد دیگری. لذا اینجا اوّل برای خودم دعا میکنم.
تقدم دعا برای غیر در امور مادی
اما نسبت به مسائل مادی، درست قضیه عکس است. اول دیگری را باید دعا کرد، بعد خودم را. اگر کار دنیایی من لنگ است، باشد؛ من برای تو دعا میکنم که کار تو راه بیافتد. اینها جزء معارف ماست. لذا آن دعایی را که میبینید امام صادق (علیه السلام) از امام باقر (علیه السلام) نقل میکند که پدرم اینطور دعا میکرد که «أصلِح لِی نَفسِی» مرا اصلاح کن! در ارتباط با جنبه معنوی بود.
تقدم دعا برای «امور معنوی غیر» نسبت به «امور مادی او»
اینجا نکتهای را هم در باب امور معنوی عرض کنم که چون این امور اهم امور است، لذا انسان باید وقتی که دیگری را دعا میکند، اول به امور معنوی او بپردازد و آنها را از خدا بخواهد و بعد حاجات مادی او را طلب کند. بحث در اینجا دیگر موردی است و نسبت به اشخاص و مشکلات مادی و معنوی خاصی که دارند، متفاوت میشود. لذا تو هم باید به صورت موردی عمل کنی.
اگر طرف مقابل را میشناسی و میببینی انحراف فکری دارد، برای برطرف شدن انحراف فکریاش دعا کن. برایش دعا کن که خدا هدایتش کند. در اینجا برای دنیای او دعا نکن. چه بسا اگر برای امور دنیایی او دعا کنی، این به ضرر او باشد. ممکن است مشکلات نَفسانیاش بدتر شود و کار خرابتر شود. اینجا باید مورد را بررسی کرد و متناسب با آن دعا کرد. آنجا که بحث کردم، مسأله کلی بود. اینها را با هم خلط نکنید. اما یک جایی است که من میدانم از نظر دنیایی گرفتاری دارد؛ آنجا برای امور دنیاییاش دعا میکنم. مثلاً اگر مریض است، میگویم خدایا شفایش بده! اینها موردی است. آن بحث کلی بود. اینها را با هم خلط نکنید!
تازه! این هم خودش بحثی دارد که در امور معنوی اگر خودم در یک حدی نیستم، نباید بالاتر از آن را برای دیگری بخواهم. چون معنای این کار بیتوجهیِ من است که خودم نسبت به امری دائمی و معنوی محتاج هستم، آنوقت در عین حال احتیاج و بیچارگی، آن را برای دیگری طلب میکنم. پس از نظر معنوی در همان حدی که ساخته شدهای و دیگری کمبود دارد، بخواه که کمبود او رفع شود. این خودش یک بحثی است که من فقط اشاره کردم.
پی نوشت:
[1] بحارالأنوار ، ج 92 ، ص 351
مبحث دعا_ ماه مبارک رمضان 1389
منبع : پایگاه آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی(ره)