امام عسکری علیه السلام را نزد شخصی به نام علی بن نارمش ـ که یکی از عناصر جنایتکار و از دشمنان سرسخت آل ابوطالب بود ـ زندانی کرد. سران بنی عباس به او گفتند ابومحمد ابن الرضا را تا توان داری آزار و اذیت ده و او را به قتل برسان.از زندان نمودن حضرت چند روزی نگذشت تا اینکه دیدند علی بن نارمش با آن همه دشمنی و عداوت در برابر امام سر به زیر افکنده و آن چنان جذبه و عظمت و خلق و خوی حضرت عسکری در او تاثیر نهاده که به حضرت نگاه نمی کند.وقتی امام عسکری علیه السلام از این زندان خلاص شد علی بن نارمش آن چنان دچار تحول روحی و معنوی گردید که دیدگاهش درباره حضرت تغییر یافت و در گروه شایستگان زمان قرار گرفت.2 بار دیگر امام حسن عسکری علیه السلام را نزد صالح بن وصیف زندانی کردند او نیز شخصی پلید و بی رحم بود. گروهی از جنایت پیشگان بنی عباس نزد صالح بن وصیف رفتند و درباره امام به گفت و گو پرداختند. زندانبان به آنان گفت آخر من چه کار کنم؟ دو نفر از بدترین افراد را بر او گماشتم بعد از گذشت چند روز باشگفتی دیدم آن دو به نماز عبادت و روزه روی آورده اند به آنان گفتم چه چیز اتفاق افتاده است؟ گفتند ما چه گوییم در پیرامون مردی که روزها روزه و شب ها تا سحر نماز می خواند کمتر سخن می گوید و به کارهای غیر ضروری نمی پردازد ما هنگامی که به او می نگریستیم بدنمان به لرزه می افتاد و توان استقامت در خود نمی دیدیم. 3 سخاوت و بخشندگی امام حسن عسکری علیه السلام بسان اجداد بزرگوارش در بخشندگی و کمک به مردم یگانه روزگار بود. شخصی به نام محمد بن علی همراه پدرش ـ که از خاندان علویان بودند؛ ولی از گروه واقفیه به شمار می رفتند ـ در زندگی دچار بحران شدند و در مضیقه مالی سختی قرار گرفتند.وی می گوید پدرم گفت برویم نزد این مرد ـ امام حسن عسکری ـ چون خصلت بخشندگی او را زیاد شنیده بودیم. در راه که می رفتیم پدرم گفت ای کاش آن حضرت برای برآورده شدن سه نیاز من کمکم کند من هم با خود گفتم ای کاش به سه نیاز من توجه و عنایت کند نزد آن حضرت رفتیم از حال ما پرسید پاسخ دادیم. هنگامی که با امام خداحافظی کرده و از خانه خارج شدیم خادم حضرت آمد و به اندازه ای که نیاز داشتیم و آرزو کرده بودیم کیسه هایی از اشرفی به ما داد.آنان با آنکه از امام عسکری علیه السلام کرامت دیدند؛ ولی دست از مرام خود برنداشتند.4 پاسداشت نماز امام عسکری علیه السلام به نماز اول وقت بسیار اهتمام می داد و نماز را بزرگ می داشت. ابوهاشم جعفری که یکی از یاران خاص و ویژه آن بزرگوار بود می گوید نزد آن امام معصوم بودم. حضرت در حال نوشتن نامه بود که وقت ادا نماز فرا رسید آن بزرگوار نامه را به سوئی نهاد و برای خواندن نماز حرکت کرد. از نماز که فارغ شد دوباره تشریف آورد و قلم را برداشت و شروع کرد به نوشتن نامه.5 ترغیب به خدمت رسانی ابوهاشم می گوید روزی در محضر امام عسکری علیه السلام بودم آن حضرت فرمود یکی از درهای بهشت باب المعروف است. از آن در کسی داخل بهشت نمی شود مگر اینکه در دنیا کارهای نیک انجام داده و به مردم کمک و خدمت نماید. تا این را از حضرت شنیدم خدا را سپاس گفتم و بسی خشنود گردیدم؛ زیرا یکی از برنامه های زندگی من خدمت رسانی به مردم و رفع نیاز پا برهنگان و محرومان بود. تا این مطلب در دلم گذشت حضرت به من نگاه کرد و فرمود بله کسانی که در این جهان به مردم کمک می کنند در جهان دیگر نیز سر بلند و جایگاه آنان برجسته است. ای ابوهاشم خدا تو را از این گروه قرار دهد خدای تو را رحمت کند. 6 ----------------------------------------------------------------------- * ما رایت و لا عرفت بسرمن رای رجلا من العلویه مثل الحسن بن علی فی هدیه و سکونه و عفافه و نبله و کرمه عند اهل بیته و بنی هاشم...1.اصول کافیج1 ص 503؛ مناقب آل ابی طالب ع
593 مطلب یافت شد
سفارشی از امام عسکری(ع)
در سفارشی از امام عسکری ع خطاب به شیعیان آمده است مراقبت نظارت و علم خدا را نسبت به خودتان سبک نگیرید که این مراقبت دائمی است.
امام عسکری(ع) نماد فضیلت ها
امام عسکری علیه السلام را نزد شخصی به نام علی بن نارمش ـ که یکی از عناصر جنایتکار و از دشمنان سرسخت آل ابوطالب بود ـ زندانی کرد. سران بنی عباس به او گفتند ابومحمد ابن الرضا را تا توان داری آزار و اذیت ده و او را به قتل برسان.از زندان نمودن حضرت چند روزی نگذشت تا اینکه دیدند علی بن نارمش با آن همه دشمنی و عداوت در برابر امام سر به زیر افکنده و آن چنان جذبه و عظمت و خلق و خوی حضرت عسکری در او تاثیر نهاده که به حضرت نگاه نمی کند.وقتی امام عسکری علیه السلام از این زندان خلاص شد علی بن نارمش آن چنان دچار تحول روحی و معنوی گردید که دیدگاهش درباره حضرت تغییر یافت و در گروه شایستگان زمان قرار گرفت.2بار دیگر امام حسن عسکری علیه السلام را نزد صالح بن وصیف زندانی کردند او نیز شخصی پلید و بی رحم بود. گروهی از جنایت پیشگان بنی عباس نزد صالح بن وصیف رفتند و درباره امام به گفت و گو پرداختند.زندانبان به آنان گفت آخر من چه کار کنم؟ دو نفر از بدترین افراد را بر او گماشتم بعد از گذشت چند روز باشگفتی دیدم آن دو به نماز عبادت و روزه روی آورده اند به آنان گفتم چه چیز اتفاق افتاده است؟ گفتند ما چه گوییم در پیرامون مردی که روزها روزه و شب ها تا سحر نماز می خواند کمتر سخن می گوید و به کارهای غیر ضروری نمی پردازد ما هنگامی که به او می نگریستیم بدنمان به لرزه می افتاد و توان استقامت در خود نمی دیدیم. 3 سخاوت و بخشندگی امام حسن عسکری علیه السلام بسان اجداد بزرگوارش در بخشندگی و کمک به مردم یگانه روزگار بود. شخصی به نام محمد بن علی همراه پدرش ـ که از خاندان علویان بودند؛ ولی از گروه واقفیه به شمار می رفتند ـ در زندگی دچار بحران شدند و در مضیقه مالی سختی قرار گرفتند.وی می گوید پدرم گفت برویم نزد این مرد ـ امام حسن عسکری ـ چون خصلت بخشندگی او را زیاد شنیده بودیم. در راه که می رفتیم پدرم گفت ای کاش آن حضرت برای برآورده شدن سه نیاز من کمکم کندمن هم با خود گفتم ای کاش به سه نیاز من توجه و عنایت کندنزد آن حضرت رفتیم از حال ما پرسید پاسخ دادیم. هنگامی که با امام خداحافظی کرده و از خانه خارج شدیم خادم حضرت آمد و به اندازه ای که نیاز داشتیم و آرزو کرده بودیم کیسه هایی از اشرفی به ما داد.آنان با آنکه از امام عسکری علیه السلام کرامت دیدند؛ ولی دست از مرام خود برنداشتند.4 پاسداشت نماز امام عسکری علیه السلام به نماز اول وقت بسیار اهتمام می داد و نماز را بزرگ می داشت.ابوهاشم جعفری که یکی از یاران خاص و ویژه آن بزرگوار بود می گوید نزد آن امام معصوم بودم. حضرت در حال نوشتن نامه بود که وقت ادا نماز فرا رسید آن بزرگوار نامه را به سوئی نهاد و برای خواندن نماز حرکت کرد. از نماز که فارغ شد دوباره تشریف آورد و قلم را برداشت و شروع کرد به نوشتن نامه.5 ترغیب به خدمت رسانی ابوهاشم می گوید روزی در محضر امام عسکری علیه السلام بودم آن حضرت فرمود یکی از درهای بهشت باب المعروف است. از آن در کسی داخل بهشت نمی شود مگر اینکه در دنیا کارهای نیک انجام داده و به مردم کمک و خدمت نماید. تا این را از حضرت شنیدم خدا را سپاس گفتم و بسی خشنود گردیدم؛ زیرا یکی از برنامه های زندگی من خدمت رسانی به مردم و رفع نیاز پا برهنگان و محرومان بود. تا این مطلب در دلم گذشت حضرت به من نگاه کرد و فرمود بله کسانی که در این جهان به مردم کمک می کنند در جهان دیگر نیز سر بلند و جایگاه آنان برجسته است. ای ابوهاشم خدا تو را از این گروه قرار دهد خدای تو را رحمت کند. 6 پی نوشت ها * ما رایت و لا عرفت بسرمن رای رجلا من العلویه مثل الحسن بن علی فی هدیه و سکونه و عفافه و نبله و کرمه عند اهل بیته و بنی هاشم...1.اصول کافیج1 ص 503؛ مناقب آل ابی طالب ع … امام عسکری علیه السلام را نزد شخصی به نام علی بن نارمش ـ که یکی از عناصر جنایتکار و از دشمنان سرسخت آل ابوطالب بود ـ زندانی کرد. سران بنی عباس به او گفتند ابومحمد ابن الرضا را تا توان داری آزار و اذیت ده و او را به قتل برسان.از زندان نمودن حضرت چند روزی نگذشت تا اینکه دیدند علی بن نارمش با آن همه دشمنی و عداوت در برابر امام سر به زیر افکنده و آن چنان جذبه و عظمت و خلق و خوی حضرت عسکری در او تاثیر نهاده که به حضرت نگاه نمی کند.وقتی امام عسکری علیه السلام از این زندان خلاص شد علی بن نارمش آن چنان دچار تحول روحی و معنوی گردید که دیدگاهش درباره حضرت تغییر یافت و در گروه شایستگان زمان قرار گرفت.2بار دیگر امام حسن عسکری علیه السلام را نزد صالح بن وصیف زندانی کردند او نیز شخصی پلید و بی رحم بود. گروهی از جنایت پیشگان بنی عباس نزد صالح بن وصیف رفتند و درباره امام به گفت و گو پرداختند.زندانبان به آنان گفت آخر من چه کار کنم؟ دو نفر از بدترین افراد را بر او گماشتم بعد از گذشت چند روز باشگفتی دیدم آن دو به نماز عبادت و روزه روی آورده اند به آنان گفتم چه چیز اتفاق افتاده است؟ گفتند ما چه گوییم در پیرامون مردی که روزها روزه و شب ها تا سحر نماز می خواند کمتر سخن می گوید و به کارهای غیر ضروری نمی پردازد ما هنگامی که به او می نگریستیم بدنمان به لرزه می افتاد و توان استقامت در خود نمی دیدیم. 3 سخاوت و بخشندگی امام حسن عسکری علیه السلام بسان اجداد بزرگوارش در بخشندگی و کمک به مردم یگانه روزگار بود. شخصی به نام محمد بن علی همراه پدرش ـ که از خاندان علویان بودند؛ ولی از گروه واقفیه به شمار می رفتند ـ در زندگی دچار بحران شدند و در مضیقه مالی سختی قرار گرفتند.وی می گوید پدرم گفت برویم نزد این مرد ـ امام حسن عسکری ـ چون خصلت بخشندگی او را زیاد شنیده بودیم. در راه که می رفتیم پدرم گفت ای کاش آن حضرت برای برآورده شدن سه نیاز من کمکم کندمن هم با خود گفتم ای کاش به سه نیاز من توجه و عنایت کندنزد آن حضرت رفتیم از حال ما پرسید پاسخ دادیم. هنگامی که با امام خداحافظی کرده و از خانه خارج شدیم خادم حضرت آمد و به اندازه ای که نیاز داشتیم و آرزو کرده بودیم کیسه هایی از اشرفی به ما داد.آنان با آنکه از امام عسکری علیه السلام کرامت دیدند؛ ولی دست از مرام خود برنداشتند.4 پاسداشت نماز امام عسکری علیه السلام به نماز اول وقت بسیار اهتمام می داد و نماز را بزرگ می داشت.ابوهاشم جعفری که یکی از یاران خاص و ویژه آن بزرگوار بود می گوید نزد آن امام معصوم بودم. حضرت در حال نوشتن نامه بود که وقت ادا نماز فرا رسید آن بزرگوار نامه را به سوئی نهاد و برای خواندن نماز حرکت کرد. از نماز که فارغ شد دوباره تشریف آورد و قلم را برداشت و شروع کرد به نوشتن نامه.5 ترغیب به خدمت رسانی ابوهاشم می گوید روزی در محضر امام عسکری علیه السلام بودم آن حضرت فرمود یکی از درهای بهشت باب المعروف است. از آن در کسی داخل بهشت نمی شود مگر اینکه در دنیا کارهای نیک انجام داده و به مردم کمک و خدمت نماید. تا این را از حضرت شنیدم خدا را سپاس گفتم و بسی خشنود گردیدم؛ زیرا یکی از برنامه های زندگی من خدمت رسانی به مردم و رفع نیاز پا برهنگان و محرومان بود. تا این مطلب در دلم گذشت حضرت به من نگاه کرد و فرمود بله کسانی که در این جهان به مردم کمک می کنند در جهان دیگر نیز سر بلند و جایگاه آنان برجسته است. ای ابوهاشم خدا تو را از این گروه قرار دهد خدای تو را رحمت کند. 6 پی نوشت ها * ما رایت و لا عرفت بسرمن رای رجلا من العلویه مثل الحسن بن علی فی هدیه و سکونه و عفافه و نبله و کرمه عند اهل بیته و بنی هاشم...1.اصول کافیج1 ص 503؛ مناقب آل ابی طالب ع
دورنمایی از عصر امام عسکری(ع)
با توجه بدین حقیقت برآنیم تا نگاهی گذرا به عصر امام عسکری ع بیفکنیم تابخشی از عظمت شخصیت تابناک آن امام معصوم را دریابیم.امام عسکری ع در دوران … امام هادی ع بود. او می دیددشمن زیارت جدش امام حسین ع را ممنوع و حتی مزار مقدسش را با خاک یکسان کرده است.امام عسکری ع یورشهای ناجوانمردانه و دور از ادب ماموران … سبب اصلی این فشارها و سختگیریها علاقه شدید مردم به اهل بیت علیهم السلام و نیز روایتهای متواتر در باره قائم بودن فرزند امام عسکری ع بود.در روزگار
رفتار امام عسكرى (ع) در كودكى
از پيرمرد سالخورده‏اى نقل شده است كه گفت: روزى، به مدينه رفتم.
وقتى وارد شهر شدم، ديدم عده‏اى از بچه‏ها دور هم جمع شده‏اند و آتش‏بازى مى‏كنند. كودك چهارپنج ساله‏اى هم روى سكوى خانه‏اى نشست...
رهنمودهای تربیتی از امام عسکری(ع)
عسکری علیه السلام پس از تحمل مشقت ها و محدودیت های فراوان دوره عباسی ـ چه در زمان پدر بزرگوارش و چه در دوران امامت خویش ـ سرانجام در سال 260 ق.27 در 28 یا 29-28 سالگی به دیدار حق شتاقت و یکبار دیگر شیعه در غم و اندوه امام خود به سوگ نشستعلامه مجلسی می گوید اعتقادنا فی النبی والائمه ان بعضهم قتلوا بالسیف و بعضهم بالسم29؛ عقیده ما در مورد رسول خدا و ائمه علیهم السلام غیر از امام دوازدهم این است که بعضی از آنان با شمشیر و بعضی دیگر به وسیله سم کشته شده اند. شیخ صدوق در اعتقادات نام پیامبر و ائمه علیهم السلام را نام می برد و علت شهادت هریک را ذکر می کند و وقتی به امام عسکری علیه السلام می رسد می گوید قتله المعتمد بالسم30؛ امام عسکری علیه السلام را معتمد به وسیله سم به شهادت رسانید. نیز می گوید و قد اخبر النبی صلی الله علیه و آله وسلم و الائمه علیهم السلام انهم مقتولون فمن قال انهم لم یقتلوا فقد کذبهم...31؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و ائمه علیهم السلام خبر داده اند که آنان کشته می شوند. بنابراین کسی که بگوید آنان کشته نشده اند؛ آنان را تکذیب کرده است... علامه مجلسی می گوید ذهب کثیر من اصحابنا الی ان الائمه خرجوا من الدنیا علی الشهاده و استدلوا بقول الصادق علیه السلام ... ما منا الا مقتول شهید32؛ بسیاری از اصحاب ما معتقدند که امامان ما شهید شده اند و برای اثبات این مساله به گفته امام صادق علیه السلام استدلال کرده اند که... همه ما به صورت شهادت از این دنیا می رویم. السلام علیه یوم ولد و یوم یمت و یوم یبعث حیا.پی نوشت ها 1. الکامل فی التاریخ ابن اثیر ج 5 ص 476؛ وفیات الاعیان ابن خلکان ج 3 ص 148.2. ر.ک علل الشرایع صدوق ج 1 باب 176 ص 282 مؤسسه الاعلمی للمطبوعات.3. مناقب آل ابیطالب ع
امام عسکری(ع) نماد فضیلت ها
امام عسکری علیه السلام را نزد شخصی به نام علی بن نارمش ـ که یکی از عناصر جنایتکار و از دشمنان سرسخت آل ابوطالب بود ـ زندانی کرد. سران بنی عباس به او گفتند ابومحمد ابن الرضا را تا توان داری آزار و اذیت ده و او را به قتل برسان. از زندان نمودن حضرت چند روزی نگذشت تا اینکه دیدند علی بن نارمش با آن همه دشمنی و عداوت در برابر امام سر به زیر افکنده و آن چنان جذبه و عظمت و خلق و خوی حضرت عسکری در او تاثیر نهاده که به حضرت نگاه نمی کند. وقتی امام عسکری علیه السلام از این زندان خلاص شد علی بن نارمش آن چنان دچار تحول روحی و معنوی گردید که دیدگاهش درباره حضرت تغییر یافت و در گروه شایستگان زمان قرار گرفت.2 بار دیگر امام حسن عسکری علیه السلام را نزد صالح بن وصیف زندانی کردند او نیز شخصی پلید و بی رحم بود. گروهی از جنایت پیشگان بنی عباس نزد صالح بن وصیف رفتند و درباره امام به گفت و گو پرداختند. زندانبان به آنان گفت آخر من چه کار کنم؟ دو نفر از بدترین افراد را بر او گماشتم بعد از گذشت چند روز باشگفتی دیدم آن دو به نماز عبادت و روزه روی آورده اند به آنان گفتم چه چیز اتفاق افتاده است؟ گفتند ما چه گوییم در پیرامون مردی که روزها روزه و شب ها تا سحر نماز می خواند کمتر سخن می گوید و به کارهای غیر ضروری نمی پردازد ما هنگامی که به او می نگریستیم بدنمان به لرزه می افتاد و توان استقامت در خود نمی دیدیم. 3 سخاوت و بخشندگی امام حسن عسکری علیه السلام بسان اجداد بزرگوارش در بخشندگی و کمک به مردم یگانه روزگار بود. شخصی به نام محمد بن علی همراه پدرش ـ که از خاندان علویان بودند؛ ولی از گروه واقفیه به شمار می رفتند ـ در زندگی دچار بحران شدند و در مضیقه مالی سختی قرار گرفتند. وی می گوید پدرم گفت برویم نزد این مرد ـ امام حسن عسکری ـ چون خصلت بخشندگی او را زیاد شنیده بودیم. در راه که می رفتیم پدرم گفت ای کاش آن حضرت برای برآورده شدن سه نیاز من کمکم کند من هم با خود گفتم ای کاش به سه نیاز من توجه و عنایت کند نزد آن حضرت رفتیم از حال ما پرسید پاسخ دادیم. هنگامی که با امام خداحافظی کرده و از خانه خارج شدیم خادم حضرت آمد و به اندازه ای که نیاز داشتیم و آرزو کرده بودیم کیسه هایی از اشرفی به ما داد. آنان با آنکه از امام عسکری علیه السلام کرامت دیدند؛ ولی دست از مرام خود برنداشتند.4 پاسداشت نماز امام عسکری علیه السلام به نماز اول وقت بسیار اهتمام می داد و نماز را بزرگ می داشت. ابوهاشم جعفری که یکی از یاران خاص و ویژه آن بزرگوار بود می گوید نزد آن امام معصوم بودم. حضرت در حال نوشتن نامه بود که وقت ادا نماز فرا رسید آن بزرگوار نامه را به سوئی نهاد و برای خواندن نماز حرکت کرد. از نماز که فارغ شد دوباره تشریف آورد و قلم را برداشت و شروع کرد به نوشتن نامه.5 ترغیب به خدمت رسانی ابوهاشم می گوید روزی در محضر امام عسکری علیه السلام بودم آن حضرت فرمود یکی از درهای بهشت باب المعروف است. از آن در کسی داخل بهشت نمی شود مگر اینکه در دنیا کارهای نیک انجام داده و به مردم کمک و خدمت نماید. تا این را از حضرت شنیدم خدا را سپاس گفتم و بسی خشنود گردیدم؛ زیرا یکی از برنامه های زندگی من خدمت رسانی به مردم و رفع نیاز پا برهنگان و محرومان بود. تا این مطلب در دلم گذشت حضرت به من نگاه کرد و فرمود بله کسانی که در این جهان به مردم کمک می کنند در جهان دیگر نیز سر بلند و جایگاه آنان برجسته است. ای ابوهاشم خدا تو را از این گروه قرار دهد خدای تو را رحمت کند. 6 پی نوشت ها * ما رایت و لا عرفت بسرمن رای رجلا من العلویه مثل الحسن بن علی فی هدیه و سکونه و عفافه و نبله و کرمه عند اهل بیته و بنی هاشم... 1.اصول کافیج1 ص 503؛ مناقب آل ابی طالب ع
امام عسکری(ع) نماد فضیلت ها
امام عسکری علیه السلام را نزد شخصی به نام علی بن نارمش ـ که یکی از عناصر جنایتکار و از دشمنان سرسخت آل ابوطالب بود ـ زندانی کرد. سران بنی عباس به او گفتند ابومحمد ابن الرضا را تا توان داری آزار و اذیت ده و او را به قتل برسان. از زندان نمودن حضرت چند روزی نگذشت تا اینکه دیدند علی بن نارمش با آن همه دشمنی و عداوت در برابر امام سر به زیر افکنده و آن چنان جذبه و عظمت و خلق و خوی حضرت عسکری در او تاثیر نهاده که به حضرت نگاه نمی کند. وقتی امام عسکری علیه السلام از این زندان خلاص شد علی بن نارمش آن چنان دچار تحول روحی و معنوی گردید که دیدگاهش درباره حضرت تغییر یافت و در گروه شایستگان زمان قرار گرفت.2 بار دیگر امام حسن عسکری علیه السلام را نزد صالح بن وصیف زندانی کردند او نیز شخصی پلید و بی رحم بود. گروهی از جنایت پیشگان بنی عباس نزد صالح بن وصیف رفتند و درباره امام به گفت و گو پرداختند. زندانبان به آنان گفت آخر من چه کار کنم؟ دو نفر از بدترین افراد را بر او گماشتم بعد از گذشت چند روز باشگفتی دیدم آن دو به نماز عبادت و روزه روی آورده اند به آنان گفتم چه چیز اتفاق افتاده است؟ گفتند ما چه گوییم در پیرامون مردی که روزها روزه و شب ها تا سحر نماز می خواند کمتر سخن می گوید و به کارهای غیر ضروری نمی پردازد ما هنگامی که به او می نگریستیم بدنمان به لرزه می افتاد و توان استقامت در خود نمی دیدیم. 3 سخاوت و بخشندگی امام حسن عسکری علیه السلام بسان اجداد بزرگوارش در بخشندگی و کمک به مردم یگانه روزگار بود. شخصی به نام محمد بن علی همراه پدرش ـ که از خاندان علویان بودند؛ ولی از گروه واقفیه به شمار می رفتند ـ در زندگی دچار بحران شدند و در مضیقه مالی سختی قرار گرفتند. وی می گوید پدرم گفت برویم نزد این مرد ـ امام حسن عسکری ـ چون خصلت بخشندگی او را زیاد شنیده بودیم. در راه که می رفتیم پدرم گفت ای کاش آن حضرت برای برآورده شدن سه نیاز من کمکم کند من هم با خود گفتم ای کاش به سه نیاز من توجه و عنایت کند نزد آن حضرت رفتیم از حال ما پرسید پاسخ دادیم. هنگامی که با امام خداحافظی کرده و از خانه خارج شدیم خادم حضرت آمد و به اندازه ای که نیاز داشتیم و آرزو کرده بودیم کیسه هایی از اشرفی به ما داد. آنان با آنکه از امام عسکری علیه السلام کرامت دیدند؛ ولی دست از مرام خود برنداشتند.4 پاسداشت نماز امام عسکری علیه السلام به نماز اول وقت بسیار اهتمام می داد و نماز را بزرگ می داشت. ابوهاشم جعفری که یکی از یاران خاص و ویژه آن بزرگوار بود می گوید نزد آن امام معصوم بودم. حضرت در حال نوشتن نامه بود که وقت ادا نماز فرا رسید آن بزرگوار نامه را به سوئی نهاد و برای خواندن نماز حرکت کرد. از نماز که فارغ شد دوباره تشریف آورد و قلم را برداشت و شروع کرد به نوشتن نامه.5 ترغیب به خدمت رسانی ابوهاشم می گوید روزی در محضر امام عسکری علیه السلام بودم آن حضرت فرمود یکی از درهای بهشت باب المعروف است. از آن در کسی داخل بهشت نمی شود مگر اینکه در دنیا کارهای نیک انجام داده و به مردم کمک و خدمت نماید. تا این را از حضرت شنیدم خدا را سپاس گفتم و بسی خشنود گردیدم؛ زیرا یکی از برنامه های زندگی من خدمت رسانی به مردم و رفع نیاز پا برهنگان و محرومان بود. تا این مطلب در دلم گذشت حضرت به من نگاه کرد و فرمود بله کسانی که در این جهان به مردم کمک می کنند در جهان دیگر نیز سر بلند و جایگاه آنان برجسته است. ای ابوهاشم خدا تو را از این گروه قرار دهد خدای تو را رحمت کند. 6 پی نوشت ها * ما رایت و لا عرفت بسرمن رای رجلا من العلویه مثل الحسن بن علی فی هدیه و سکونه و عفافه و نبله و کرمه عند اهل بیته و بنی هاشم... 1.اصول کافیج1 ص 503؛ مناقب آل ابی طالب ع
فروغ هدایت در سیره امام عسکری(ع)
امام حسن عسکری علیه السلام برای هر گروه ابزار مناسب با همان گروه را به کار می برد؛ گاه موعظه هشدار نامه نگاری ... و گاهی هم با آموزش افراد متخصص و فرستادن آنها به مراکز علمی و نجات منحرفان نخبه.ابن شهرآشوب می نویسد اسحاق کندی از فلاسفه اسلام و عرب به شمار می رفت و ساکن عراق بود. کتابی به نام تناقض های قرآن نوشت؛ او مدتها گوشه نشینی اختیار و وقتش را صرف نگارش آن کتاب کرده بود. روزی یکی از شاگردان او به محضر امام عسکری علیه السلام شرفیاب شد. وقتی چشم امام به او افتاد فرمود آیا میان شما مرد رشیدی نیست که گفته های استادتان کندی را پاسخ گوید؟ او گفت ما همه شاگردیم و نمی توانیم اعتراض کنیم امام عسکری علیه السلام مطالبی به وی آموخت.شاگرد نزد استاد رفت و همین طور عمل کرد. استاد هم بعد از پذیرش حق او را قسم داد که بگوید این مطلب را از کجا شنیده است و سرانجام شاگرد پاسخ داد که امام عسکری علیه السلام چنین شیوه و گفتاری را یاد داده است. کندی هم گفت الآن درست گفتی این چنین سخنی غیر از آن خاندان صادر نمی شود.سپس آتش خواست و آنچه را نوشته بود سوزاند.26 * نقش معجزه در هدایت و اصلاحگری امام حسن عسکری علیه السلام همانند دیگر ائمه در هنگام لزوم از ابزار معجزه و کرامت برای هدایت استفاده می کرد و این ظرفیت والا را در خدمت اصلاح اندیشه ها و افکار امت اسلامی قرار می داد. اما ویژگی امام عسکری استفاده گسترده از این ظرفیت است. قطب راوندی 40 مورد و سید بحرانی 134 مورد شیخ حر عاملی 136 مورد علامه مجلسی 81 مورد از معجزات وی را نقل کرده اند.27علت این امر نیز می تواند اختناق و فشارهای سیاسی و امنیتی باشد که دامنگیر شیعیان و حضرت بوده البته امام برای تداوم نقش هدایتگری خود از ابزار معجزه و کرامت که آن شرایط اختناق را خنثی می کرد استفاده می نمود. برای آگاهی از معجزات امام عسکری علیه السلام منابع گوناگونی در دسترس است که با مطالعه آنها می توان نور هدایت و اصلاح را در قلب های مستعد تاباند. پی نوشتها 1. کفایه الاثر ص 293؛ بحار الانوار ج 36 ص 289؛ اثبات الهداه ج 1 ص 576 ح 487.2. معادن الحکمه ج 2 ص 264 به نقل از حیاه الامام العسکری ص 255.3. بحار الانوار ج 50 ص 316 و 317.4. همان ص 274؛ کشف الغمه ج 3 ص 219.5. همان ص 267.6. تذکره الخواص ص 324.7. حیاه الامام العسکری ص 310.8. طه 126.9. تحف العقول ص 484؛ رجال کشی ص 481.10. تحف العقول ص 487.11. مناقب آل ابیطالب ع
ارزش مؤمن در کلام امام عسکری(ع)
در بیان امام عسکری ع اگر صد و بیست و چهار هزار پیامبر و ما چهارده معصوم در یک صف نشسته باشیم و مؤمنی از مقابل ما عبور کند به احترامش تمام قد
شهادت امام عسکری(ع) و امامت امام زمان(عج)
انشاالله. * چگونگی شهادت امام حسن عسکری ع معتمد در ربیع الاول سال 260 هجری قمری بهوسیله یکی از نزدیکانش امام حسن عسکری ع را با زهر مسموم نمود … ع در سال 260 هجری امامت حضرت مهدی آغاز گردید. از آنجایی که حضرت امام حسن عسکری … این برنامه در زمان امام عسکری ع نیز پی گرفته شد.
غيبت امام زمان در كلام امام عسكري (ع)
امام حسن عسکری علیه السلام و آغاز امامت خورشید عالم تاب مهدوی است. مهمترین مساله پس از شهادت امام عسکری علیه السلام مساله غیبت بوده است که پیش بینی تحقق آن در کلام معصومین و در منابع شیعه و سنی بسیار نقل شده است و امام عسکری علیه السلام نیز تلاش می نمودند تا مردم را بر این امر آگاه سازند و مقام الهی فرزندشان را به ایشان یاد آور شوند.این امر درباره افکار افراد عادی دشوار می نمود اما امام علیه السلام به هر ترتیب فکر غیبت را در اذهان و افکار رسوخ می داد و به مردم می فهماند که این حقیقت را باید بپذیرند و دیگران را به این اندیشه و اعتقاد و متفرعات آن آگاه سازند.دوستان و طرفداران امام علیه السلام به وسیله مکاتبه و مراسله با ایشان تماس می گرفتند و درباره مهدی موعود از حضرتش می پرسیدند و جواب لازم و کافی را دریافت می کردند.شیعیان وقتی اموالی را از حقوق شرعی برای امام عسکری علیه السلام می بردند ابتدا به محضر عثمان بن سعید عمری وارد می شدند او نیز که برای سرپوش گذاشتن بر فعالیتهای امام علیه السلام و برای مصلحت ایشان تجارت روغن می کرد پول هایی را که تحویل می گرفت در خیکهای روغن می گذاشت و دور از چشم حاکمان برای امام می فرستاد.از دغدغه های اصلی حاکمان عباسی در زمان امام عسکری علیه السلام برخورد با مساله غیبت و وجود مهدی بود که خواب از چشمشان ربوده و آنان را مجبور به انجام حرکاتی در جهت حفظ تاج و تخت خود کرده بود . معتمد عباسی امام را تحت مراقبت شدیدی قرار داد به طوری که کسی جز در شرایط ویژه ای که امام با نزدیکان خود قرار گذاشته بود امکان تماس با آن حضرت را نمی یافت و هر آنچه که از خارج به ایشان می رسید یا به خارج می دادند از طریق مراسله بود.وقتی که خبر کسالت امام به گوش معتمد عباسی رسید دستور داد تا خانه آن حضرت را زیر نظر بگیرند.پس از شهادت امام نیز تفتیش و بازجویی کامل به عمل آمد و همه اثاث خانه را مهر و موم کردند و آن گاه در صدد تحقیق و بازجویی از فرزندان امام عسکری علیه السلام برآمدند و به قابله ها دستور دادند که زنان را تحت معاینه دقیق قرار دهند و اگر آثار حمل در یکی از آنان دیدند به خلیفه گزارش کنند.هراس و وحشت عباسیان از مهدی موعود که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نوید ظهورش را بارها داده بود و او را بزرگترین مصلح در تاریخ جامعه بشری ـ که طومار ظلم و ستم را در هم خواهد پیچید و عدالت اجتماعی را برقرار خواهد ساخت ـ معرفی کرده بود روز به روز بالا می گرفت.آنان می خواستند با کشتن نسل پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مانع ظهور امام منتظر گردند. امام عسکری علیه السلام در نامه ای به همین مطلب اشاره کرده اند پنداشته اند با کشتن من نسلم را قطع خواهند کرد و حال آن که خداوند خواسته آنان را تکذیب کرده است و سپاس خدای را که مرا از جهان نبرد تا آن که جانشین و امام بعد از من را نشانم داد. او در خلقت و اخلاق شبیه ترین کس به پیامبر اکرم است. خداوند او را در دوران غیبت حفظ میکند سپس او را ظاهر میسازد تا زمین را پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد سرشار از عدالت و برابری کند. کلام نورویژگی های شیعیان در کلام امام عسکری ع
سبک زندگی اسلامی در آموزههای امام عسکری(ع)
ساده زیستی از ویژگی ها و اخلاق های زیبای همه ائمه بوده است که در روایتی که در ادامه می آید این اخلاق در امام حسن عسکری (علیه السلام) دیده می شود.
آيا امام عسكري (ع) بدون فرزند از دنيا رفته است؟
امام حسن عسکری علیه السلام دارای دو پسر و دو دختر بود اما پسران آن حضرت؛ پس یکی از آن ها صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است و دومی موسی است که در زمان زندگی امام عسکری از دنیا رفت. اما دختران ایشان و همچنین مادر موسی در زمان حیات امام عسکری از دنیا رفته اند.الرازی الشافعی فخر الدین محمد بن عمر التمیمی متوفای604هـ الشجره المبارکه فی انساب الطالبیه ص78 ـ 79 . 3. ابن حجر هیثمی متوفای973هـ ابن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقه که آن را علیه شیعه نوشته است اعتراف می کند که امام عسکری فرزندی به نام ابو القاسم الحجه داشته است ولم یخلف غیر ولده ابی القاسم محمد الحجه وعمره عند وفاه ابیه خمس سنین لکن اتاه الله فیها الحکمه ویسمی القائم المنتظر... .امام عسکری علیه السلام فرزندی غیر از ابو القاسم م ح م د حجت نداشته است که عمر آن حضرت در زمان وفات پدرش پنج سال بوده است؛ ولی خداوند به او حکمت آموخت و قائم منتظر نامیده شده است.الهیثمی ابوالعباس احمد بن محمد بن علی ابن حجر متوفای973هـ الصواعق المحرقه علی اهل الرفض والضلال والزندقه ج2 ص601 تحقیق عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط ناشر مؤسسه الرساله - لبنان الطبعه الاولی 1417هـ - 1997م. 4. ابن اثیر الجزری متوفای630هـ وفیها توفی الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ع … امام حسن عسکری همان امام م ح م د بن الحسن العسکری است که در روز جمعه نیمه شعبان سال 255هـ و برخی گفته اند در سال 256هـ که همین دیدگاه صحیح است به دنیا آمده است. مادر کنیزی به نام اصیقل بوده برخی سوسن و دیگری نرجس گفته اند . کنیه آن حضرت ابو القاسم و القابش حجت خلف صالح قائم منتظر صاحب الزمان و مشهورترین لقب آن حضرت مهدی است . از ویژگی های ایشان این است که او جوانی است با قامت متوسط صورت و موی زیبا بینی باریک و پیشانی باز .العاصمی المکی عبد الملک بن حسین بن عبد الملک الشافعی متوفای1111هـ سمط النجوم العوالی فی انبا الاوائل والتوالی ج4 ص150 تحقیق عادل احمد عبد الموجود- علی محمد معوض ناشر دار الکتب العلمیه. 10. ابومحمد یافعی متوفای768هـ وفیها وقیل فی سنه ستین توفی الشریف العسکری الحسن بن علی بن محمد ابن علی بن موسی الرضی بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین ابن الحسین بن علی بن ابی طالب رضی الله تعالی عنهم احد الائمه الاثنی عشر علی اعتقاد الامامیه وهو والد المنتظر صاحب السرداب.در سال 260هـ امام حسن عسکری علیه السلام که یکی از ائمه دوازدگانه بنابر اعتقاد شیعه است از دنیا رفت او پدر منتظر صاحب سرداب است .الیافعی ابومحمد عبد الله بن اسعد بن علی بن سلیمان متوفای768هـ مرآه الجنان وعبره الیقظان ج2 ص107 ناشر دار الکتاب الاسلامی - القاهره - 1413هـ - 1993م. 11. ابن الوردی متوفای749هـ ولد محمد بن الحسن الخالص سنه خمس وخمسین ومائتین ویزعم الشیعه انه دخل السرداب فی دار ابیه ب سر من رای وامه تنظر الیه فلم یعد الیها وکان عمره تسع سنین وذلک فی سنه مائتین وخمس وستین علی خلاف.م ح م د بن الحسن العسکری در سال 255هـ به دنیا آمد و شیعیان خیال می کنند که داخل سردابی در خانه پدرش در سامرا شده مادرش منتظر آمدن او بوده؛ ولی او برنگشته است؛ در حالی که در آن زمان 9 ساله بوده است و این قضیه در سال 265هـ اتفاق افتاده است .ابن الوردی - تاریخ ابن الوردی - فی ذیل تتمه المختصر 12. ابن صباغ المالکی متوفای855هـ ولد ابو القاسم محمد الحجه بن الحسن الخالص بسر من رای لیله النصف من شعبان سنه 255 للهجره واما نسبه ابا واما فهو ابو القاسم محمد الحجه بن الحسن الخالص بن علی الهادی بن محمد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن ابی طالب ع … امام از امامان دوازدگانه است .الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن احمد بن عثمان متوفای 748 هـ العبر فی خبر من غبر ج2 ص37 تحقیق د. صلاح الدین المنجد ناشر مطبعه حکومه الکویت - الکویت الطبعه الثانی 1984. و در تاریخ الاسلام سال وفات آن حضرت را 258 یا 256 دانسته و می گوید ابو محمد الهاشمی الحسینی احد ائمه الشیعه الذین تدعی الشیعه عصمتهم . ویقال له الحسن العسکری لکونه سکن سامرا فانها یقال لها العسکر . وهو والد منتظر الرافضه...واما ابنه محمد بن الحسن الذی یدعوه الرافضه القائم الخلف الحجه فولد سنه ثمان وخمسین وقیل سنه ست وخمسین . عاش بعد ابیه سنتین ثم عدم ولم یعلم کیف مات . وامه ام ولد .ابو محمد هاشمی حسینی یکی از ائمه شیعه است که آن ها اعتقاد به عصمت آنان دارند و به او حسن عسکری می گویند؛ چون در سامرا ساکن بوده و به سامرا عسکر می گویند او امام عسکری پدر همان کسی است که رافضه منتظر او هستند... .اما فرزندش م ح م د بن الحسن که رافضی ها او را قائم خلف و حجت می نامند در سال 258 به دنیا آمده است برخی گفته اند که در سال 256 به دنیا آمده و دو سال بعد از پدرش زنده بوده و سپس از دنیا رفته است؛ اما مشخص نیست که چگونه وفات کرده است مادر او کنیز بوده است .الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن احمد بن عثمان متوفای 748 هـ تاریخ الاسلام ووفیات المشاهیر والاعلام ج19 ص113 تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری ناشر دار الکتاب العربی - لبنان بیروت الطبعه الاولی 1407هـ - 1987م. آن چه برای ما مهم است این است که ثابت شود آن حضرت به دنیا آمده؛ اما این از دنیا رفته اند یا خیر در مقاله جداگانه نقد و بطلان سخن ذهبی روشن خواهد شد . و در کتاب سیر اعلام النبلا می گوید المنتظر الشریف ابو القاسم محمد بن الحسن العسکری بن علی الهادی ابن محمد الجواد بن علی الرضی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن زین العابدین بن علی بن الحسین الشهید بن الامام علی بن ابی طالب العلوی الحسینی خاتمه الاثنی عشر سیدا الذین تدعی الامامیه عصمتهم... .منتظر شریف ابو القاسم م ح م د بن الحسن العسکری .... آخرین امام از ائمه دوازدگانه است که شیعیان اعتقاد به عصمت آنان دارند.الذهبی الشافعی شمس الدین ابوعبد الله محمد بن احمد بن عثمان متوفای 748 هـ سیر اعلام النبلا ج13 ص119 تحقیق شعیب الارنؤوط محمد نعیم العرقسوسی ناشر مؤسسه الرساله - بیروت الطبعه التاسعه 1413هـ. 2. فخر الدین الرازی متوفای604هـ فخر الدین رازی مفسر نامدار اهل سنت در باره امام عسکری علیه السلام و فرزندان آن حضرت می نویسد اما الحسن العسکری الامام ع
شهادت امام حسن عسکری (ع)
از حضرت امام حسن عسکری ع علاوه بر روایات فقهی روایات زیادی باقی مانده است که مشتمل بر مباحث اعتقادی و اخلاقی میباشد که به بعضی از آنها میتوان
کرامت امام حسن عسکری(ع)
امام عسکری در عنفوان جوانی همه جا را فرا گرفت. بازارها تعطیل شد و توده های محرومی که محبت خود را نسبت به امام از ترس سرکوب نظام نهان می داشتند امروز عنان عواطف خروشان خویش را از کف دادند و شتابان وگریان به سوی خانه امام حرکت کردند. کرامت امام ع
شهادت امام حسن عسکری(ع)
معتمد خلیفه عباسی همواره از محبوبیت و پایگاه اجتماعی امام ابو محمد عسکری ع نگران بود 1 و هنگامی که دانست با وجود همه محدودیتهایی که نسبت به آن … ناگهان امام مهدی ع جلو آمد و گفت عمو عقب بایست من سزاوارترم که بر جنازه پدرم نماز بخوانم. 9 طبق نقل مشهور امام عسکری ع در اول ماه ربیع الاول … امام ابومحمد ع را تعظیم و احترام می کنند و او را در فضیلت بر همه علویان و عباسیان مقدم می دارند. از این جهت در پی قتل آن حضرت برآمد و زهر کشنده ای را به وی خوراند. 4 امام ع همین که آن زهر را خورد تمام بدن شریفش مسموم شد و در بستر بیماری افتاد و به درد شدیدی دچار گردید. معتمد به پنج نفر از خواص و درباریانش از آن جمله به نحریر دستور داد که مواظب خانه امام ع باشند و تمام امور و جریانها را زیر نظر بگیرند همچنین به پزشکان دستور داد که هر صبح و شام از حال امام ع باخبر باشند همین که روز دوم فرا رسید به معتمد خبر دادند که بیماری حضرت وخیم شده است. معتمد به پزشکان فرمان داد که حق ندارند از منزل امام بیرون روند. و به دلیل این که حال امام عسکری
چگونگی شهادت امام حسن عسکری(ع)
نویسنده علی اکبر جهانی چگونگی شهادت امام حسن عسکری ع در درازای زندگی امام دشمنان جبار بارها اراده قتل او را کردند و دست به اقدام عملی زدند ولی … منتهی الامال ص 245.منبع جهانی علی اکبر 1384 زتدگی امام حسن عسکری ع تهران مؤسسه انتشارات امیر کبیر شرکت چاپ و نشر بین الملل … امام علیه السلام نگاهش به فرزندش افتاد شروع به گریستن کرد و فرمود ای سید و سرور اهل بیت خود مرا آب بده همانا می روم به سوی پروردگار خویش. سپس فرزندش آن آب جوشیده را به دست خویش گرفته و لبهای پدرش را حرکت داد و او را سیراب کرد و پس از این امر حضرت به فرزندش فرمود که او را مهیای نماز بسازد و او پدر خویش را وضو داده و مهیای نماز نمود. پس از این کار حضرت به فرزندش بشارت داد ای پسرک من تویی صاحب الزمان مهدی و حجت خدا بر روی زمین و تویی پسر من و کودک من و منم پدر تو. آنگاه نام او و کنیه اش را ذکر نمود و سپس فرمود این مهدی است به سوی من از پدرم و از پدران طاهرین تو. و آنگاه بر پیامبر و ائمه درود فرستاد و خدا را ثنا گفت و در همان وقت به سوی خدایش شتافت. 12 شیخ طوسی ره روایت کرده که حضرت عسکری علیه السلام خودش فرمود قبر من در سرمن رای امان است از برای اهل دو جانب از بلاها و عذاب خدا.علامه مجلسی اول ره می گوید که مراد از دو جانب شیعه و سنی است یعنی برکت آن وجود مبارک دوست و دشمن را احاطه کرده است چنانکه قبر کاظمین علیه السلام سبب امان بغداد و اهل آن است.در کشف الغمه آمده است که مستنصر بالله خلیفه عباسی یک سال به سامرا رفت و قبر مطهر عسکریین را زیارت نمود و چون از آن دو روضه منوره بیرون آمد به زیارت قبر خلفای عباسی رفت. قبور ایشان در قبه ای بود که خرابی و ویرانی به آن روی آورده و باران بر آنها می بارید و پرندگان بر روی آن قبور فضله و کثافت می ریختند. علی بن عیسی می گوید من هم بدین حال قبور آنها را مشاهده کردم. پس از این ماجرا مردم به مستنصر گفتند شما خلفای روی زمین و پادشاهان دنیا هستید و از برای شماست فرمان و دستور در دنیا چرا قبرهای شما بدین کیفیت باشد نه زیارت آنها در خاطر کسی خطور کند و چگونه است بر سر مزار آنها کسی نیست تا فضولات و کثافات را از آنها دور کند. و لکن قبور علویین مزاری است شریف و به این خوبی و پاکیزگی که مشاهده می کنید با پرده ها و قندیلهای آویخته و فرش و گستردنیهای فراوان و با فراش و خادم و شمع و غیر اینها.مستنصر خلیفه وقت در جواب آنها گفت این امری است آسمانی و از جانب خداوند و به کوشش و تلاش ما حاصل نمی شود و حتی اگر ما مردم را به این کار وادار کنیم آنها این امر را قبول نخواهند کرد و سعی ما در این باب بی فایده است. 13 بدین سان امامی که در سال 232 هجری در مدینه متولد شد و عمری را در راه هدایت و ارشاد مردم سپری کرد و در دوره شش ساله امامت خوش هیچ گاه از کید و مکر جاسوسان دستگاه خلافت در امان نبود و بخشی از همین مدت عمر را در زندان گذارد با کید و مکر دشمنان حق و حقیقت در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری به دیدار معبود خویش شتافت و جهانی را از خورشید وجودش بی بهره کرد. البته با چنین امری دوران غیبت صغرای فرزندش آغاز می شود؛ غیبیتی که حضرتش به شیوه های گوناگون به زمینه سازی آن پرداخته بود و با انتخاب وکلا و نمایندگان و ارجاع مردم به آنها این امر سخت و دشوار را برای آنها هموار کرده بود تا محب ولایت و امامت پس از شهادت او در ضلالت و گمراهی غوطه ور نشود و با چشمانی گریان و دلی پرخون به انتظار فرجش بنشیند فرجی که خودشان نتظارش را والاترین کردارهای عبادی دانسته اند. انتظاری که تفکر مهدوی علوی محرک آن است انتظاری که خود حرکت است حرکتی که فساد و ظلم را جاروب می کند و انقلاب پدید می آورد انقلابی که تبعیت از خاندان رسالت و امامت می کند و تبعیتی که ماهیت آن جز زمینه سازی برای ظهور حضرتش معنای دیگری ندارد. پس اگر انتظار عبادت است و در انتظار نشستن او فضیلت باید با دیده دل نگریست که عزلت و گوشه نشینی ورد خوانی و زبان بازی دعوت به گسترش فساد و ظلم جهت ظهور حضرتش و دیگر انحرافات این چنینی ما را به راهی خواهد برد که ائمه معصومین علیهم السلام و امام زمان علیه السلام شخصا از چنین کردارهایی متنفر و بیزارند و عاملان آن را سفیهانی بیش نمی دانند.پی نوشت ها 1. بحارالانوار ج50 ص 314.2. بحارالانوار ج 50 ص 312.3. بحارالانوار ج 50 ص 265.4. بحارالانوار ج 50 ص 309.5. اعلام الواری ص 414.6. بحارالانوار. ج50. ص314 و الغیبه. ص 134.7. ترجمه انوار البهیه. ص 507. الغیبه. ص 131.8. کمال الدین ج2 ص 475.9. حیاه الامام العسکری ع
فعاليتهاي سياسي امام حسن عسکري (ع)
معرفي امام حسن عسکري عليه السلام
نام مبارک امام يازدهم، حسن و کنيه معروفشان، ابومحمد است و معروف ترين لقب آن حضرت، عسکري است؛ زيرا ايشان و امام هادي عليه السلام را در منطقه اي نظامي نگه مي داشتند تا کاملاً زير نظر باشند...
چگونگی شهادت امام حسن عسکری(ع)
منبع جهانی علی اکبر 1384 زتدگی امام حسن عسکری ع تهران مؤسسه انتشارات امیر کبیر شرکت چاپ و نشر بین الملل … امام علیه السلام نگاهش به فرزندش افتاد شروع به گریستن کرد و فرمود ای سید و سرور اهل بیت خود مرا آب بده همانا می روم به سوی پروردگار خویش. سپس فرزندش آن آب جوشیده را به دست خویش گرفته و لبهای پدرش را حرکت داد و او را سیراب کرد و پس از این امر حضرت به فرزندش فرمود که او را مهیای نماز بسازد و او پدر خویش را وضو داده و مهیای نماز نمود. پس از این کار حضرت به فرزندش بشارت داد ای پسرک من تویی صاحب الزمان مهدی و حجت خدا بر روی زمین و تویی پسر من و کودک من و منم پدر تو. آنگاه نام او و کنیه اش را ذکر نمود و سپس فرمود این مهدی است به سوی من از پدرم و از پدران طاهرین تو. و آنگاه بر پیامبر و ائمه درود فرستاد و خدا را ثنا گفت و در همان وقت به سوی خدایش شتافت. 12 شیخ طوسی ره روایت کرده که حضرت عسکری علیه السلام خودش فرمود قبر من در سرمن رای امان است از برای اهل دو جانب از بلاها و عذاب خدا.علامه مجلسی اول ره می گوید که مراد از دو جانب شیعه و سنی است یعنی برکت آن وجود مبارک دوست و دشمن را احاطه کرده است چنانکه قبر کاظمین علیه السلام سبب امان بغداد و اهل آن است.در کشف الغمه آمده است که مستنصر بالله خلیفه عباسی یک سال به سامرا رفت و قبر مطهر عسکریین را زیارت نمود و چون از آن دو روضه منوره بیرون آمد به زیارت قبر خلفای عباسی رفت. قبور ایشان در قبه ای بود که خرابی و ویرانی به آن روی آورده و باران بر آنها می بارید و پرندگان بر روی آن قبور فضله و کثافت می ریختند. علی بن عیسی می گوید من هم بدین حال قبور آنها را مشاهده کردم. پس از این ماجرا مردم به مستنصر گفتند شما خلفای روی زمین و پادشاهان دنیا هستید و از برای شماست فرمان و دستور در دنیا چرا قبرهای شما بدین کیفیت باشد نه زیارت آنها در خاطر کسی خطور کند و چگونه است بر سر مزار آنها کسی نیست تا فضولات و کثافات را از آنها دور کند. و لکن قبور علویین مزاری است شریف و به این خوبی و پاکیزگی که مشاهده می کنید با پرده ها و قندیلهای آویخته و فرش و گستردنیهای فراوان و با فراش و خادم و شمع و غیر اینها.مستنصر خلیفه وقت در جواب آنها گفت این امری است آسمانی و از جانب خداوند و به کوشش و تلاش ما حاصل نمی شود و حتی اگر ما مردم را به این کار وادار کنیم آنها این امر را قبول نخواهند کرد و سعی ما در این باب بی فایده است. 13 بدین سان امامی که در سال 232 هجری در مدینه متولد شد و عمری را در راه هدایت و ارشاد مردم سپری کرد و در دوره شش ساله امامت خوش هیچ گاه از کید و مکر جاسوسان دستگاه خلافت در امان نبود و بخشی از همین مدت عمر را در زندان گذارد با کید و مکر دشمنان حق و حقیقت در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری به دیدار معبود خویش شتافت و جهانی را از خورشید وجودش بی بهره کرد. البته با چنین امری دوران غیبت صغرای فرزندش آغاز می شود؛ غیبیتی که حضرتش به شیوه های گوناگون به زمینه سازی آن پرداخته بود و با انتخاب وکلا و نمایندگان و ارجاع مردم به آنها این امر سخت و دشوار را برای آنها هموار کرده بود تا محب ولایت و امامت پس از شهادت او در ضلالت و گمراهی غوطه ور نشود و با چشمانی گریان و دلی پرخون به انتظار فرجش بنشیند فرجی که خودشان نتظارش را والاترین کردارهای عبادی دانسته اند. انتظاری که تفکر مهدوی علوی محرک آن است انتظاری که خود حرکت است حرکتی که فساد و ظلم را جاروب می کند و انقلاب پدید می آورد انقلابی که تبعیت از خاندان رسالت و امامت می کند و تبعیتی که ماهیت آن جز زمینه سازی برای ظهور حضرتش معنای دیگری ندارد. پس اگر انتظار عبادت است و در انتظار نشستن او فضیلت باید با دیده دل نگریست که عزلت و گوشه نشینی ورد خوانی و زبان بازی دعوت به گسترش فساد و ظلم جهت ظهور حضرتش و دیگر انحرافات این چنینی ما را به راهی خواهد برد که ائمه معصومین علیهم السلام و امام زمان علیه السلام شخصا از چنین کردارهایی متنفر و بیزارند و عاملان آن را سفیهانی بیش نمی دانند.پی نوشت ها 1. بحارالانوار ج50 ص 314.2. بحارالانوار ج 50 ص 312.3. بحارالانوار ج 50 ص 265.4. بحارالانوار ج 50 ص 309.5. اعلام الواری ص 414.6. بحارالانوار. ج50. ص314 و الغیبه. ص 134.7. ترجمه انوار البهیه. ص 507. الغیبه. ص 131.8. کمال الدین ج2 ص 475.9. حیاه الامام العسکری ع
English