منافع عظیم همراهی با اولیای خاص خداوند-کار امام پردازش و تربیت انسانها بهشکل الهی محضحالا سراغ یکی از آیات پایانی سوره یوسف بروم؛ لقد کان فی
5 مطلب یافت شد
هدايت تكوينى موجودات
آیینه در گل افتادستز دست یاری چشم کرشمه پردازش کلاه گوشه خورشید در گل افتادستبه دوستی تو خصمند عالمی با من هزار دشمن و یک دوست مشکل افتادست شفایی از تو تمنای زخم دیگر داشت رسید حشر و همان نیم بسمل افتادست شفایی اصفهانی عقل و نبوت در هدایت انسانها
تحليلي بر سيره ارتباطات ميان فردي پيامبراكرم(ص)
انسانها و نیز اصول حاکم بر این ارتباط را بررسی میکنیم.برای فهم نظام یافته ارتباطات میان فردی پیامبر ص و اصول حاکم بر آن الگوی نظری برساخته گافمن و هابرماس را ارائه میکنیم و براساس آن به تحلیل ارتباطات میان فردی پیامبر ص میپردازیم.ارتباطات در خلا صورت نمیگیرد بلکه معمولا در یک فضا space صورت میگیرد که اروین گافمن از آن با عنوان صحنه نام میبرد. پس صحنه محیطی است که ارتباط در درون آن انجام میگیرد. فضا دارای دو بخش است بخشی از آن طبیعی و خارج از کنترل کنشگر است و بخشی از آن قابل کنترل بوده و برای بهبود فرایند ارتباط بازسازی میشود. پشت صحنه جایی است که پیام فرست خود را برای ارتباط موفق آماده میکند. برای ارتباط موفق کنشگر باید تجهیزاتی همانند لباس فرم مناسب را به همراه داشته و منش رفتاری ویژهای ـ همانند قیافه نوع نگاه و پردازش
ولايت و عبادت
انسانها هستند. این سخن نیز با روح توحیدی وحدت گرایانه اسلام هماهنگ و همسوست. 3. کلمه ای که در آیه ولایت به حضرت علی علیه السلام قابل انطباق است الذین امنوا الذین یقیمون الصلوه است. حال آنکه می دانیم الذین جمع است. مرحوم شبر در توجیه این ناهماهنگی لفظی و معنایی می نویسد عبر عنه بصیغه الجمع تعظیما او لدخول اولاده الطاهرین. تعبیر فرموده از حضرت به صیغه جمع به جهت تعظیم و تفخیم مقام حضرت و یا به خاطر داخل کردن فرزندان پاک و معصومش. 4. دلالت این آیت بر امامت حضرت علی علیه السلام به خاطر حصر آن بر آن جناب است. همچنین در ذکر اوصاف و حالات حضرت به بیان نمونه ای اکتفا شده است که مشهور خاص و عام بود; یعنی زکات در حال نماز. نکته سنجی صاحب مثنوی مولانا جلال الدین رومی بلخی در کتاب جاودانی خود مثنوی که برخی آن را قرآن پهلوی خوانده اند بارها و بارها به ساحت پاک علوی اظهار ارادت نموده و عرشی ترین مدایح معنوی را به پای این سدره المنتهای عارفان نثار کرده است. پایان بخش دفتر نخست مثنوی حکایت نبرد خندق است. در این مصاف که پیشتر کارزار پاکی با پلیدی است داستانی رخ می دهد که دستمایه مولانا برای پردازش
فلسفه اخلاق
انسانها به کار برده اند مثل اخلاق نازی ؛ یعنی نظام رفتاری مورد پسند نازیها و اخلاق مسیحی ؛ یعنی نظام رفتاری مورد پسند مسیحیان.6 ـ علم و مجموعه قواعد برای رسیدن به نیکوکاریگاهی اخلاق بر علم معینی علم اخلاق = مجموعه قواعد اطلاق می شود. در این صورت منظور از اخلاق علم اخلاق است و در آن ا زملکات و صفات خوب و بد و ریشه ها و آثار آن سخن گفته می شود و منظور از اخلاق مجموع قواعدی است که رعایت آن ها برای نیکوکاری و رسیدن به کمال لازم است و قواعد اخلاق میزان تشخیص نیکی و بدی است بی آن که احتیاج به دولت باشد.لذا برخی از حکما و فلاسفه علم اخلاق را عبارت از علم زیستن یا علم چگونه زیستن دانسته اند و ابو علی سینا علم اخلاق را به علمی تعریف نموده است که وظایف و تکالیف انسان را نسبت به خویشتن مورد بحث و گفت وگو قرار می دهد.نیز برخی از دانشمندان غربی در تعریف اخلاق گفته اند که اخلاق جمع خلق است؛ ولی بر علم معینی استعمال می شود که مشابه آن درلغات اروپایی واژه morale به زبان فرانسوی moralsبه زبان انگلیسی moral به زبان آلمانی moraleبه زبان ایتالیایی است و این واژه ها از کلمه لاتین moras جمع mos گرفته شده است.بعضی از فلاسفه غرب نیز تعریف مشابهی برای آن ذکر کرده اند مانند ژکس که گفته است اخلاق عبارت است از تحقیق در رفتار آدمی به آن گونه که باید باشد و مانند لوسن و فولکییه که گفته اند اخلاق مجموع قوانین رفتاری است که انسان به واسطه مراعات آن می تواند به هدفش برسد. 7 ـ حکمت عملی و علم تهذیبگاهی اخلاق در دو معنای عام و خاص استعمال می شود؛ معنای عام را حکمت عملی و معنای خاص را علم تهذیب اخلاق که شاخه ای از حکمت عملی است می گویند.حکمت عملی علم تهذیب اخلاق تدبیر منزل و سیاست مدن را در بر می گیرد. خواجه نصیر الدین طوسی درباره آن گفته است حکمت قیام نمودن به کارها است چنان که باید این تعریف اخلاق به معنای عام آن است. نامیدن کتبی که در آنها هر سه شاخه حکمت عملی مورد بحث قرار می گیرد به نام اخلاق مثل کتاب اخلاق ناصری نوشته خواجه نصیر الدین طوسی مؤید این معنا است. علم تهذیب اخلاق که معنای خاص اخلاق است یکی از سه شاخه حکمت عملی است که در آن از بد و نیک خیر و شر خصلت ها و رفتارهای فردی و از چه باید کردها سخن گفته می شود. الف اخلاق عملی و نظریاخلاق از جهات مختلفی قابل تقسیم است که یکی از موارد آن تقسیم آن به دو بخش اخلاق عملی و اخلاق نظری فلسفه اخلاق است.دلیل تقسیم اخلاق به عملی و نظری این است که عالمان و مربیان اخلاق در پی کشف اصول و قواعدی هستند که رعایت آن ها موجب خیر و سعادت می شود. اخلاق تنها یک سلسله دستور العملها و احکامی شبیه به نسخه پزشک نیست؛ بلکه علاوه بر آن مطالعه نظری و فلسفی و بررسی و تحلیل مفاهیمی است که هدف آن کشف اصولی بنیادی است که همه کردارها باید بر بنیاد آن انجام پذیرد.آنان که اصل بنیادی رفتار و سعادت انسان را لذت می انگارند بر آنند که نیک لذت است و رفتارهای انسان باید متوجه کسب لذت باشد تا به سعادت نایل شود. ظهور مکاتب گوناگون اخلاقی معلول تلاشی است برای یافتن پاسخ به این گونه پرسشها که خیر و سعادت چیست؟ انسان چگونه رفتار کند تا به سعادت برسد؟نظام های اخلاقی هر کدام سعی دارند به این گونه پرسش ها پاسخ دهند. اخلاق فلسفی کلامی و عرفانی اخلاق نظری را تشکیل می دهند که به آن فلسفه اخلاق نیز اطلاق می شود. ب فلسفهواژه فلسفه یونانی الاصل و مصدر جعلی فیلوسوفیا است. کلمه فیلو به معنای دوستداری و سوفیا به معنای دانایی است. لذا گفته اند فلسفه در ابتدا به معنای دوست داشتن دانش ها بود.واژه فلسفه همواره در برابر سفسطه به کار می رفته و اسم عامی برای همه علوم حقیقی تلقی می شده است. فلسفه در اصطلاح مسلمین به معنای مطلق دانش عقلی به کار رفته است. مسائل فلسفی بر محور موجود و هستی دور می زند و موضوع آن موجود بما هو موجود است.ج فلسفه اخلاقفلسفه اخلاق رشته ای علمی فلسفی و نوپاست که تعاریف مختلف و گوناگونی برای آن ارائه شده است. برخی آن را چنین تعریف کرده اند فلسفه اخلاق علمی است که به تبیین اصول مبانی و مبادی علم اخلاق می پردازد و مبادی تصوری و تصدیقی علم اخلاق و گزاره های اخلاقی را مورد پردازش
English