بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و المعصومین المکرمین».
بالاخره شما هم مان...
5 مطلب یافت شد
نظر کریمانۀ اهلبیت، پشتوانهای قوی برای شیعه
بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمدلله رب العالمین صلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب الهنا و طبیب نفوسنا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و المعصومین المکرمین».
بالاخره شما هم مان...
پيوند حج با امامت و ولايت
برای آن که اعلان برائت از مشرکان به ثمر نشیند لازم است که از پشتوانهای قوی و نیرومند برخوردار باشد تا با تحمل کمترین صدمات بیشترین ثمر را برای … پشتوانهای هم اعلان برائت از مشرکان به قدر توان لازم است.باری از مجموع اهداف یاد شده و نیز آرمانهای دیگری که سبب تشریع عبادتی چون حج گردیده برمی آید که میان این عبادت جمعی با حکومت پیوندی مستحکم برقرار است؛ چرا که بعد سیاسی این عبادت به حدی است که تامین آن از عهده افراد خارج است و تشکلی قوی
خداوند، تنها مأمن و پناه انسان
پشتوانهای که در تمام خطرات بلاها مصائب و مشکلات بتواند به داد آدم برسد فقط خداست و هیچکس دیگری نمیتواند کار خدا را انجام بدهد. حکایت دشمنی ابولهب و همسرش با رسول خدا ص وقتی سوره تبت یدا ابی لهب -که اسم آن سوره مسد است- نازل شد پروردگار عالم از بین همه دشمنان معاندین مشرکین و بتپرستان مکه که آدمهای خبیثی مثل عاصبنوائل ولیدبنعتبه و امثال این چهرهها بودند که تمام سیزدهسال هم پیغمبر را آزار دادند و یکی از آنها هم مسلمان نشد؛ یا مشرک مرد یا در جنگ بدر و در جنگهای بعد کشته شدند. تنها جانی و خبیث از اهل مکه که خدا اسم او را در قرآن آورد ابولهب و همسرش بود. ابولهب هم عموی واقعی پیغمبر بود و عموخوانده نبود. ابولهب برادر حضرت ابوطالب و حضرت حمزه بود اما خیلی خبیث پلید و آلوده بود و کسی را هم بهاندازه پیغمبر اکرم اذیت نکرد. خدا مصلحت دید که اسم او را در قرآن بیاورد و از همسرش هم ذکری به میان بیاورد پس خودش را گفت تبت یدا ابی لهب و خانمش را گفت و امراته حماله الحطب . این سوره در دهانها شروع به گشتن کرد و ابولهب خیلی تحقیر شده بود. ابولهب آدم ثروتمند خیلی خوشلباس و خوشهیکل زرنگ خیلی هم ریاستی و اخلاق او خانی بود؛ حالا سه- چهار آیه در یک سوره بیاید و در سرش بزند تحقیرش بکند و سوره هم بر سر زبانها حتی سر زبان دشمنان بچرخد معلوم است چه حالی پیدا میکند معلوم است زن او چه حالی پیدا میکند.یکروز زن ابولهب با عصبانیت کامل و به قصد قطعی کشتن پیغمبر حرکت کرد پیغمبر هم در مسجدالحرام بود. کسی هم آمد و خبر داد که همسر ابولهب بهشدت عصبانی است. او هم زن قدرتمندی بود و یکمقدار هم سواد آن زمان را داشت زبان تحریککننده شدیدی هم داشت و تا میدید ابولهب و سه پسرش از آزار پیغمبر شل میشوند شروع به تشویق و تحریک میکرد. بهخاطر نزول همین سوره گفت الآن میروم و او را میکشم. به رسول خدا گفتند این زن که مثل سگ هار میماند مثل خرس تیرخورده میماند دارد به سراغ شما میآید؛ پیغمبر هم که در مکه مسلح نمیگشتند و در مسجدالحرام مسلح وارد نمیشدند حالا که این خطر جدی برایشان پیش آمد خودشان که فعلا زمینه دفاع ندارند و نمیشود با یک زن دست به گریبان بشوند و با هم کشتی بگیرند و پیغمبر زانویش را بیخ گلوی این زن بگذارد و نگه دارد تا خفه بشود. این اصلا با پیغمبر تناسبی نداشت بعد هم خیلی حرف درمیآمد که یک زن و موجود لطیف چه خبر است که یک مرد او را نابود کرده است کسی به پیغمبر گفت آقا این خطر صد درصد جدی است؟ فرمودند بله. گفت حالا چهکار میخواهید بکنید؟ فرمودند با اسلحهای که دارد تا یک قدمی من هم بیاید مرا نمیبیند. گفت آقا روز روشن است و ما در مسجدالحرام نشستهایم این زن چشم قوی
آثار و نشانههای تیرهبختان در کلام رسول خدا(ص)
پشتوانهای از طلا و نقره دارد. طلا و نقره دو فلز معدنی است. در برابر هستی و عالم آفرینش یک کاغذ رنگی یا دو فلز سفید و زرد چه ارزشی دارد؟ ارزشی هم که بشر برای طلا و نقره قرار داده اعتباری است؛ زیرا از قدیم گفتهاند آهن فولاد و مس این مقدار ارزش دارد؛ ولی طلا و نقره چون در زینت به کار گرفته میشود ارزشش از آهن فولاد مس و روی بیشتر است. حالا من که چند مثقال طلا یا یک بسته اسکناس گم کردهام از ناراحتی گریه میکنم. این گریه و قطرههای اشک هیچجا حساب نمیشود. گریۀ باارزشاما اگر متعلق گریۀ من منبعی که در اتصال به آن منبع گریه میکنم دارای ارزش و قیمت غیرقابل حساب باشد چشم بر دلی تکیه کند که آن دل به خدا خوف از عذاب خدا یا به وجود مبارک حضرت ابیعبداللهالحسین ع تکیه دارد اشک من یک اشک فوقالعاده قیمتی و ارزشی میشود. مرحوم ملااحمد نراقی ره در کتاب طاقدیس روایتی نقل کردهاند که من چند بار خواندهام. ملااحمد آدم فوقالعادهای است و از لحاظ علمی و معنوی شخصیت والایی دارد. ایشان نقل میکند حضرت شعیب پدرزن حضرت موسیابنعمران سالها گریه کرد. گریۀ زیاد به نور چشم صدمه میزند. در قرآن مجید خواندهاید که حضرت یعقوب سی سال از فراق یوسف اینقدر گریه کرد تا ابیضت عیناه 2 کور شد عیبی ندارد که آدم از فراق بچهاش گریه کند؛ اما جایی حساب نمیشود گریۀ یعقوب در فراق یوسف عبادت خدا نبود؛ دلش میسوخت که بچهاش گم شده. پروردگار عالم به او خبر نداد که بچهات را در چاه انداختهاند همین امشب برو و او را بیاور یا او را کاروان عبوری از چاه بیرون آورده و در مصر فروخته برو دنبال بچهات و او را به کنعان برگردان . پروردگار عالم گاهی اخباری را بنا به مصلحت یک ملت از یک پیغمبر پنهان میکرد؛ مثلا سی سال به یعقوب خبر نرسید که بچهاش کجاست؛ چرا؟ چون پروردگار عالم یوسف را تربیت کرد تا ملت مصر را از بلای هفت سال قحطی و جامعه مشرک مصر را از فرهنگ باطل شرک نجات بدهد. گریۀ دروغگریه دروغ چه ارزشی دارد؟ هر ده برادر آن شب به پهنای صورت اشک میریختند؛ این اشک قلابی منافقانه و فریبکاری بود. اشک درستی نبود و هیچ ارزشی نداشت همان شبی که برادرها گفتند بچهات را گرگ پاره کرد و جاؤ اباهم عشا یبکون 3 و به دروغ گریه میکردند اگر خدا میگفت او را در چاه کنعان انداختند حضرت یعقوب طناب میبرد و با کمک همسایهها یوسف را از چاه درمیآورد و به خانه برمیگرداند. آنوقت در هفت سال قحطی بدنۀ عظیمی از ملت مصر نابود میشد و در فرهنگ شرک باقی میماند. تدبیر حضرت یوسف برای مصریانوقتی یوسف از زندان آزاد شد پادشاه مصر به او گفت چه میخواهی؟ انک الیوم لدینا مکین امین 4 امروز نزد ما از مقام منزلت و شخصیت برخورداری؛ ما که تو را نمیشناختیم بعد از اینکه خواب دو زندانی را تعبیر کردی فهمیدیم یک دانشمند خبیر آگاه بدون جرم در زندان افتاده. ما که از وضع تو خبر نداشتیم حالا چه میخواهی؟ یوسف میتوانست بگوید من اهل کنعانم پدرم یعقوب جدم اسحاق و جد اعلایم ابراهیم است؛ زیرا دنیای خاورمیانۀ آن روز ابراهیم را میشناختند. اگر میخواهید در حق من کاری کنید دو اسب تیز تکرو و سریع با چهار مامور به من بدهید تا من را به وطنم برگردانند و پدر و مادرم را ببینم؛ ولی این را نگفت چون براساس خواب شاه میدانست هفت سال دیگر قحطی خشکسالی و بیآبی شروع میشود و مردم مثل برگ درخت میمیرند و روی زمین میریزند. میدانست قبل از این هفت سال خشکسالی هفت سال فراوانی است. به کشاورزها گفت گندم جو و سایر دانههای نباتی را بکارید به مقدار نیازتان بخورید و بقیه را بدون اینکه سبز شود ذخیره کنید. هفت سال مردم را هدایت کرد تا محصولاتشان را در سیلو دپو و ذخیره کنند. فکر میکنم اولین کسی که سیلوی بزرگ را برای حفظ دانههای نباتی به مردم یاد داد وجود مبارک حضرت یوسف بود. برای هفت سال قحطی که نمیشد گندم را در بغچه و برنج را در سبد بریزند؛ فاسد میشد. ایشان چهکار کرد که حبوبات دانههای نباتی و غلات آفت نزد؟ سبزشان نکرد نخشکاند و نگذاشت از بین بروند. منشا رشتههای علمیاگر همۀ رشتههای علمی امروز را نگاه کنید و به قرآن مراجعه کنید ریشه آنها دانش انبیای خدا بوده. سدسازی بسیار قوی
English