که میخوریم جلوههای رحمانیت حق در دنیا به ماست بهشت هم جلوه آخرتی رحمانیت است. … -جلوههای رحمانیت در دنیا و آخرتما به رحمت رحمانیه اتصال داریم؛ صبحانه ناهار و شامی که میخوریم لباسی که میپوشیم هوایی که استشمام میکنیم و میوههایی
9 مطلب یافت شد
دهه اول محرم 94 حسینیه همدانیها سخنرانی سوم
حضرت اوست.رحیمیتش هم بهشت است و رضایتش ما باید سر سفره رحمانیت تمام این جلوههای رحمانیت را به عبادتش برگردانیم که پایان کارمان هم بشود … معنویاش از فضای رحمانیتش برویم در فضای رحیمیت رحمانیتش جلوهاش همین دنیاست همین خوراکیهاست همین پول است و مغازه است همین ماشین است اینها جلوههای رحمانیت
استاد انصاریان در خوی: ارزش مرد و زن از دیدگاه اسلام مساوی است
این مفسر قرآن بیان داشت خدای متعال در سوره بقره چهار بار رحمت خود را به مردم متذکر میشود و همه هستی از رحمانیت الهی شروع شده و این رحمانیت جلوههای
مهر و رحمت
این رحمانیت جلوههای عجیب و غریبی دارد. یکی از جلوههای رحمانیت نرمی اخلاق مهربانی و محبت در انسان است.
رحمانیت و رحیمیت خداوند متعال
رحمانیت و چه جلوه رحیمیت نایل گردد.آنچه در این زمینه برای ما میسر است نظر به حقایق و حوادثی است که در دسترس ما قرار میگیرد و در حیطه عقل و دانش ما در میآید.تماشای جلوات رحمت فقط و فقط بر اساس شعاع دید و عقل و علم و شنوائی ماست و البته نمونههائی که دریافت میکنیم نشانگر کلی حقیقت در پهندشت هستی و در جهان ابدی است.در این صفات محدود و با نوک قلم شکستهام که در برابر اقیانوسی بیکران از جلوههای … رحمانیت و رحیمیت است با دل و جان و زبان به ستایش برخاسته و بگوئید الحمدلله .حضرت رضا ع به همه این حقایق در ضمن دعا اشاره کردهاند چنان که شیخ صدوق با سلسله سند خود نقل میکند که آن حضرت در دعایش میگفت رحمن الدنیا و الآخره و رحیمهما 7 ای خدائی که رحمت رحمانیهات و رحمت رحیمیهات فراگیر دنیا و آخرت است.عقل و دانش ما و علم و بصیرتمان در حدی نیست و به حدی نخواهد رسید که بتواند به دریافت شمار جلوههای
درک رحمانیت و رحیمیت پروردگار، کوتاهترین راهِ یافتن حق
اندک مطالعهای در رحمانیت و رحیمیت او آثار و جلوههای هر دوی آنها کاری با قلب میکند که قلب به حضرت او پیوند میخورد؛ پیوند و گرهی که دیگر تا ابد
پيامبر اكرم، مبلغ پيام رحمت الهي
جلوههای باعظمت آیات الهی که در سراسر قرآن مشاهده میشود تلالؤ انوار جاذبه و دافعه است. البته اصطلاح جاذبه و دافعه تداعیکننده کتاب ارزشمند استاد شهید مرتضی مطهری ره است که در آن با بینشی عمیق جاذبه و دافعه شخصیت علی ع را تحلیل کرده است. در آنجا عمدتا ابعاد اجتماعی شخصیت امیرالمؤمنین ع مورد بحث قرار گرفته و نشان داده شده است که آن حضرت در ارتباط با افراد و گروههای اجتماعی چه سیرهای داشتهاند ؛ لیکن در خصوص قرآن کریم نه تنها آیات اجتماعی از منظر جاذبه و دافعه قابل بررسی است بلکه بیشتر بعد توحیدی و ارتباط بین انسان و خدا مدنظر است.بدون شک در قاموس صفات حضرت باریتعالی رحمت و محبت نقشی فراتر و اخص دارد و تمام صفات ثبوتیه و سلبیه حضرتش در پرتو آن معنا مییابد و حضرت حق خود را موظف به افاضه رحمت میداند. ...کتب علی نفسه الرحمه... 1 مگر نه این است که عصاره مفاهیم متعالی قرآن جمع در بسمله است و او جز رحمانیت
انسان در آغوش رحمانیت و رحیمیت پروردگار
رحمانیت سر سفره هستند؛ اما در رحیمیت سفرهای قرار داده که تنها و تنها دارندگان ایمان و عمل صالح سر این سفره راه دارند. آنهم ایمانی که از قرآن و تعلیمات پیغمبر ص و اهلبیت علیهمالسلام گرفته شود. در واقع منظور ایمان به خدا آنچنان که خداست؛ اما ایمان به خدا آنچنان که خداوند آنگونه نیست ایمان شیطانی است. اینکه من بگویم این کتاب در عربستان نوشته شده است و من کتابش را خریدهام خدا چشم گوش لب گردن قد پا شکم و دست دارد. منحرفین همه اینها را در فصلهای جداگانه نوشتهاند آنها نوشتهاند که پروردگار شبهای جمعه صندلیاش را از عرش برمیدارد و به آسمان اول میآورد. درحالیکه آسمان اول سقف نیست که صندلی را بیاورد و روی سقف بگذارد. آسمان اول آجری و بتون نیست آسمان اول میلیاردها ستاره و سیصدمیلیون کهکشان است. شما ببینید دروغهایی که به خدا بستهاند چه دروغهای شاخدار کافرانهای است ایمان به خدایی که قرآن معرفی کرده است لیس کمثله شی 6 خدا مانند هیچچیزی نیست و خودش است. او وجود مقدسی است بینهایت دارای کمالات و جمال و جلال. خداوند در بیش از دو هزار آیه قرآن مجید معرفی شده است. ایمانی که قرآن به من بدهد پیغمبر ص به من بیاموزد و امیرالمؤمنین ع صاحب علم اقیانوسوار در نهجالبلاغه به من بیاموزد؛ همچنین عمل صالحی که قرآن پیغمبر ص و اهلبیت علیهمالسلام بگویند چیست؛ دارنده این ایمان و عمل صالح با محبت او میتواند سر سفره رحیمیت بنشیند. یکی از جلوههای
توسّل و هدایت گمراهان
جلوههای متعدد. ریشه واقعیت و حقیقت آن یکی است نه بیشتر.اما ظلمات هر کدام شهری است تاریک و جاده شقاوتی است خطرناک؛ لذا در قرآن کریم کلمه ظلمت را به صورت جمع آورده است ولی نور را همواره مفرد استفاده کرده است. دین الهی و ادیان ابلیسیهمینطور است درباره لغت دین که در قرآن مجید به صورت جمع و به شکل ادیان استفاده نشده است. ان الدین عند الله الاسلام 8 ؛ شرع لکم من الدین 9 ؛ ومن یبتغ غیر الاسلام دینا . 10 چرا در قرآن کریم حتی لفظ ادیان هم نیامده است؟چون از زمان حضرت آدم ع تا روز بعثت پیغمبر ص دین خدا یک دین بوده و آن هم اسلام است که حقیقتش تسلیم بودن در برابر پروردگار است. جلوه آشکارش هم همین حلال و حرام و مسائل اخلاقی است.خدا یک دین بیشتر ندارد ولی ابلیس ادیان دارد.چند وقت پیش در مجلهای میخواندم که در هندوستان با حدود یک میلیارد و چند صد میلیون جمعیت بر اساس تحقیقات محققین 15 میلیون دین وجود دارد که تمامش برساخته ابلیسیان تاریخ است در حالی که پروردگار تنها یک دین دارد و آن هم تجلی علم خودش است تجلی رحمت و عدالت خداوند است؛ لذا کسی که دینش الهی است تمام درهای فیوضات در دنیا و آخرت به رویش باز است.در مرحله اول گفته شد که عدهای در ضلالت و گمراهی هستند. دسته دوم فی ضلال مبیندر مرحله دوم یک عده فی ضلال مبین هستند. در نهایت به هدایت میرسند و با خدا آشتی میکنند ولو اینکه بهطول بینجامد تا آلودگیهای باطنیشان برطرف شود قلبی که دچار لجنهای اخلاقی است آرام آرام از لجن درآید و با طهارت اخلاق حسنه پاکیزه شود و به خدا بپیوندد اما نه به سرعت. استقامت در هدایت گمراهانروایتی از امیرالمؤمنین ع است که خیلی کاربردی است و در روزگار ما بهدرد بخور است. من طی این پنجاه سالی که با مردم سروکار دارم خیلی از این روایت استفاده کردهام و روایت این است از گنهکار و آلوده دامن ناامید نشویدالبته عمل به این روایت خیلی حوصله و تحمل و بردباری میخواهد که آدمی از کوره در نرود و عصبانیت بهخرج ندهد؛ بلکه دنبال هدایت گمراهان را بگیرید. ممکن است ده روز طول بکشد یا یک ماه و بیشتر زمان ببرد نباید جا زد و خسته شد. چلوکبابی وسیله هدایتدوستی داشتم که به صورت فنی و حرفهای در پی هدایت گمراهان بود و خودش هم قدرت روحی بالایی داشت و خداوند متعال هم به همین خاطر حال عجیبی به او عنایت کرده بود؛ هرچه انسان به حضرت رب نزدیکتر باشد درهای بیشتری از فیوضات به رویش باز میشود.ایشان در بازار تهران سالن چلوکبابی دویست و پنجاه متری داشت و از یازده ظهر فروش غذا شروع میشد تا یک بعد از ظهر. از بین کسانی که به عنوان مشتری به آنجا میرفتند افراد گمراه را که در ضلال مبین هم بودند تشخیص میداد.اینجا بود که کارش را شروع میکرد؛ یک صندلی کنار او میگذاشت و شروع میکرد به آرامی و آرامش با او حرف زدن. من دوستانی با چنین اوصافی دارم اما ایشان خیلی فوق العاده بودبا عباراتی چون قربانت برم عزیزم دورت بگردم با اینکه اولین بار زیارتت میکنم عاشقت شدم کار میکرد و تنها با بیان اوصاف خدا و رحمانیت
English